رسالهی حاضر، حاصل پژوهش‌های نگارنده در دوره‌ی کارشناسی ارشد رشته‌ی منابع طبیعی گرایش جنگلداری است که در مهر ماه سال 1390 در دانشکده‌ی کشاورزی دانشگاه یاسوج به راهنمایی جناب آقاي دكتر سهراب الواني‌نژاد و مشاوره‌ی جناب آقای دكتر رضا بصيري و سرکار خانم دكتر رقیه ذوالفقاری از آن دفاع شده است و کلیه‌ی حقوق مادی و معنوی آن متعلق به دانشگاه یاسوج است.
دانشکده‌ی کشاورزی
گروه جنگلداری
پايان نامه‌ی کارشناسی ارشد رشته‌ی جنگلداری
بررسی اكولوژيك پوشش گياهي منطقه جنگلي وزگ (جنوب شرقي ياسوج)
استاد راهنما:
دکتر سهراب الواني نژاد
اساتيد مشاور:
دکتر رضا بصيري
دكتر رقيه ذوالفقاري
پژوهشگر:
رقيه آقايي
مهر ماه 1390
تقديم به
پدرم
آينه‌ي صداقت و مهرباني و درياي بي‌كران صبر و اميد
مادرم
اسطوره بزرگواري مهرباني، كه اگر دستان پرمهرش نوازشگر روياهام نبود
در اولين قدمهايم باز مي‌ماندم.
خواهرانم و برادرانم
سرچشمه‌ها‌ي بهارانه زيستن
سپاسگزاري
سپاس و ستايش خداوند بي‌همتا را سزاست كه انسان را آفريد و به فضيلت نطق و قلم و به مزيت عقل و كمال از ديگر مخلوقات مميز گرداند.
اكنون كه به استعانت از پروردگار متعال، نگارش اين پژوهش به اتمام رسيده است، شايسته است مراتب امتنان و سپاس خالصانه را از استاد ارجمند، جناب آقاي دكتر سهراب الواني‌نژاد كه با راهنمايي علمي و ارزنده خويش رهنمون اينجانب در تهيه و تدوين اين پژوهش بودند، ابراز نمايم.
از اساتيد مشاور گرانقدر، جناب آقاي دكتر رضا بصيري و خانم دكتر ذوالفقاري كه در طول اين تحقيق مشوق اينجانب بودند و همواره از ايده‌هاي خوب آنان بهره‌مند گرديده‌ام، خاضعانه سپاسگزارم.
از داوران محترم اين پژوهش، جناب آقاي دكتر تيمور رستمي شاهراجي و جناب آقاي دكتر پيام فياض كه علاوه بر داوري، كمك‌هاي بي‌شائبه‌اي نيز در انجام اين تحقيق به اينجانب داشتند، تشكر مي‌كنم.
از اساتيد محترم گروه، جناب آقاي دكتر عليرضا صالحي که در دوران تحصيل از محضرشان کسب فيض نموده‌ام، تشكر مي‌كنم.
در نهايت از تمامي دوستانم و هم‌كلاسي‌هاي عزيزم كه در طول تحصيل، همراه و ياور من بودند و همواره مشوقم بودند، خالصانه تشكر مي‌كنم و از درگاه خداوند متعال توفيق روزافزون آنان را خواستارم.
نام: رق‍يه نام خانوادگ‍ي: آقايي
مقطع تحص‍يلي: کارشناس‍ي ارشد رشته و گرايش: جنگلداري
استاد راهنما: سهراب الوان‍ي‌نژاد تاريخ دفاع: 06/07/90
بررس‍ي اكولوژيك پوشش گ‍ياه‍ي منطقه جنگل‍ي وزگ (جنوب شرق‍ي ياسوج)
چک‍يده
در مطالعات کاربردی برای حل مسائل اکولوژيکی در ارتباط با مديريت و حفاظت از اکوسيستم‌های طبيعي، شناخت و بررسی پوشش گياهی بسيار مهم است. بررسی اکولوژيکی پوشش گياهی جنگل‌های زاگرس که وسيع‌ترين ناحيه رويشی کشور محسوب می‌شوند، مسئله حفاظت و حمايت در آن از اهميت خاصی برخوردار است. هدف از انجام اين تحقيق بررسی اکولوژيک پوشش گياهی جنگل وزگ واقع در جنوب شرقی ياسوج بود. جهت جمع‌آوری داده‌های مربوط به پوشش درختی و درختچه‌ای، تعداد 61 قطعه نمونه 450 متر مربعی بصورت تصادفی سيستماتيک پياده گرديد. در هر قطعه نمونه، برآورد پوشش گونه‌ها‍ي درخت‍ي و درختچه‌اي به صورت ع‍ين‍ي و به صورت درصد ب‍يان گرديد. جهت برداشت پوشش علف‍ي در چهار گوشه و مرکز پلات اصلی پنج م‍يکرو پلات به ابعاد يك متر مربع برداشت شد و نوع گونه و درصد پوشش آن به روش براون-بلانکه تخم‍ين زده شد. همچن‍ين جهت اندازه‌گ‍يري زادآوري گونه‌هاي چوب‍ي، در هر قطعه نمونه اصل‍ي، قطعات نمونه‌ا‍ي مربع شکل به ابعاد 8×8 متر پ‍ياده گرديد و تمام‍ي نهال‌هاي شاخه‌زاد و دانه‌زاد براي هر گونه ثبت شد. به منظور مشخص کردن گروه‌هاي اكولوژيك و گونه‌هاي شاخص در منطقه مورد مطالعه از تحل‍يل دو طرفه گونه‌هاي شاخص (TWINSPAN) استفاده گرديد. جهت تع‍ي‍ين و برآورد تنوع زيستي گ‍ياه‍ي از شاخص‌ها‍ي عددي غناي گونه‌اي مارگالف و منه‍ين‍يک، يكنواختي پايلو و تنوع گونه‌ا‍ي شانون-وينر و س‍يمپسون استفاده شد. دو روش رسته‌بندي، روش آنال‍يز تطب‍يق‍ي قوس‌گيري شده (DCA) و روش آنال‍يز تحل‍يل تطب‍يق‍ي متعارف (CCA) براي تجزيه و تحليل ارتباط بين پوشش گياهي و زادآوري با متغيرهاي محيطي بكار گرفته شد. نمونه‌هاي جمع‌آوري شده با استفاده از فلورهاي مختلف شناسايي گرديد. نتايج نشان داد که در منطقه مورد مطالعه چهار گروه اكولوژيك وجود دارد که اين گروه‌ها عبارتند از: گروه اول Quercus brantii-Anthenus italica، گروه دوم Heteranthelium piliferum-Avena clauda، گروه سوم Teucrium polium و گروه چهارم Salvia reautreana. همچنين ارتباط بين گروه‌های اکولوژيک با متغ‍يرهاي مح‍يط‍ي و شاخص‌هاي تنوع زيست‍ي معن‍ي‌دار‍ بود. مؤثرترين متغ‍يرهاي مح‍يط‍ي در ارتباط با گروه‌هاي اكولوژيك، متغ‍ير درصد لاشبرگ، ارتفاع از سطح دريا، درصد پوشش علف‍ي و درصد ش‍يب بود. نتايج نشان داد که عوامل فيزيوگرافی روی شاخص‌های تنوع زيستی گياهی تأثير معنی‌دار داشته، به طوري که ارتفاع از سطح دريا بر شاخص تنوع س‍يمپسون و يكنواختي، جهت جغراف‍ياي‍ي بر شاخص‌ها‍ي غناي مارگالف و منهين‍يک و درصد ش‍يب بر شاخص‌ها‍ي تنوع س‍يمپسون و شانون- وينر و شاخص يكنواختي اثر معني‌داري داشتند. طبق نتايج بدست آمده زادآوري‌ گونه‌های درختی و درختچه‌ای با متغ‍يرهايي چون ارتفاع از سطح دريا، درصد پوشش سنگ‍ي، درصد لاشبرگ و آهک و پتاس‍يم خاک ارتباط معن‍ي‌داري نشان داد. در بررس‍ي فلورست‍يک گ‍ياهان منطقه مورد مطالعه، 122 گونه گ‍ياه‍ي شناسايی گرديد که اين گونه‌ها به 32 ت‍يره و 102 جنس تعلق داشته و ب‍يشترين شکل رويش‍ي متعلق به تروف‍يت‌ها و ب‍يشترين درصد عناصر شناساي‍ي شده در منطقه مورد مطالعه متعلق به عناصر منطقه ايران توران‍ي بود.
واژه‌هاي کل‍يدي: زاگرس، پوشش گ‍ياه‍ي، گروه‌هاي اکولوژيک، تنوع زيست‍ي، زادآوري، فلور، عوامل مح‍يط‍ي، ياسوج، وزگ
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: مقدمه و کليات
1-1-مقدمه1
1-2-کليات……………………………………………………………………………….. 3
1-2-1- اکولوژي…………………………………………………………………….3
1-2-3- مفهوم جامعه گياهي………………………………………………………………………….3
1-2-4- گروه گونه اکولوژيک 4
1-2-5- تنوع زيستي5
1-2-5-2- تنوع گونه‌اي و اجزاي آن6
1-2-5-3-انواع تنوع6
1-2-5-4- روش‌هاي اندازه‌گيري تنوع 7
1-2-5-5- شاخص‌ها و نمايه‌هاي رياضي براي اندازه‌گيري تنوع8
1-2-5-5-1-شاخص‌هاي تنوع گونه‌اي8
1-2-5-5-2-شاخص‌هاي غناي گونه‌اي9
1-2-5-5-3-شاخص‌هاي يكنواختي گونه‌اي9
1-2-6- فلور10
1-2-7- زادآوري11
1-2-8- عوامل محيطي12
1-2-8-1- فيزيوگرافي12
1-2-8-1-1- ارتفاع از سطح دريا12
1-2-8-1-2- جهت‌ جغرافيايي13
1-2-8-1-3- شيب13
1-2-8-2- خاک13
1-2-8-2-1- خصوصيات فيزيکي……………………………………………………………………………………………14
1-2-8-2-2- خصوصيات شيميايي14
1-2-9- روش‌هاي آماري در آناليز پوشش گياهي14
1-2-9-1- روش طبقه‌بندي14
1-2-9-2-روش رسته‌بندي15
فصل دوم : مروري بر پژوهش‌هاي انجام شده
2-1- مطالعات صورت گرفته در زمينه گروه گونه‌هاي اکولوژيک و ارتباط آن با عوامل محيطي17
2-2- مطالعات صورت گرفته در زمينه تنوع زيستي23
2-3- مطالعات صورت گرفته در زمينه فلور25
2-4- مطالعات صورت گرفته در زمينه زادآوري27
فصل سوم: مواد و روشها
3-1-منطقه مورد مطالعه29
3-1-2-زمين‌شناسي31
3-1-3- خاكشناسي31
3-1-4- اقليم منطقه31
3-1-5- وضعيت اقتصادي و اجتماعي منطقه32
3-2-روش جمع‌آوري داده‌ها33
3-2-1- روش نمونه‌برداري از پوشش گياهي33
3-2-2-نمونه‌برداري از عوامل محيطي35
3-2-2-1-نمونه‌برداري از خاک35
3-2-2-2-نمونه‌برداري از عوامل فيزيوگرافي35
3-3-روش تحليل گروه گونه اکولوژيک36
3-3-1-روش تعيين گونه‌هاي شاخص36
3-3-2- ارتباط بين گروههاي اکولوژيک با عوامل محيطي36
3-4-روش مطالعه تنوع زيستي36
3-5-روش مطالعه فلور37
3-6-روش مطالعه زادآوري37
3-7-روش آزمايشگاهي شيميايي و فيزيکي خاک37
3-7-1- اندازه‌گيري pH خاک37
3-7-2-اندازه‌گيري هدايت الکتريکي EC خاک38
3-7-3-اندازه‌گيري نيتروژن كل خاك38
3-7-4- اندازه‌گيري فسفر قابل جذب خاک39
3-7-5- اندازه‌گيري پتاسيم قابل جذب40
3-7-6-اندازه‌گيري کربن آلي (مواد آلي خاک)40
3-7-7- اندازه‌گيري ميزان آهک خاک41
3-7-8- اندازه‌گيري سديم خاک41
3-7-9-تعيين بافت خاک به روش هيدرومتر42
فصل چهارم: نتايج و بحث
4-1- تعيين گروه گونه‌هاي اکولوژيک43
4-1-1-تعيين گروه‌هاي اکولوژيک و گونه‌هاي شاخص43
4-1-2- بررسي گروه‌هاي اکولوژيک در ارتباط با عوامل محيطي و شاخص‌هاي تنوع زيستي47
4-1-2-1- نتايج آناليز CCA47
4-1-2- 2-نتايج آناليز واريانس و مقايسه ميانگين 51
4-1-3- بحث و نتيجه‌گيري گروه گونه‌هاي اکولوژيک52
4-2- نتايج تنوع زيستي55
4-2-1-نتايج آناليز يک طرفه و مقايسه ميانگين شاخص‌هاي تنوع زيستي در طبقات مختلف (شيب، جهت جغرافيايي و ارتفاع از سطح دريا)55
4-2-2- نتايج آناليز همبستگي شاخص‌هاي تنوع زيستي با طبقات مختلف شيب، جهات جغرافيايي و ارتفاع از سطح دريا57
4-2-3-نتايج آناليز همبستگي شاخص‌هاي تنوع زيستي با متغيرهاي محيطي 58
4-2-4- بحث و نتيجه‌گيري تنوع زيستي60
4-3- نتايج زادآوري گونه‌هاي درختي و درختچه‌اي61
4-3-1- نتايج آناليز DCA62
4-3-2- نتايج آناليز CCA63
4-3-3- بحث و نتيجه‌گيري زادآوري68
4-4- نتايج بررسي عوامل توپوگرافي در ارتباط با عوامل خاکي و محيطي70
4-4-1- نتايج آناليز واريانس يک طرفه و مقايسه ميانگين عوامل خاکي در طبقات مختلف (شيب، جهت جغرافيايي و ارتفاع از سطح دريا)70
4-4-2- نتايج آناليز همبستگي73
4-4-3- بحث بررسي عوامل توپوگرافي در ارتباط با عوامل خاکي و محيطي74
4-5- نتاي بررسي فلورستيك منطقه76
4-5-1- بحث فلور76
4-6- نتيجهگيري کلي83
4-7- پيشنهادات85
منابع مورد استفاده86
پيوست107
فهرست جدولها
عنوان صفحه
جدول 3-1- فراواني پوشش براون بلانکه33
جدول 3-2-طبقات شيب دامنه34
جدول 3-3- طبقات ارتفاع از سطح دريا34
جدول 3-4- جدول طبقات جهت34
جدول 4-1- مقدار شاخص اهميت براي گونه‌هاي گياهي در هر گروه اکولوژيک41
جدول 4-2- نتايج آناليز CCA داده‌هاي متغيرهاي محيطي46
جدول 4-3- نتايج تست مونت کارلو براي همبستگي بين گونه‌ها و عوامل محيطي46
جدول 4-4-جدول نتايج همبستگي متغيرهاي محيطي و شاخص‌هاي تنوع زيستي با محورهاي CCA47
جدول 4- 5- نتايج آناليز واريانس شاخص‌هاي تنوع زيستي و متغيرهاي محيطي در گروه‌هاي اکولوژيک50
جدول 4-6- ميانگين شاخص‌هاي تنوع و عوامل محيطي در گروه‌هاي اکولوژيک51
جدول4- 7- حداکثر، حداقل، ميانگين شاخص هاي تنوع، غنا و يکنواختي در منطقه مورد مطالعه 54
جدول 4 -8– نتايج آناليز واريانس يک طرفه تنوع گونه‌اي، غنا و يکنواختي در طبقات مختلف ارتفاع، جهت و شيب55
جدول 4-9- مقايسه ميانگين شاخصهاي تنوع زيستي در ارتفاع از سطح دريا، جهات جغرافيايي و شيب‌هاي مختلف56
جدول 4-10- ضرايب همبستگي شاخص‌هاي تنوع با طبقات مختلف شيب، جهات جغرافيايي و ارتفاع از سطح
دريا57
جدول 4-11- نتايج همبستگي شاخص‌هاي تنوع زيستي با عوامل محيطي58
جدول4-12-نتايج زادآوري گونه‌هاي درختي و درختچه‌اي موجود در پلاتهاي مورد مطالعه61
جدول 4-13- همبستگي خاک و عوامل محيطي با محورهاي DCA63
جدول 4-14- نتايج آناليز CCA داده‌هاي زادآوري64
جدول 4-15- نتايج تست مونت کارلو براي همبستگي بين زادآوري و عوامل محيطي64
جدول 4-16- همبستگي محورهاي CCA با عوامل محيطي و خاک65
جدول 4-17-نتايج آناليز واريانس يک طرفه متغيرهاي خاک در طبقات مختلف ارتفاع از سطح دريا، جهت و شيب69
جدول 4-18-نتايج مقايسه ميانگين دانکن متغيرهاي خاک و محيطي در طبقات مختلف ارتفاع از سطح دريا،
جهت و شيب71
جدول 4-19- نتايج آناليز همبستگي بين متغيرهاي خاک و محيطي با عوامل توپوگرافي72
جدول 4-20- نام علمي، فارسي، شکل زيستي و کوروتيپ گياهان موجود در رويشگاه جنگلي وزگ78
فهرست شکل‌ها
عنوان صفحه
شكل 3-1-موقعيت استان كهگيلويه و بويراحمد…….29
شكل 3-2-موقعيت منطقه مورد مطالعه در ايران و در استان كهگيلويه و بويراحمد……………………………………..29
شکل 3-3 – منحني آمبروترميك منطقه مورد مطالعه31
شکل 3-4- منحني سطح – گونه منطقه مورد مطالعه32
شکل 3-5- محل قرار گرفتن قطعات نمونه، نقشه ارتفاع از سطح دريا، نقشه شيب و نقشه جهت در منطقه
مورد مطالعه33
شکل 4-1- دندروگرام طبقه‌بندي قطعات نمونه از طريق TIWNSPAN42
شکل 4-2- پراکنش گروه‌هاي اکولوژيک بر روي دو محور بر اساس آناليز CA45
شکل 4-3- متغيرهاي محيطي در ارتباط با گروه‌هاي اکولوژيک48
شکل 4-4- متغيرهاي محيطي در ارتباط با گونه‌هاي گياهي49
شکل4- 5– نتايج رسته‌بندي DCA براي گونه‌هاي درختي و درختچه‌اي62
شکل 4-6- نتايج رسته‌بندي CCA براي ارتباط بين خصوصيات خاک و عوامل محيطي با زادآوري66
شکل 4-7- درصد فراواني تيره‌ها.76
شکل 4-8- طيف زيستي گياهان منطقه بر اساس طبقه‌بندي رانكاير77
فصل اول: مقدمه وکليات
1-1-مقدمه
پوشش گياهي، شامل کليه گونه‌هاي گياهي و طرز پراکنش مکاني و زماني آنها در يک ناحيه مي‌باشد و از گونه‌هاي مختلفي تشكيل شده است (تاليس1، 1991). گياهان به صورت اجتماعي زندگي مي‌کنند و در يک اکوسيستم، بين گياهان و ساير اجزاي آن ارتباط تنگاتنگي وجود دارد (بيبي2، 1993، استيلينگ3، 2002). از آنجايي که گياهان تحت تأثير عوامل محيطي مانند اقليم، خاك و فيزيوگرافي مي‌باشند به همين جهت براي ساليان متمادي آنها در طبقه‌بندي رويشگاه مورد استفاده قرار گرفته‌اند تا شرايط رويشگاهي و توليد بالقوه جنگل را نشان دهند (ميرزايي و همکاران، 1386). از طرفي گرد آمدن درختان و درختچه‌ها و ساير گياهان و جانوران کوچک و بزرگ در رويشگاه معين به هيچ وجه تصادفي نيست (احمدي و شيخ السلامي، 1383). پوشش گياهي، شرايط و شايستگي‌هاي زيادي را در روي زمين براي مطالعه کردن دارد زيرا اولاً توزيع و تعريف تيپ‌هاي مختلف پوشش و جوامع گياهي بعنوان علم فيتوسوسيولوژي معرفي مي‌شود که در آن، تيپ‌ها و جوامع در نقشه‌هاي پوشش گياهي به ترسيم کشيده مي‌شوند و ثانياً مطالعه روابط گونه‌هاي گياهي و محيط زيست آنها بعنوان زيستگاهي براي جانوران، پرندگان و حشرات، مهم‌ترين نقش را در سرنوشت موجودات کره زمين بازي مي‌نمايد. اثرات ناهمگن بودن محيط بر روي پوشش گياهي به خوبي شناخته شده است و هر چند چنين واکنش‌هايي از پوشش گياهي در الگوي پراکندگي آنها متجلي مي‌شود ولي عمدتاً ترکيب گياهي را تغيير داده و در مقياس کلان ظاهر مي‌گردند (مقدم، 1380). داشتن اطلاعات از پوشش گياهي ممکن است ما را در حل مسائل اکولوژيکي مانند اهداف مديريتي بر پوشش و حفاظت بيولوژيک، کمک کند. در واقع، با مطالعه پوشش گياهي و عوامل مختلف محيطي همچون فيزيوگرافي، خاک و اقليم، مي‌توان به پايداري جوامع گياهي و همبستگي اين عوامل با پوشش گياهي پي برد که اين مسئله از جهت توسعه و احياي جوامع جنگلي بسيار مهم و کاربردي است (بصيري، 1382). توصيف پوشش گياهي همواره بخش مهمي از مطالعات اكولوژي را به خود اختصاص داده و ارتباط بين شرايط رويشگاهي و پوشش گياهي توسط محققين مختلفي بررسي شده است (ويتني4، 1991.، هيکس و پيرسي5، 1997 و کاشين6 و همکاران، 2003). از نظر جغرافيايي، کشور ايران در منطقه‌اي از نيمکره شمالي واقع شده است که معمولاً فقير از جنگل مي‌باشد. با اين وجود، به دليل تنوع اقليمي کشور، وسعت زياد آن و رشته کوههاي البرز و زاگرس جنگلهاي متنوعي در آن گسترش يافته‌اند. ناحيه رويشي زاگرس به عنوان وسيع‌ترين ناحيه رويشي کشور محسوب مي‌شود (آريان‌وند و پيروکيلي، 1374)، که با طول متوسط 1500 کيلومتر و عرض 75 کيلومتر بين دو مدار 29 تا 38 درجه عرض شمالي و 45 تا 52 درجه طول شرقي از ارتفاع 650 تا 2700 متر از سطح دريا گسترش دارد (يوسفي و همکاران، 1381) كه از سردشت واقع در استان آذربايجان غربي تا فسا واقع در استان فارس گسترش داشته و شامل استانهاي آذربايجان غربي، کردستان، لرستان، کرمانشاه، ايلام، خوزستان، اصفهان، چهارمحال و بختياري، کهگيلويه و بويراحمد و فارس مي‌باشد. اين جنگلها نقش بسيار مهمي در جلوگيري از فرسايش خاک، تلطيف آب و هوا و حفاظت محيط زيست منطقه و کشور ايفا مي‌کنند. همچنين وجود گونه‌هاي متنوع گياهي و جانوري اين منطقه را متمايز از ساير مناطق ساخته و توجه اکثر محققين علوم زيستي را به خود معطوف ساخته است. امروزه اين جنگل ها در معرض تخريب قرار گرفته‌اند (فتاحي، 1373). بنابراين اين جنگلها نياز مبرم به حمايت و حفاظت دارند که اين هم نيازمند شناخت بهتر از روابط بين رستني‌ها و شرايط رويشگاهي در اکوسيستم و تنوع زيستي آن مي‌باشد که يکي از اهداف مهم مديريت واحدهاي زيست محيطي و دستيابي به اصل توسعه مستمر و پايدار مي‌باشند. جنگلهاي استان کهگيلويه و بويراحمد در ناحيه رويشي زاگرس جنوبي قرار گرفته‌اند و يک ميليون هکتار از جنگلهاي زاگرس را شامل مي‌شوند. گونه غالب اين جنگلها بلوط ايراني مي‌باشد و گونه‌هاي ديگري از جمله بنه، بادام وحشي، زالزالک، زبان گنجشک، گلابي وحشي، افرا و غيره همراه آن حضور دارند. منطقه مورد تحقيق بخشي از جنگل‌هاي استان کهگيلويه و بوير احمد در 15 کيلومتري جنوب شرق ياسوج در منطقه وزگ قرار دارد که به لحاظ توپوگرافي، جهات جغرافيايي، غناي گونه‌اي و شرايط خاص رويشگاهي داراي تنوع بسيار خوبي بوده و چشم انداز رويشي خاصي را در منطقه به وجود آورده است. با توجه به اينکه گزارشي مبني بر مطالعه اکولوژيک پوشش گياهي در اين منطقه مشاهده نشده است به همين منظور به جهت انجام مطالعات پوشش گياهي و تفکيک جوامع موجود و بررسي تنوع زيستي منطقه جهت مديريت بهتر اين تحقيق انجام مي‌شود. علاوه بر اين در اين تحقيق زادآوري طبيعي گونه‌هاي درختي و درختچه‌اي منطقه نيز مورد بررسي قرار مي‌گيرد تا با دستيابي به اين اطلاعات بتوان گام مهم و مؤثري در جهت حفظ و احياي گونه‌هاي درختي و درختچه‌اي منطقه برداشت و با بررسي اثر عوامل مختلف محيطي بر زادآوري طبيعي گونه‌ها بتوان راهكارهاي كاربردي و مناسبي در امر جنگل‌كاري گونه‌هاي بومي ارائه داد. به طور کلي مي‌توان گفت که تحقيق حاضر اهداف زير را دنبال خواهد کرد:
1- تعيين گروههاي اکولوژيک گياهي منطقه مورد مطالعه
2- تعيين مهمترين فاکتورهاي محيطي مؤثر در تفکيک گروه‌هاي اکولوژيک
3-دستيابي به اطلاعاتي در خصوص تنوع زيستي منطقه و رابطه آن با فاکتورهاي محيطي
4-بررسي زادآوري طبيعي گونه‌هاي درختي و درختچه‌اي و رابطه آن با فاکتورهاي محيطي
5-شناسايي فلور گياهي منطقه
فرضيات تحقيق
1- مهمترين فاکتورهاي محيطي مؤثر در تفکيک گروه‌هاي اکولوژيک، جهت دامنه و ارتفاع از سطح دريا مي‌باشد
2-تنوع زيستي گياهي در منطقه تحت تأثير جهت جغرافيايي بوده و از اين لحاظ جهت شمالي تنوع بيشتري را داراست.
3-با افزايش ارتفاع از سطح دريا تنوع زيستي کاهش مي‌يابد.
4-زادآوري گونه‌هاي درختي تحت تأثير فاکتورهاي خاکي مي‌باشد.
5-تروفيت‌ها، بارزترين شكل زيستي منطقه هستند.

1-2-کليات
1-2-1- اکولوژي
منابع طبيعي تجديد‌ شونده از مهم‌ترين و در عين حال از گران‌بهاترين سرمايه‌هاي طبيعي محسوب مي‌شوند و نقش بسيار ارزنده‌اي در توليد فراورده‌هاي مختلف اعم از غذايي، دارويي و صنعتي دارند (اکبرزاده و رزاقي، 1381) و به عنوان بستر حيات بشر و توسعه پايدار اقتصادي محسوب مي‌شوند (خليليان و طاهري، 1380). يکي از شيوه‌هاي اصولي نيل به اين پايداري نسبي بوم شناختي، توجه به حفظ و افزايش تنوع گونه‌اي در اجراي عمليات زيست شناختي است (حقاني و حجتي، 1385). طبق تعريف، به مطالعه ارتباط بين موجودات زنده و محيط‌شان، اکولوژي گويند. محيط نه تنها در برگيرنده محيط فـيزيكي اسـت بـلكه شرايـط بـيولوژيـكي كه موجود در آن زنـدگي مي‌كند را در بر مي‌گيرد (اسميت7، 1999). اکولوژي گياهي يکي از شاخه‌هاي اکولوژي است که به مطالعه ارتباط گياهان با عوامل محيطي مي‌پردازد (کربز8، 2001). پوشش گياهي به لحاظ اکولوژيکي داراي جنبه‌هاي مهمي است چرا که پوشش گياهي به عنوان يکي از اجزاء حياتي يک اکوسيستم، ما حصل توليد اوليه است که اين نيز خود پايه هرم غذايي بوده و در آخر به عنوان زيستگاه عمل مي‌کند که در آن انواعي از موجودات زيست مي‌کنند (مصداقي، 1378). با مطالعه اكولوژيك منابع و محيط، مي‌توان توازني بين توليد و بهره‌برداري ايجاد نمود.
1-2-3-جامعه گياهي9
گونه‌هاي گياهي در طبيعت به تنهايي زندگي نمي‌کنند. آنها همواره به طور جمعي، منطقه‌اي را اشغال مي‌کنند. جامعه گياهي به مجموعه‌اي از گونه‌هاي گياهي که در يک جاي بخصوص با يکديگر زندگي مي‌کنند و يک قرابت با همديگر داشته و يا يک اجتماع واضحي را نشان مي‌دهند، گفته می‌شود (مصداقي، 1384). يک جامعه گياهي مانند ساير جامعه‌ها از افراد متعددي تشکيل يافته است که در بعضي صفات با يکديگر شباهت دارند و همين اشتراک منافع و وجود صفات مشترک سبب شده است که در شرايط واحد برويند. يکي ديگر از شاخه‌هاي علم اکولوژي، جامعه‌ شناسي گياهي است که به فيتوسوسيولوژي معروف است که در آن اجتماعات گياهي از نظر ترکيب گونه‌اي مورد بررسي قرار گرفته مي‌شود (براون-بلانکه10، 1932). جوامع گياهي يکي از مهم‌ترين جنبه‌هاي اکولوژي گياهي است (لوئيزيا11 و همکاران، 2001.، جيانگ12 و همکاران، 2000). در واقع با شناخت جوامع گياهي که در برگيرنده تشخيص زيستگاهها است مي‌توان چگونگي تحول يابي پوشش گياهي را در يک محيط معين پيش بيني نمود. کلمنتس13 که نظريه ارگانيسمي را توسعه داد، معتقد است که هر جامعه گياهي مانند يک واحد زيستي (موجود زنده) است که هر قسمت آن با ساير قسمت‌هاي ديگر ارتباط دارد و همچنين بيان کرد که پوشش گياهي در نواحي مختلف به صورت منظم تکرار مي‌شود. ‌در حالي که گليسون14 عقيده دارد گرچه جوامع گياهي در يک نقطه از مکان به صورت گروهي از گونه‌ها ديده مي‌شوند اما اين ترکيب منحصراً مربوط به همان نقطه‌اي است که وجود دارند. امروزه عقيده بر اين است که توزيع پوشش گياهي به صورت موزاييکي است (ويتاکر و لوين15، 1977.، ويتاکر، 1953). براي شناخت و تفکيک جوامع گياهي مکاتب مختلفي به وجود آمده‌اند. از ميان مكاتب موجود، مكتب زوريخ- مونپليه كه توسط براون-بلانكه در سال 1928 پيشنهاد شده از اهميت خاصي برخوردار است (کنت و کوکر16، 1994). هدف کلي روش برون-بلانکه ساختن طبقه‌بندي جوامع گياهي مي‌باشد. مطالعه فيتوسيولوژي به روش برون- بلانکه توسط محققيني چون شمي‌ول17، بيکينگ18، پاولوسکي19، پوره20، مولر-دامبويس21 و واندرمال22 تشريح شده و روشهاي اجرايي آن مورد بررسي قرار گرفته است.
1-2-4- گروه گونه اکولوژيک 23
به مجموعه‌اي از گونه‌هاي گياهي که زندگي مشترکي دارند، گروه گونه اکولوژيک گويند. اين گونه‌ها در شرايط محيطي مشابه با همديگر رشد مي‌کنند (کاشين و همکاران، 2003) و شرايط خاص محيطي از قبيل نور، رطوبت، حرارت و ويژگي‌هاي خاک در ايجاد ترکيبات گياهي مشخص که گروه گونه‌هاي اکولوژيک ناميده مي‌شوند، نقش بسزايي دارند (ديبنسکي و هولت24، 2000.، وايت25، 2002). به عبارت ديگر، گروه گونه‌هاي اکولوژيک ارتباط بين جوامع گياهي و محيط رويشگاهي را نشان مي‌دهند. گروه گونه‌هاي اکولوژيک بر اساس فراواني چندين گونه از يک گروه ايجاد مي‌شود (برگرون و بئوچارد26، 1984 و اسپيز27 و بارنز، 1985). نواحي كه از گروه گونه‌هاي اكولوژيك مشابه تشكيل شده باشند تشكيل گروههاي اكولوژيك را مي‌دهند. گروههاي اكولوژيک واحدهاي رويشي همگن جنگل بوده كه از تركيب فلوريستيك و محيطي يكساني برخوردار هستند. (زاهدي و نويل، 1378). گروه گونه اکولوژيک اغلب در طبقه‌بندي پوشش گياهي بکار مي‌روند (براون28 و همکاران، 1996.، کونولوا و چي‌تري29، 2004). هدف اصلي طبقه‌بندي پوشش گياهي، نشان دادن ماهيت يك واحد گياهي و تركيب گونه‌هاي سازنده آن مي‌باشد (مقدم، 1380)
طبقه‌بندي و گروه‌بندي اکولوژيک اراضي و رويشگاه‌هاي جنگلي از دهه 1980 تا به امروز از مباحث اصلي مديريت جنگل بوده است (بارنز و همکاران، 1982). گروه گونه‌هاي اکولوژيک از طريق معيارهايي نظير حضور و غياب يا پوشش نسبي، در هر گروه به شناسايي اکوسيستم‌ها و طبقه‌بندي آنها کمک مي‌کند. گروه‌ها با توجه به خصوصيات فيزيوگرافي و خاک تشکيل مي‌شوند و از اين طريق مي‌توان ارزيابي سريعي از کيفيت رويشگاه‌ها و تهيه‌ي نقشه اراضي جنگلي داشته باشند و به تعيين عمليات جنگل شناسي کمک کنند (آرچمبولت30 و همکاران، 1990). روشهاي متعدد براي طبقه‌بندي پوشش گياهي ابداع و توسعه يافته است كه روش تجزيه و تحليل خوشه‌اي31 و تجزيه و تحليل دو طرفه گونه‌هاي معرف32 به طور گسترده‌اي در مطالعات اكولوژي پوشش گياهي براي تشخيص گروههاي اکولوژيک در جنگلها به کار گرفته مي‌شود (سهرابي و همکاران، 1386، بصيري و کرمي، 1385).
1-2-5- تنوع زيستي33
بر اساس نتايج کنفرانس محيط زيست و توسعه سازمان ملل متحد34 (UNCED) هر گونه تغييرپذيري بين موجودات زنده در تمام منابع شامل: زميني، دريايي، ساير اکوسيستم‌هاي آبي و فرايندهاي اکولوژيکي آن را تنوع زيستي مي‌نامند (پوربابايي و آهني، 1383) که به بررسي تنوع بين گونه‌ها، تنوع در ميان گونه‌ها و تنوع اکوسيستم‌ها مي‌پردازد (بورلي35، 2002). ارزيابي تنوع زيستي، درک انسان را از تغييرات پوشش گياهي و محيط زيست بهبود مي‌بخشد. جدا از اهميت اقتصادي، جنگلها تضمين کننده بقا و پايداري آب، خاک و هواي سالم هر سرزميني بوده و پشتوانه مطمئني براي نگهداري و توسعه کشاورزي و ساير منابع تغذيه انسان محسوب مي‌شوند (مجنونيان36، 1986). اسميت (1996) حفظ تنوع زيستي را به عنوان يکي از مهمترين اهداف در مديريت رويش‌هاي طبيعي قلمداد کرده و همچنين بيان کرد که رويشگاهي که داراي تنوع زيستي بالايي باشد از پايداري اکولوژيکي و حاصلخيزي بيشتري برخوردار بوده و يک اکوسيستم پايدار و پويا خواهد بود. تنوع گونه‌اي و تنوع زيستي به طور خيلي گسترده در مديريت منابع طبيعي و اكولوژيكي به كار مي‌روند. تنوع گونه‌هاي گياهي هميشه با مفهوم پايداري در اکوسيستم‌هاي جنگلي، همراه بوده است و مطالعه آن به لحاظ فراهم ساختن اطلاعات زيربنايي در تشريح فرآيندهاي اکولوژيکي و به منظور مدل‌سازي عملکرد و پويايي رويش‌هاي جنگلي کاربرد فراوان دارد (گايرولا37 و همکاران، 2011). اصولاً بحث تنوع زيستي بيشتر بر دو موضوع تنوع گونه‌اي و تنوع اکوسيستم‌ها مطرح است و تنوع گونه‌اي مهمترين آنهاست (لئوست و ناچترگاله38، 1996.، سچويلک39 و همکاران، 2006).

1-2-5-2- تنوع گونه‌اي و اجزاي آن
تنوع گونه‌اي يکي از ويژگي‌هاي يک جامعه زيستي است و به تنوع در سطح منطقه‌اي يا محلي مي‌پردازد (کربز، 1996) و اندازه جمعيت‌هاي معرف آن گونه‌ها در يک حوزه جغرافيايي معين است. تنوع گونه‌اي بخش عظيمي از مطالعات تنوع زيستي را به خود اختصاص داده و به طور کلي شامل دو جزء مي‌باشد (لوديگ و رينولدز40، 1988، کربس41، 1998، مگوران42، 1996): غناي گونه‌اي43 که شامل تعداد گونه‌ها در يک مساحت مشخص و يکنواختي44 چگونگي توزيع فراواني نسبي افراد را در بين گونه‌ها مي‌باشد (اولريچ45، 2001).
1-2-5-3-انواع تنوع
ويتاکر46 (1972) سه اصطلاح را براي اندازه‌گيري تنوع زيستي در مقياس مکاني بيان کرد. بنابراين، در يک تقسيم‌بندي کلي مي‌توان تنوع را در مقياس‌هاي متفاوت زير بررسي نمود (مگوران، 1996، سات‌وود47، 1978، وايت48، 2000).
تنوع آلفا (α)49: تنوع آلفا تنوع درون زيستگاهي است. در واقع همان تنوع گونه‌هاي يافت شده در يک اجتماع، زيستگاه يا بوم سازگان خاص مي‌باشد. بيشتر مطالعات اکولوژيک مرتبط با تنوع زيستي روي تنوع آلفا متمرکز مي‌شود (زوبل50 و همکاران، 1993، تونتري51، 1994، ري‌بنياز52، 1995). مولز53 (1999) تنوع گونه‌اي را ترکيبي از تعداد گونه‌ها و فراواني نسبي54 آنها تعريف کرد.

تنوع بتا (β)55: تنوع بتا يا تنوع بين زيستگاهي، تنوع بتا به مقدار تغييرات گونه‌ها در طول گراديان محيطي اشاره دارد (ويتاکر، 1972، ويلسون و شميدا56، 1984 و ايشيدا57، 2005). از طريق تنوع بتا مي‌توان سرعت تغييرات تنوع گونه‌اي (تعداد يا يکنواختي آنها) را بين جوامع مختلف و يا در طول شيب‌هاي محيطي بررسي کرد (ويلسون و موهلر58، 1987).
تنوع گاما ( )59: تنوع گاما يا تنوع منطقه‌اي، تنوع يک واحد بزرگ و يا يک منظر يا چشم‌انداز60 است (لئوست، 1996). در واقع غناي گونه‌اي محدوده‌اي از زيستگاه‌ها در يک منطقه جغرافيايي، تنوع گاما ناميده مي‌شود که خود به دو جز تنوع آلفا و بتا تقسيم مي‌شود. هانتر61 (2002) تنوع گاما را تنوع گونه‌اي در مقياس جغرافيايي62 ناميد.

1-2-5-4- روش‌هاي اندازه‌گيري تنوع
اندازه‌گيري تنوع، که يکي از مهم‌ترين مفاهيم در بوم شناسي است، مي‌تواند به روش‌هاي مختلف انجام شود (کربز، 1998). تنوع به منظور توصيف رويشگاه‌ها و مقايسه مناطق به وسيله شاخص‌‌هايي اندازه‌گيري مي‌شود که در ساده‌ترين شکل خود ليستي از گونه‌ها و با شمارش آن‌هاست (بارنز، 1998). مروري کلي بر منابع مربوط به تنوع نشان مي‌دهد که تعداد زيادي شاخص جهت اندازه‌گيري آن معرفي شده است (بيش از 66 شاخص تنوع) که هر کدام از اين شاخص‌ها سعي دارند تا تنوع يک واحد نمونه‌برداري يا يک جامعه را با يک عدد يا نمودار مشخص سازند. تعيين و برآورد تنوع زيستي گياهي اغلب در قالب شاخص‌هاي عددي غناي گونه‌اي، يکنواختي و تنوع گونه‌اي مورد توجه واقع مي‌شوند (پوربابايي، 1383).

1-2-5-5- شاخص‌ها و نمايه‌هاي رياضي براي اندازه‌گيري تنوع
با توجه به آنچه كه گفته شد، تنوع گونه‌اي داراي سه جنبه مي‌باشد، غناي گونه‌اي، يكنواختي كه هر كدام از اين جنبه‌ها داراي شاخصها و نمايه‌هاي مختص به خود مي‌باشند.
1-2-5-5-1-شاخص‌هاي تنوع گونه‌اي63
براي محاسبه تنوع گونه‌اي چند شاخص وجود دارد كه عبارتند از:

الف)- نمايه سيمپسون64 (سيمپسون، 1949)
اين نمايه تنوع گونه‌اي را از طريق رابطه زير به دست مي‌آورد:
(رابطه1-1)
كه در آن:
S: تعداد گونه
N: تعداد كل افراد جامعه
:ni تعداد افراد گونه iام : نمايه سيمپسون

اين نمايه درصد تنوع را به ما مي‌دهد، يعني اگر دو فرد را از يك جامعه به صورت تصادفي بگيريم، چند درصد احتمال دارد كه اين دو فرد از دو گونه مختلف باشند. شاخص سيمپسون از صفر تا تقريباً يک تغيير مي‌کند.
ب)- نمايه شانون- وينر (شانون- وينر، 1964)
رابطه‌اي كه براي اين نمايه مورد استفاده قرار مي‌گيرد به شكل زير است:
(رابطه 1 -2)

: نمايه شانون- وينر
:Pi فراواني نسبي افراد گونه i در نمونه مورد نظر
مقدار اين شاخص از 5/1 تا 5/3 متغير مي‌باشد.
1-2-5-5-2-شاخص‌هاي غناي گونه‌اي65
غناي گونه‌اي كه به نام تراكم گونه‌اي نيز خوانده مي‌شود به مفهوم تعداد كل گونه‌هاي موجود است كه شاخص‌هاي رياضي براي اندازه‌گيري آن عبارتند از:
الف)شاخص غناي مارگالف66 (مارگالف، 1997)
كه در اين شاخص از رابطه (1- 3) براي محاسبه غناي گونه‌اي استفاده مي‌شود:
(رابطه1- 3)
كه در آن:
R: غناي گونه‌اي
S: تعداد گونه
N: تعداد افراد

ب) شاخص غناي منهينيك67 (منهينيک، 1964)
كه از رابطه زير استفاده مي‌شود:
(رابطه1-4)

1-2-5-5-3-شاخص‌هاي يكنواختي گونه‌اي68
مؤلفه ديگر، يکنواختي است که از نسبت هر شاخص تنوع به حداکثر مقدار آن حاصل مي‌شود، به عبارت ديگر يکنواختي چگونگي توزيع افراد را بين گونه‌هاي مختلف نشان مي‌دهد و مقدار آن بين عدد صفر و يک تغيير مي‌کند، که براي محاسبه آن از شاخص يکنواختي پيلو69 استفاده گرديد.
پيلو (پيلو، 1975):
(رابطه 1-5)
1-2-6- فلور70
مطالعه منشأ جغرافيايي و بررسي فلورستيک رويش‌هاي هر منطقه از مؤثرترين روشها جهت شناخت ظرفيت و نيز مديريت و حفاظت از ذخاير توارثي تنوع زيستي است و مي‌تواند اطلاعات و نتايج بنيادي و ارزشمندي براي درک ويژگي‌هاي طبيعي به ما بدهد. تعريف پوشش گياهي بر مبناي فلورستيک به اين معني است که هر گونه در داخل جامعه مورد بررسي بايد معرفي گردد. در روش پوشش گياهي بر اساس داده‌هاي فلورستيکي بايستي گونه‌هاي گياهي جامعه شناسايي شوند. در اين روش يکي از فاکتورهايي که مي‌تواند به ما کمک کند، اشکال زيستي مي‌باشد. شکل زيستي71 هر گونه گياهي بر اساس سازش‌هاي اکولوژيک گياه با شرايط محيطي به وجود آمده است. در واقع اين سيماي ظاهري نوعي سازش فيلوژنيک با شرايط محيطي معين است. گياهاني که با شکل زيستي مشابه در کنار هم رشد مي‌کنند ممکن است به طور مستقيم با يکديگر براي فضا يا آشيان اکولوژيک رقابت نمايند. اين تشابه ساختاري و شکل بيانگر مشابهت در سازش جهت بهره‌گيري از منابع محيطي موجود در يک مکان معين است (مبين، 1360). به طور کلي اشکال زيستي در هر اجتماع گياهي متفاوت مي‌باشند و در واقع همين تفاوت اشکال زيستي، اساس ساختار اجتماعات گياهي را تشکيل مي‌دهند (اسماعيل‌زاده و همکاران، 1383). تاکنون فنون مختلفي براي طبقه‌بندي اشکال زيستي گياهان انجام شده است که يکي از مشهورترين فنون ساختاري توصيف پوشش گياهي، روش فرم رويشي رانکاير72 است (رانکاير، 1934). وي بر اساس محل ظهور جوانه‌هاي رشد در هر گونه (که معمولاً در فصل مساعد، رشد گياهان از همين محل شروع مي‌شود) يک طيف بيولوژيکي را ارائه نمود. طبقه‌بندي فرم رويشي رانکاير بر اساس اين فرض است که مورفولوژي گونه‌ها با عوامل آب و هوايي کاملاً مرتبط مي‌باشد. مناطق حاره‌اي مرطوب مساعدترين شرايط را براي گونه‌ها از نظر تشعشات خورشيدي، دما و نزولات فراهم مي‌آورد در حالي که ساير محيط‌ها با کمبود رطوبت، تشعشعات خورشيدي و يا دما مواجه‌اند، در نتيجه گونه‌ها درجات متفاوتي از سازش را نشان داده و عکس العمل آنها در جابجايي محل ظهور جوانه‌ها بروز مي‌نمايد. در راستاي شناسايي گونه‌هاي گياهي بر اساس فيزيونوميک مطالعات زيادي صورت گرفته است (پوررضايي و همکاران، 1389.، ايرانبخش و همکاران، 1387.، صفي‌خاني و همکاران 1386).

بر اساس طبقه‌بندي رانکاير اشكال زيستي يا فرم رويشي گياهان به صورت زير معرفي مي‌شود (مصداقي، 1380).
فانروفيت73: شامل درختان مي‌باشد چون جوانه‌ي احياكننده‌ي74 آنها بالاي ارتفاع 25 سانتي‌متر است.
همي‌كريپتوفيت75: جوانه‌ي احيا كننده در سطح زمين است و اندام احيا‌كننده در زمستان از بين مي‌رود بسياري از گياهان يكساله و چند ساله از اين گروه هستند.
كريپتوفيت76: جوانه‌ي احياكننده‌ي آنها در زير زمين است (آنهايي كه ريزوم (غده) يا پياز يا ساقه‌ي زيرزميني دارند جزء ژئوفيت‌ها هستند. گياهاني كه كلاً داخل آب هستند از نوع هيدروفيت77 هستند.
كامه‌فيت78: شامل گياهاني است که حالت پشته‌اي دارند و جوانه‌ي احياي آنها بين سطح زمين و ارتفاع 25 سانتي‌متر مي‌باشد.
تروفيت79: اين نوع گياهان زود گذر هستند كل دوره‌ي رويشي خود را در مدت زمان كوتاهي سپري مي‌كنند (15 روز يا حداكثر يك ماه) در آغاز فصل كه هوا گرم است قبل از رسيدن دوره‌ي سرما دوره‌ي رويشي خود را تمام مي‌كنند و در اين مدت دانه‌ها را ايجاد مي‌كنند، تكثير اينها با دانه است.
اپي‌فيت80: گياهاني كه روي گياهان ديگر به عنوان تكيه‌گاه زندگي مي‌كنند از اين گروه هستند، مثل پيچنده‌ها. اين نوع فرم رويشي شرايط اكولوژيكي بسيار مساعد لازم دارند.
1-2-7- زادآوري81
زادآوري جنگل به پديدهاي اطلاق ميشود که در نتيجه آن به جاي درختان، نتاج خواه به صورت دانه‌زاد يا شاخهزاد پا به عرصه حيات گذارد و بقاي جنگل را تداوم بخشد (جزيرهايي، 1379). بدون شک زادآوري و تضمين استمرار جنگل يکي از مهمترين جنبههاي مديريت پايدار جنگلهاست و توجه به آن بايد در اولويت طرحهاي جنگلداري قرار گيرد (توانکار و همکاران، 1388). استقرار زادآوري در جنگل، ضامن بقاي جنگل و توليد مستمر در آن ميباشد که به اين جهت همواره مورد توجه جنگلشناسان بوده است (سفيدي، 1386). عمل تجديد حيات يا زادآوري جنگل در جنگلهاي طبيعي خودبخود صورت مي‌گيرد. به عبارت ديگر هر جنگل طبيعي قادر است بدون دخالت انسان نسل و بقاي خود را حفظ کند يا تجديد نمايد (مروي‌مهاجر، 1383). هدف اصلي از مديريت منابع طبيعي حفظ تنوع زيستي و تداوم زادآوري در اکوسيستم‌هاي طبيعي است (اسميت، 1996). همچنين اهميت بالاي زادآوري طبيعي از نقطه نظر تنوع گونه‌اي، پايداري بيشتر و همچنين هزينه‌هاي کمتر نسبت به انجام جنگل‌کاري‌ها و نيز تأثيرات مهم عوامل محيطي بر زادآوري طبيعي سبب شده که محققين مختلف به بررسي زادآوري طبيعي در رابطه با عوامل توپوگرافي و خاکي بپردازند (ميرزايي، 1386 و حسيني، 1387).

1-2-8- عوامل محيطي82
عوامل محيطي (خاک و فيزيوگرافي) در بررسي‌هاي اکولوژيکي به طور گسترده‌اي استفاده مي‌شوند. خاک و توپوگرافي و همچنين تأثيرات مستقيم و غيرمستقيم آنها در روابط اکولوژيک از اهميت بالايي برخوردار است. بسياري از خصوصيات فيزيکي و شيميايي خاک‌ها مثل اسيديته و قابليت دسترسي به عناصر غذايي هم از گياهان تأثير مي‌پذيرد و هم روي گياهان تأثير مي‌گذارد. برهمکنش بين گياهان و خصوصيات خاک و فيزيوگرافي توسط بسياري از محققان مورد بررسي قرار گرفته است (آن83 و همکاران، 1997 و لي‌يو84 و همکاران، 1996). خصوصيات فيزيکي و شيميايي مي‌تواند تأثير معني‌داري بر رشد و توزيع گونه‌هاي گياهي داشته باشد (وزل85 و همکاران، 2000).

1-2-8-1- فيزيوگرافي86
فيزيوگرافي كه به معناي شكل‌ سطحي يك منطقه مي‌باشد و تأثير زيادي بر تنوع گياهان و پراكنش آنها دارد (بارنز، 1998). محققين مختلفي تفاوت در کيفيت يک رويشگاه يا ترکيب گونه‌اي را در نتيجه تفاوت در توپوگرافي آن منطقه دانسته‌اند (بوليز و تاجشمن87، 1984.، مک‌نب88، 1989 و هيکس89، 1998). عوامل مختلف توپوگرافی را مي‌توان به صورت مجزا مانند ارتفاع از سطح دريا، شيب و جهت مورد بررسي قرار داد.

1-2-8-1-1- ارتفاع از سطح دريا90
ارتفاع از سطح دريا يکي از عوامل تأثيرگذار و محدودکننده رويش و پراکنش گونه‌هاي گياهي است. از نتايج خيلي عادي که از تغييرات ارتفاع از سطح دريا حاصل مي‌شود به وجود آمدن طبقات رستني‌ها و تيپ‌هاي جنگلي متمايز مي‌باشد (طباطبايي و قصرياني، 1371). ارتفاع از سطح دريا يکي از مهمترين عواملي است که با تأثير بر ميزان و نوع بارندگي، دما، تبخير، تعرق، شدت تشعشعات خورشيدي، تشکيل و تکامل خاک بر نوع و تراکم پوشش گياهي تأثير بسزايي دارد.
1-2-8-1-2- جهت‌ جغرافيايي91
جهت جغرافيايي نيز در پراکنش، ترکيب گونه‌اي و تنوع تأثير دارد. جهت‌هاي جغرافيايي بخاطر تفاوت در ميزان رطوبت در جهت‌هاي مختلف همچنين بخاطر تغيير ميزان تابش نور خورشيد و تغيير درجه حرارت بر روي ميکروکليما به ويژه دماي هوا و رطوبت خاک و در نتيجه در پراکنش و رويش گياهان اثر دارد (روسنبرگ92 و همکاران، 1983) اين تأثير بخصوص در مناطقي که ميزان بارندگي و رطوبت کم باشد قابل توجه است (اسمال93، 2005). دامنه‌هايي که رو به آفتاب قرار دارند، گرماي بيشتري داشته و توان توليد بيوماس نيز در آنها بيشتر است. عموماً، دامنه‌هاي گرم‌تر از تنوع بيشتري برخوردار مي‌باشند. در مقياس وسيع، جهت دامنه يکي از عوامل مهم در تشکيل اشکوب‌هاي مختلف رويشي در مناطق کوهستاني است. در اين زمينه مطالعات زيادي صورت گرفته که مي‌توان به مطالعات باله94 و همکاران در سال 1998 و بدانو95 و همکاران در سال 2005 اشاره کرد.

1-2-8-1-3- شيب96
شيب عامل فيزيوگرافي مهمي است که مي‌تواند در پراکنش گونه‌هاي گياهي مؤثر باشد زيرا ميزان شيب در عمق و زهکشي خاک مؤثر است (دانتيا و ايوانچي97، 1994، بل98 و همکاران، 2005 و ابراهيمي‌کبريا، 1381). ميزان شيب همچنين در استقرار نوع درخت و جامعه گياهي دخالت دارد به طوري که گونه‌هايي که احتياج به خاکهاي عميق ندارند در شيب‌هاي تندتر ظاهر مي‌شوند.
1-2-8-2- خاک99
خاک يکي از مهم‌ترين اجزاي تشکيل دهنده جنگل است. درختان مواد غذايي مورد نياز خود را از خاک مي‌گيرند و ريشه آنها که وظيفه جذب آب و غذا و استقرار درخت را بر عهده دارد، در خاک قرار دارد. تنوع در سطوح خاک، براي گياهان مهم است (فو100 و همكاران، 2004). ويژگي‌هايي چون نوع بافت، درصد مواد آلي، ساختمان خاک، تهويه خاك، ميزان شوري، pH خاك، ميزان عناصر غذايي موجود در خاك، قابليت جذب آنها و نسب آنها به يكديگر بر تغذيه گياه اثر مي‌گذارند. خاک، دگرگوني‌ اکوسيستم‌ها را منعکس مي‌کند (دياليس101،



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید