پایان نامه کارشناسی ارشد
گروه: کلام شیعی

عنوان:
اثبات امامت خاصه امام حسن، امام حسین و امام سجاد(+) و پاسخ به شبهات آن‌ها
استاد راهنما:
حجت الاسلام والمسلمین دکتر مهدی فرمانیان
استاد مشاور:
حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن رضایی مهر
نگارش:
حسن قاسمی
1391
تقدیم به
دو آقای جوانان بهشت
امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام)
و
تقدیم به
زینت عابدان جهان امام سجاد (×)

«الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هداناالله»

وبا تشکر فراوان
از شفقت‌های پدرانه استاد اساتیدم حضرت
آیت الله موسوی جزایری (دام ظله)،
از هدایت‌های بزرگوارانه استاد راهنمایم جناب
حجت الاسلام دکتر فرمانیان ،
از راهنماییهای مشفقانه استاد مشاورم جناب
حجت الاسلام دکتر حسن رضایی مهر،
از دلسوزی‌های استاد عزیزم جناب
حجت الاسلام دکترخسروپناه،
و از همراهی وصبوری همسرم و همکاری‌های دوستانم واز همه کسانی که در مسیر این پژوهش
این حقیر را یاری نمودند
سپاس گزارم.
چکیده :
واژگان کلیدی :
امامت خاصه، امام حسن(×)، امام حسین(×)، امام سجاد(×)،فیصل نور،ابن تیمیه
بعد ازتبیین ضرورت امامت، شناخت مصادیق آن مهم‌ترین معرفت در حیطه امامت شناسی است.چرا که«من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة» .ازاین روپاسخ به شبهات وارده در مسئله امامت به نوعی فرار از مرگ جاهلی خواهد بود.
لذا دراین پژوهش سعی شده است به شبهاتی که در آخرین نوشتارهای علمی وهابیت مطرح گردیده است پاسخ داده شود.
فیصل نور که از نویسندگان وهابی معاصر می‌باشد ضمن تلاش فراوان سعی نموده است با وارد نمودن ایراداتی در منصوص بودن همه امامان شیعه شبهه نماید وامامان شیعه را نهایتا افرادی صالح ودارای اشتباه همچون سایر صحابه پیامبر(صلّی الله علیه وآله وسلم )معرفی نماید.شبهاتی همچون عدم اطلاع امامان واصحاب وخویشان آن‌ها از نصوص امامت،صلح امام حسن(علیه السلام )با حاکم غیر منصوب از طرف خدا(معاویه) وبیشتر بودن سن محمد بن حنفیه از امام سجاد(علیه السلام )هنگام امامت ایشان، از مواردی است که همگی برای تخریب مساله نص در امامت مطرح شده است.مغالطات «دروغ» ، «تکرار مدعا» و«تفسیر نادرست» بیشترین سهم را در شبهه افکنی‌های فیصل نور دارا می‌باشد.
لذا در این نوشتار بر آن شدیم تا به تمامی شبهات مطرح شده نسبت به امامت امام حسن،امام حسین وامام سجاد(علیهم السلام)که در کتاب الامامة والنص فیصل نور آمده پاسخ گوییم.
روش پاسخ گویی در این پژوهش آن است که بعد از تبار شناسی شبهه ؛ابتدا با عرضه‌ی متشابهات از هر تباری که باشد (کلامی ، تاریخی،…)برمحکمات همان تبار از شبهه، سره را از ناسره باز شناسیم سپس به کشف مغالطات ودر پایان به تثبیت مطلوب خود بپردازیم.

فهرست مطالب
مقدمه:1
فصل اول:کلّیات و مفاهیم اساسی3
گفتار اول : واژگان امامت، خاصه و امامت خاصه و شبهه4
واژه امامت4
واژه خاصّه5
واژه امامت خاصّه5
گفتار دوم :برگزیده ای از زندگی امام حسن مجتبی ×7
زندگانی امام (×) در یک نگاه7
گفتار سوم : برگزیده ای از زندگی امام حسین ×11
زندگانی امام (×)در یک نگاه11
گفتار چهارم : برگزیده ای از زندگی امام سجاد ×15
زندگانی امام(×) در یک نگاه15
گفتار پنجم : شناخت اجمالی ابن تیمیه و فیصل نور تألیفات مشهورآنها19
ابن تیمیه و کتاب معروف او19
فیصل نور و کتاب معروف او20
فصل دوم :اثبات امامت خاصه امام مجتبی، امام حسین و امام سجاد (+)21
گفتار اول: ادله نقلی24
گفتار دوم : ادله عقلی28
دلیل اول :28
دلیل دوم :29
فصل سوم:پاسخ به شبهات30
گفتار اول: شبهات مشترک33
شبهه اول: عدم آگاهی اصحاب و فرزندان و خود ائمّه از امامتشان!33
شواهد فیصل نور بر عدم آگاهی اصحاب ائمه از نصوص امامت!34
شواهد فیصل نور بر عدم آگاهی خویشان ائمه از نصوص امامت!37
پاسخ شواهد عدم آگاهی اصحاب وخویشان39
پاسخ نقضی39
پاسخ حلی : عدم ملازمه ترک عمل با جهل39
ضعف ایمان یک عامل ترک عمل40
جهالت عامل دیگر ترک عمل41
شواهد فیصل نور بر عدم آگاهی ائمه از امامت خود یا امامان بعد از خود!44
پاسخ شواهد عدم آگاهی ائمه46
شبهه دوم: خوف امامان شیعه از کشته شدن فرزندانشان در جنگ‌ها!46
پاسخ شبهه دوم48
شبهه سوم : عالم‌تر و زاهد تر از حسنین (علیهما السلام)هم بوده است!50
پاسخ شبهه سوم50
گفتار دوم: شبهات مختص51
شبهه اول: صلح امام حسن (×) نشانه عدم لزوم نصّ برای امامت!51
پاسخ شبهه اول55
شبهه دوم : اختیار امام حسن (×) در قبول یا رد ّخلافت!64
پاسخ شبهه دوم65
پاسخ نقضی65
پاسخ حلّی66
شبهه سوم : مفسده داشتن خروج حسین بن علی (×)!67
پاسخ شبهه سوم68
شبهه چهارم: تنافی سن کم امام سجاد × با امامتش!70
پاسخ شبهه چهارم73
نقض اول:73
نقض دوم:74
نقض سوم:74
نقض چهارم:74
پاسخ حلی:75
شبهه پنجم: وصیت امام حسین× به فاطمه کبری بجای وصیت به امام سجاد ×!78
پاسخ شبهه پنجم79
فهرست منابع81

مقدمه:
تبیین مسأله :
امامت از اساسی ترین اعتقادات شیعه میباشد وبر همین اساس از قدیم الایام برنامه شبهه افکنی از سوی مخالفان نسبت به آن آغاز گردیده است، که در حال حاضر باتوجه به گسترش تفکر سلفی و ابن تیمیه ای این مساله صورت جدیدی به خود گرفته است.کتابی همچون الامامه والنص فیصل نور بطور گسترده و باتکیه به منابع شیعه در صدد انکار امامت ائمه برآمده است. لذا این تحقیق در پی آن است که امامت این سه امام بزرگوار را باتوجه به شبهاتی که در کتاب فیصل نور وابن تیمیه مطرح گردیده است پاسخ دهد.
گرچه این پژوهش با استعانت ازادله نقلی وعقلی همچون نص و عصمت به اثبات منصوصیت این سه امام بزرگوار می پردازد(فصل دوم)، لکن غرض اصلی پاسخ به شبهات وارده بر منصوصیت آنها می باشد(فصل سوم) که البته اثر قهری چنین کاری باز‌هم تثبیت امامت این سه امام بزرگوار خواهد بود.اما مباحثی همچون ویژگیها وشؤون امامت از قلمرو این تحقیق خارج است.
اهمیت موضوع:
از آنجایی که طرح شبهات می تواند ارکان اعتقادی عموم وحتی برخی خواص را متزلزل کند ، ضروری می نماید کار سلبی (یعنی پاسخ به شبهات ) در کنار کار ایجابی قرار گیرد تابه عنوان مکمّلی در زدودن آثار تخریبی مغالطات وشبهات عمل نماید.
اما در میان شبهات اولویت پاسخگویی با مواردی است که اهداف مهمتری را نشانه رفته اند واز آنجاییکه ولایت وامامت در معتقدات شیعه از جایگاهی بی بدیل برخوردار است
دراین نوشته پاسخگویی به یکی ازآخرین عملیات های فرهنگی دشمن یعنی کتاب الامامه والنص و نیز برخی کتب مرجع وهابیت مثل کتاب منهاج السنه مدنظر است.
پیشینه تحقیق:
اولین نگاشته‌ها در باب امامت به قرون اول ودوم باز می‌گردد.برخی از محققین، کتاب «الامامۀ » علی بن اسماعیل بن میثم تمار را اولین ویا از اولین نوشتارها درباب امامت میدانند.
لکن همزمان با تالیفات مؤید امامت شیعه،مخالفان نیز دست به تألیف نگاشته های شبهه افکن در امر امامت پرداختند که از جمله این افراد می‌توان به ابو بكر اصم و هشام فوطى‏ اشاره نمود.
به مرور زمان وبا تحول در امور مختلف در نوع شبهه افکنی‌ها نیز تحول پدید آمد.تا اینکه در عصر حاضر بعضی از مخالفان فقط با استناد به مصادر ومنابع شیعی به ویژه با بهره گیری از احادیث ضعیف وگزارشات تاریخی مبهم شیعی به نقد عقاید شیعه از جمله امامت پرداخته‌اند که این نوع شبهه افکنی در نوع خود جدید می‌باشد.
از این رو این پژوهش نیز که به طور ویژه به پاسخ به همین دست شبهات پرداخته است درنوع خود کاری جدید است.
سؤال اصلی :
سؤال اصلی در این تحقیق این است که آیا وجود نصوص بر امامت خاصه‌ی امام حسن،امام حسین،امام سجاد (+)با توجه به شبهات نافی نص در این باب قابل اثبات است؟
سؤالات فرعی:
سؤالات فرعی نیز عبارت است از اینکه 1. آیا عدم آگاهی اصحاب ائمه می‌تواند نشانه عدم منصوصیت امامان باشد؟ 2.وآیا ترس امامان از کشته شدن فرزندانشان در جنگ‌ها با منصوص بودن آن‌ها سازگار است؟ 3.وآیا نامه های کوفیان و دعوت آنها از امام حسین(×) دال بر عدم آگاهی آنها از نصوص امامت می باشد؟ 4.با وجود سن کم امام سجاد(×) نسبت به محمد حنفیه چگونه می توان به امامت امام سجاد(×) قائل شد؟
فرضیه‌ی اصلی :
نصوص وارده بر امامت ائمه ، صفات ونشانه ها و شرایط ایشان از حد تواتر افزون است وشبهات وارده در این باب هرگز یارای مقاومت درمقابل این ادله را ندارد.
فرضیه های فرعی:
عدم آگاهی اصحاب ائمه ناشی ازممنوعیت صد ساله نقل احادیث می‌باشد.ودیگر اینکه ترس امامان از کشته شدن فرزندانشان مطلبی مسلم است لکن حفظ جان امامان همچون سایر انسان‌ها وظیفه‌ای شرعی است که هم بر دوش خود و هم بر دوش پدرانشان بوده است.
نامه های کوفیان هرگز دلیل برعدم آگاهی آنها از نصوص امامت نمی باشد بلکه به نحوی موید آن نیز می باشد .
مسأله سن نیز هرگز نمی تواند دلیلی شرعی و یا فطری برای اثبات صلاحیت منصبی چون امامت وحتی بسیاری مناصب کمتر از آن قرار گیرد .
روش تحقیق:
دراین پژوهش سعی شده است که بعد از تبار شناسی شبهه ؛حتی المقدور با استناد به مسلمات شبهه به نقض همان شبهه بپردازیم سپس با عرضه‌ی متشابه بر محکم، در مورد هر شبهه( از هر تباری که باشد کلامی ، تاریخی،…)، سره را از ناسره باز شناسیم ،پس از آن به حل شبهه و سپس به افشای مغالطات پنهان ودر پایان به تثبیت مطلوب خود بپردازیم.
فصل اول:کلّیات و مفاهیم اساسی

گفتار اول : واژگان امامت، خاصه و امامت خاصه و شبهه
امامت یکی از پرکاربردترین واژگان در متون شیعی است و به لحاظ کارکرد نقش بی بدیلی در تاریخ حیات شیعه داشته است. به همین جهت مورد شدیدترین حملات فکری و عملی قرار گرفته است. یکی از شگرد های حمله فکری دشمن تفاسیر نادرست از واژه امامت است؛ لذا ضروری است قبل از هر چیز به تبیین این کلمه و واژه پرکاربرد همراه آن یعنی خاصه بپردازیم.
واژه امامت
امامت بنا بر آنچه در لسان العرب آمده به معنای هر کسی است که پیشرو باشد، ابن منظور در معنای فعل «ام» چنین می‌گوید :
«امّ القوم وامّ بهم [یعنی] :از آن‌ها پیش افتاد و آن همان امامت است؛ و امام، کسی است که قومی به او اقتدا کنند خواه آن قوم بر راه راست باشند یا گمراه باشند»1
و گاهی به معنای هر چیزی است که به او اقتدا می‌شود رئیس باشد یا غیر رئیس، و قرآن امام مسلمین است، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) امام ائمه و خلیفه امام رعیت است.2
همین مطلب را راغب در مفرداتش تایید می‌کند و می‌گوید : «امام کسی یا چیزی است که به او اقتدا می‌شود خواه انسان باشد که به سخن و عملش اقتدا شود و یا کتاب باشد یا غیر کتاب و خواه بر حق باشد یا بر باطل؛ و جمع آن ائمه است.»3
در نتیجه باید گفت لغت امام به معنای اقتدا شونده است انسان باشد یا غیر انسان بر حق باشد یا بر باطل.

واژه خاصّه

گویا معنای روشن واژه خاصّه باعث شده است تا اکثر معاجم این واژه را یا با خودش معرفی کنند و یا در قالب آیه و مثالی معنایش کنند.
به عنوان نمونه صاحب مفردات می‌گوید: «خاصّه ضد عامّه است. خداوند متعال می‌فرماید: واتقوا فتنه لاتصیبنّ الـّذین ظلموا منکم خاصّه4، از آن فتنه ای بترسید که [چون فرا رسد] اختصاص به ظالمان از شما ندارد یعنی همه‌ی شما را [عموماً] فرا می‌گیرد»5
مشابه همین تعریف در لسان العرب هم ذکر شده وبیان شده که خاصه یعنی کسی که او را برای خودت اختصاص داده ای.6
ونیز معجم «الوسیط» معنای خاص را ویژه و خصوصی دانسته و خاصّه را مؤنث خاصّ7.
لذا می‌توان گفت واژه‌ی عربی خاصّه معادل همان کلمه خاص و ویژه در زبان فارسی است.

واژه امامت خاصّه
واژه امامت خاصه در مقابل واژه امامت عامّه بکار می‌رود.
در بحث امامت همانند نبوت دو بحث جداگانه وجود دارد یکی امامت عامّه یعنی همیشه باید امام و پیشوایی در میان مردم از سوی خدا باشد و دیگری امامت خاصه که بعد از پیامبر اسلام چه کسی عهده دار این مقام الهی است؟8
به عبارت دیگر در امامت عامه سخن از مفهوم امامت، ضرورت و شرایط آن است و در امامت خاصه سخن از مصداق آن و اینکه شرایط امام در چه کسی موجود است؟
ذکر این نکته لازم است که اصطلاح امامت عامّه و خاصّه در کلام متأخرین ابداع شده و در بیان متقدمین دیده نشده است.
گفتار دوم :برگزیده ای از زندگی امام حسن مجتبی ×

زندگانی امام (×) در یک نگاه
سال 3 هجریولادت
سال 10 هجریشرکت در مباهله
سال 11 هجریاز دست دادن پدربزرگی بی همتا
سال 11 هجریشهادت مادری یگانه
سالهای کودکیبروز دانش وسیع و اعجاب انگیز در دوران طفولیت
سال 30 هجریشرکت در مشایعت ابوذر علیرغم نهی عثمان
سال 36 هجریشرکت در جنگ جمل در رکاب پدر
سال 37 هجریشرکت در جنگ صفین در رکاب پدر
سال 40 هجریشهادت مظلومانه پدر
آغاز امامت
سال 41 هجرینرمش قهرمانانه تاریخی (صلح با معاویه)
سال 50 هجریشهادت مظلومان

نخستین نواده پیامبر اسلام در نیمه ماه رمضان سال سوم هجری دیده به جهان گشود9.پیامبر اکرم نام وی را از سوی خداوند متعال حسن نامید10.پیامبر (صلّی الله علیه وآله و سلم) او و برادرش حسین را بسیار دوست می‌داشت و می‌فرمود: «آنکه حسن و حسین را دوست بدارد، مرا دوست داشته است و آنکه این دو را دشمن بدارد، با من دشمنی کرده است»11
در سال دهم به همراه پدر و مادر و برادر در کنار پیامبر در مباهله‌ی با مسیحیان نجران شرکت نمود، درحالی‌که بیش از 7 سال نداشت.12
پس از 7 سال زندگی در کنار پیامبر، در سال یازدهم هجری پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله و سلّم) بال عروج به آسمان گشود13. غم فراغ پدر هنوز در دل‌ها زنده بود که مادر گرامی‌اش در همان سال به شهادت رسید.14
پس از آن در کنار پدر، قریب به بیست و پنج سال شاهد غصب خلافت پدر، غربت و مظلومیت وی بود. اما در همین دوران کودکی‌اش گهگاه جلوه های عصمت و علم آسمانی‌اش نمایان می‌گردید.
از آن جمله نقل شده است که :
شخصی از ناحیه معاویه به صورت ناشناس به محضر امیرالمؤمنین رسید که سؤالاتی را بپرسد و وی را بیازماید حضرت او و غرضش را شناخت و برملا کرد و سپس وی را به حسنین راهنمایی کرد. او نزد امام حسن × آمد اما حضرت بدون آنکه او چیزی بپرسد، ابتدا سؤالاتش را بیان کرد و سپس به یک یک سؤالاتش پاسخ فرمود. امام این‌گونه فرمود:
آمده ای که بپرسی بین حقّ و باطل چقدر فاصله است؟ بین زمین و آسمان چقدر مسافت است؟ مغرب از مشرق چقدر دور است؟ قوس قزح چیست؟ مخنّث کیست؟ و آن ده چیزی که بعضی از بعضی سخت‌ترند چیست؟
گفت: بله!
امام فرمود: میان حقّ و باطل چهار انگشت فاصله است، هر چه را به چشم دیدی حق است و به گوش خود باطل بسیار می‌شنوی. بین آسمان و زمین به اندازه‌ی دعای مظلوم و نگاه چشم فاصله است و …15
در دوره‌ی عثمان و در سال 30(ه ق) ابوذر، صحابی بزرگوار رسول خدا (صلّی الله علیه وآله و سلّم) مورد غضب عثمان قرار گرفت. وی ابوذر را با همه فضائلی که تاریخ‌نویسان و محدثان برایش گفته‌اند16 به ربذه تبعید کرد. هنگامی که عثمان تصمیم به تبعید وی گرفت دستور داد کسی از مردم مدینه و مسلمانان وی را بدرقه نکند، با او خداحافظی نکنند، سخنی با او نگویند17 ؛ و مروان حکم مأمور اجرای این دستور شد، اما امیرالمؤمنین (×) به همراه حسنین (علیهما السلام) و برادرش عقیل و چند نفر دیگر برای تودیع او بیرون آمدند وبی اعتنا به دستور عثمان و حضور مروان به دلداری ابوذر و قوت قلب دادن به او پرداختند واو را به مقاومت و پایداری نصیحت کردند.
امام حسن × نیز با او سخن گفت و وی را به صبر و شکیبایی دعوت کرد و به دوری از دنیا سفارش نمود.
در سال 36 هجری امام حسن × به همراه پدر از مدینه به سوی بصره رفت تا آتش جنگ جمل را که مثلث عایشه، طلحه و زبیر آن را بر افروخته بودند خاموش نماید؛ لذا آن حضرت پیش از ورود به بصره به همراه عمّار به کوفه رفت و علیرغم مخالفت‌های ابوموسی اشعری حاکم کوفه توانست نه هزار نفر را برای جنگ بسیج کند.18
در سال 37 هجری نیز پس از تشجیع موثر او برای شرکت مردم در جنگ صفین19 چنان در میدان نبرد جان فشانی کرد که امیرالمؤمنین (×) از یارانش خواست تا او و برادرش را از ادامه جنگ بازدارند.20
در سال چهلم هجری و در شب 21 رمضان المبارک روح بلند امیرالمؤمنین (×) به عرش الهی پیوست، و بدین ترتیب امامت امام مجتبی × در حالی آغاز گردید که داغ دیگری بر قلبش نقش بسته بود.
یک سال بعد و در سال 41 در پی نیرنگ‌های مختلف معاویه و تأثیر تبلیغات روانی وی در سپاه امام؛ سپاه امام × دچار تزلزل روحی شدید گردید. معاویه برخی از فرماندهان را خرید، در میان سپاه امام شایعات وسیعی پراکنده ساخت. نهایتاً سپاه امام چنان از هم گسیخت که برخی از سپاهیان امام به خیمه‌اش حمله کردند و وی را به شدت مجروح ساختند.
این حوادث امام را بر آن داشت علیرغم میل باطنی و به جهت حفظ مصالح مسلمین قرارداد صلح با معاویه را بپذیرد.
سرانجام در سال 50 و در روز 28 صفر امام به دستور معاویه وبواسطه همسرش جعده مسموم گردید و غریبانه به شهادت رسید.21
گفتار سوم : برگزیده ای از زندگی امام حسین ×
زندگانی امام (×)در یک نگاه
4 هجریولادت
10 هجریشرکت در مباهله
11 هجریاز دست دادن پدر بزرگی بی همتا
آغاز حکومت ابوبکر
11 هجریشهادت مادری یگانه
13 هجریآغاز حکومت عمر
24 هجریآغاز حکومت عثمان
35 هجریآغاز حکومت امیرالمؤمنین
36 و 37 هجریشرکت در جنگ‌های جمل و صفین
40 هجری شهادت پدر
50 هجریشهادت برادرش امام حسن آغاز امامت
60 هجریآغاز حکومت یزید بن معاویه
حرکت امام از مدینه به مکه 28 رجب
خروج از مکه به سمت عراق در 8 ذی‌حجه
61 هجریشهادت روز دهم محرم
در سوم شعبان سال چهارم هجرت در خانه عصمت و عفت یعنی خانه فاطمه زهرا سلام الله علیها نوزادی به نام حسین بن علی بن ابیطالب به دنیا آمد.22
دوران کودکی را تا سن 6 سالگی در کنار پیامبر گذراند محبت‌های ویژه پیامبر به حسین بن علی صفحات مختلفی از تاریخ را به خود اختصاص داده است لکن در سال 11 هجری پیامبر اکرم (*) دار فانی را وداع گفت. چند ماهی نگذشت که حسین بن علی مادر خود را در بستر شهادت دید و در همان سال مادر گرامی‌اش به ملکوت قرب الهی پیوست. پس از آن به مدت 25 سال شاهد خلافت 3 خلیفه یعنی ابوبکر، عمر و عثمان بود تا اینکه در سال 35 امیر المومنین به حکومت رسید23. از این پس خودش و برادرش حسن بن علی در کنار پدر چون سربازانی فدائی در هر صحنه ای که پدر صلاح می‌دید حاضر می‌گشتند. از جمله در ماجرای تبعید ابوذر به ربذه، در جنگ جمل، جنگ صفین و جنگ نهروان24.
سال 40 بود که پدر و امام خود را در شب 19 ماه رمضان خون آلود و با فرقی شکسته در محراب مسجد دید و 2 روز بعد در مراسم دفن او مخفیانه و شبانه شرکت نمود25.
پس از آن به مدت 10 سال در کنار برادر و امام خود یار و مدافع او بود. در جنگ از حمایت او دریغ نکرد و در سال 41 در صلح قهرمانانه‌ی امام حسن کماکان از وی دفاع نمود و او را بر حق دانست26.‌‌
تا اینکه در سال 50 برادرش امام حسن به سم «جعده» مسموم و شهید گردید.27 امام طبق وصیت برادر قصد کرد تا او را در کنار پیامبر دفن کند و لیکن مخالفت عایشه و عمال حکومت کار را به آستانه خونریزی کشاند و امام باز هم طبق وصیت برادر مبنی بر عدم خونریزی از این کار منصرف گردید28 و این خود نرمش قهرمانانه‌ی دیگری بود لکن از حسین برادر حسن. پس از شهادت برادر امام حسین به مدت 10 سال در حکومت معاویه زیست لیکن گه گاهی نامه‌هایی بین او و معاویه رد و بدل می‌شد که از مضمون نامه‌ها شجاعت حیدر گونه او نمایان است.
دوران معاویه یعنی دوران اختناق اعدام، سربریدن بزرگان، شیعیان و سرکوب شدید مردم و به ویژه شیعیان علی بن ابیطالب در سر تا سر بلاد اسلامی. اما علیرغم این فضای خوفناک هنگامی که کاروانی تجاری اموالی را برای معاویه می‌برد امام اقدام به مصادره اموال آن‌ها می‌نماید سپس به معاویه نامه می‌نویسد که کاروانی رد می‌شد به اموالش نیاز داشتم آن‌ها را گرفتم؛ و معاویه هم هیچ تعرضی به امام نمی‌نماید.
اما دوران معاویه در سال 60 هجری به پایان می‌رسد و یزید بر سر کار می‌آید.
گرچه معاویه برای بقاء حکومت‌ها خود از هیچ ظلمی فرد گذار نمی‌کرد اما همواره سعی داشت پوشش اسلامی و منطقی بر تن اعمالش بنماید.
لکن یزید این نمایش گری و تظاهر را هم کنار گذاشت و رسماً محرمات الهی را مرتکب شد و واجبات را زیر پا گذاشت.
این وضعیت ابا عبدالله را بر آن داشت که بر ضد حکومت اموی قیام نماید و نهی از منکر خود را علناً به گوش همه برساند.
لذا در شب 28 رجب سال 60 به قصد حج عازم مکه گردید و خود را مخفیانه از چنگال عمال حکومت یعنی مروان و … رهانید. چند ماهی در مکه ماند اما در مکه هم احساس ناامنی جانی نمود و لذا در ایام حج و بدون انجام مناسک حج تمتع در روز هشتم ذی‌حجه روز ترویه از مکه خارج شد و رهسپار کوفه گردید29. شاید درست‌تر این باشد که بگوییم قصد امام رهیدن از قتل در مدینه و به ویژه در مکه بود، زیرا با کشته شدن او انقلاب در نطفه خفه می‌شد و هم حرمت خانه خدا می‌شکست چنان که خود حضرت می‌فرماید: «ای برادر ترسیدم که یزید بن معاویه مرا غافلگیرانه در حرم بکشد و من کسی باشم که حرمت این خانه به وسیله او مباح گردد».
سید الشهداء در مسیر خود به سمت کوفه در منطقه ای نزدیک به روستای «عقر» و پس از آن در سرزمینی به نام کربلا توسط سپاه حر متوقف گردید این جریان در روز پنجشنبه دوم محرم سال 61 هجری بود.30
سرانجام پس از 8 روز محاصره در روز عاشورا دهم محرم سال 61 هجری در جنگی نابرابر سیدالشهداء به همراه بیش از 70 تن از یاران وفادارش به شهادت رسیدند. اهل بیت و حرم او مورد غارت و جسارت قرار گرفتند.31
سر برخی از شهدا از جمله خود امام از تن جدا شد پیکر مطهر امام به فجیع‌ترین وضعیتی لگدمال ستوران قرار گرفت32؛ و تمامی اهل بیت وی به سخت‌ترین شکلی به اسارت برده شدند.
گفتار چهارم : برگزیده ای از زندگی امام سجاد ×

زندگانی امام(×) در یک نگاه
38 هجریولادت
40 هجریشهادت پدر بزرگ (امیرالمؤمنین×)
50 هجریشهادت عموی بزرگوار (امام حسن×)
61 هجریآغاز حکومت یزید، شهادت پدر و آغاز امامت، اسارت امام و اهل بیت
62 هجریشروع تربیت نیروهای صالح (سیاست مبارزه مثبت)
63 هجریقتل عام مردم مدینه (فاجعه حره)
64 هجریقیام توابین
67 و 66 هجریقیام مختار
83 هجریشورش ابن اشعث
94 هجریشهادت

او فرزند حسین بن علی سومین امام شیعیان جهان، مادرش شهربانو، مشهورترین لقبش زین‌العابدین و سجاد است و در سال 38 هجری قمری دیده به جهان گشود.
حدود 2 سال از خلافت جدش امیرمومنان را درک نمود و پس از آن به مدت 10 سال شاهد حوادث دوران امامت عموی خویش امام مجتبی (×)بود…
پس از شهادت امام مجتبی در سال 50 هجری به مدت 10 سال در دوران امامت پدرش حسین بن علی (×) که در اوج قدرت معاویه با او در ستیز و مبارزه بود در کنار او قرار داشت.
در محرم سال 61 هجری در جریان قیام و شهادت پدرش حسین (×) در کربلا حضور داشت همراه دیگر اسیران اردوگاه حسینی به اسیری به کوفه و شام برده شد.33
بدین ترتیب امام شاهد صحنه‌هایی بود که پدر شهیدش هرگز آن‌ها را ندید و آن اسارت اهل بیت و جسارت به آن‌ها و غارت اموالشان بود.
در این سفر امام سجاد (×) سرپرست و تکیه گاه اسیران در کوران مصائب و گرفتاری‌ها بود و با سخنرانی‌های آتشین خود حکومت یزید را رسوا ساخت.34
امام سجاد در حالی که غل و جامعه بر دست و پا و گردن داشت به اسیری برده شد و چون بیمار بود و نمی‌توانست خود را بر شتر نگاه دارد دو پای او را بر شکم شتر بستند.35
پسر زیاد برای آوردن علی بن الحسین جایزه ای معین کرده بود چون او را یافتند و نزد وی بردند از او پرسید: نامت چیست؟
– علی بن الحسین.
– مگر خدا علی بن الحسین را نکشت؟
– برادری داشتم او را علی می‌گفتند. مردم او را کشتند.
– نه خدا او را کشت. این را بکشید!

در این هنگام حضرت زینب %، فریاد برآورد که آنچه از خون‌ها ریختی برای تو بس است و اگر می‌خواهی او را بکشی مرا هم با او بکش! ابن زیاد از قتل امام منصرف شد36؛ و این‌گونه امام با شجاعت در مقابل ابن زیاد ایستاد. سپس کاروان اسرا به شام برده شد.
طبری می‌گوید
عبیدالله در کوفه دستور داد زنان و فرزندان حسین آماده شدند و دستور داد بر گردن علی بن الحسین (×) غل و زنجیر بسته شد. سپس مخفربن ثعلبه عائذی بهمراه شمر بن ذی الجوشن آن‌ها را بردند تا در دمشق بر یزید وارد شدند.37
و در نهایت کاروان غم دیده اسرا به مدینه بازگردانده شدند اما شاید بتوان گفت دوران شکوفائی امامت امام از همین زمان یعنی اواخر سال 61 و اوائل سال 62 شروع می‌شود و آن شروع برنامه تربیتی و انسان سازی امام است که تا سال 94 یعنی سال آخر عمر مبارکش ادامه داشت.
در این مدت امام به غیر از فرزندان خود یعنی امام باقر (×) و عبدالله، عمر و حسین که از عالمان، فقیهان و راویان حدیث بوده‌اند38، 171 نفر دیگر از اصحاب و راویانی را تربیت کرده است که از آن بزرگوار روایت کرده‌اند39.
امام در مدت 33 سال امامت خود شاهد چندین قیام علیه حکومت بود که از جمله آن‌ها می‌توان به قیام توابین40 (64 ه. ق)، قیام مختار41 (66 ه. ق) و شورش اشعث42 (83 ه. ق) اشاره نمود.

امام با تدبیر حکیمانه و معصومانه خود شیعه را از میان طوفان حوادث مختلف سیاسی اجتماعی و اعتقادی به صحت و سلامت عبور داد و سرانجام در سال 9443 ه. ق یا 95 ه. ق به دستور هشام بن عبدالملک به او سم خوراندند و او را به شهادت رساندند44.

گفتار پنجم : شناخت اجمالی ابن تیمیه و فیصل نور تألیفات مشهورآنها
ابن تیمیه و کتاب معروف او
احمد بن عبدالحلیم بن عبدالسلام بن عبدالله بن الخضر معروف به ابن تیمیه حرّانی در سال 661 ه. ق در حران به دنیا آمد45 و در سال 728 ه. ق در دمشق در زندان در گذشت46.
خاندان وی همواره داعیه دار مذهب حنبلی بوده‌اند و زعامت مذهبی و سخنوری و قلم فرسائی در علوم دینی را یکی پس از دیگری به ارث می‌گذاشتند47.
ابن تیمیه در توحید قائل به تشبیه و شرک 48در علم حدیث منکر احادیث متواتر و در فقه فتوای مشهور او تکفیر هر مخالفی می‌باشد.
شهید مطهری می‌گوید :
او مردی بسیار پرکار و به یک معنا نابغه است. واقعاً هم نبوغی دارد، ولی یک فکر بسیار قشری و متحجّری دارد. بعضی‌ها فکرشان در سطح، خیلی توسعه پیدا می‌کند ولی در عمق نفوذی ندارد.49
و ترشح این سطحی نگری به تمامی آثارش ضربات سختی بر پیکره اسلام وارد آورد.
از میان کتب او«منهاج السنه النبویه فی نقض کلام الشیعه و القدریه» کتاب معروفی است که در پاسخ به کتاب «منهاج الکرامه فی اثبات الامامۀ» مرحوم حسن بن یوسف بن مطهر حلی نگاشته شده است.این کتاب به زعم نویسنده‌اش در رد عقائد شیعه نگاشته است.
از این رو پاره ای از اشکالات مطرح شده درآن که مربوط به امامان سه گانه امام حسن،امام حسین وامام سجاد(+) می‌باشد در این پژوهش مورد بررسی قرار می‌گیرد.

فیصل نور و کتاب معروف او
فیصل نور از نویسندگان سلفی مسلک معاصر می‌باشد که وظیفه خود را مقابله با مکتب اهل بیت(+) می‌داند. برای درک این حقیقت کافی است که سایت فیصل نور (www.fnoor.com) مشاهده شود؛ هزاران عنوان کتاب و مقاله علیه شیعه در این سایت وجود دارد که آن را جزء سایت‌های فعّال ضد شیعه قرار داده است. فیصل نور خودش را این‌گونه معرفی می‌کند : «بنده استاد، شیخ، دکتر، امام و غیر این‌ها هم نیستم؛ صاحب هیچ مدرک علمی از دانشگاه یا دانشکده ای هم نیستم، و حتی از طلاب علوم دینی نمی‌باشم. بنده فقط کارمند ساده ای هستم که در دهه چهارم عمرم در یکی از ادارات دولتی مشغول کار می‌باشم. ولی در اوقات فراغت جوانی اهل مطالعه بودم ولی متأسفانه آن ایام از دست رفته و قابل بازگشت نمی‌باشد. از ثمرات آن مطالعات مجموعه حقائق الغائبه می‌باشد که پیش روی خوانندگان است50».
آثار مکتوب وی در قالب «سلسله الحقائق الغائبه» عبارتند از:
1- الإمامة والنص 2- التقية الوجه الآخر 3- هداية المرتاب إلی فضائل الآل والأصحاب 4- تسدید الإصابة لمن أنکر طعن الشیعة وتکفیرهم للصحابة.51
کتاب الامامۀ و النص (امامت در پرتو نصوص) شاخص‌ترین کتاب فیصل نور می‌باشد. وی در این کتاب به دنبال اثبات این مطلب است که هیچ نصبی پیرامون امامت، در قرآن و سنت وجود ندارد! و تأکید می‌کند که در این اثر، جز ازمنابع شیعه مطلبی را نقل نمی‌کند؛ این اثر در بیش از پانصد صفحه و در چهار باب تنظیم شده است که عبارتند از : 1- آیا نصب درباره امامت وجود دارد؟ 2- امامت در قرآن 3- امامت و سنت 4- امامت و صحابه
باب اول پیرامون تبیین امامت و جایگاه آن نزد شیعه و ذکر برخی از نصوص دالّ بر امامت ائمه اثنا عشر و مناقشه در این نصوص می‌باشد.که بدین جهت در این پژوهش سعی شده است تمامی شبهاتی را که در مورد امام حسن،امام حسین و امام سجاد(+) توسط وی مطرح گردیده است، پاسخ داده شود.

فصل دوم :اثبات امامت خاصه امام مجتبی، امام حسین و امام سجاد (+)

امامت خاصه بحثی است که بعد از فراغ از اثبات امامت عامه مورد بررسی قرار می‌گیرد. در امامت عامه سخن از ضرورت امامت است و اینکه امام چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد، لکن در این پژوهش که در قلمرو امامت خاصه است سخن از این است که آیا این شخص ویژگیهای امام را دارد یا نه؟
با توجه به این مهم در این فصل کوشیده‌ایم به صورت مختصر و فشرده و در عین حال با بیانی روان به گزیده ای از ادله اثبات امامت خاصه سه امام یعنی امام حسن (×) و امام حسین (×) و امام سجاد (×) بپردازیم. از آنجایی که ادله اقامه شده در این موضوع درباره هر سه امام (+) غالباً یکسان است، بحث هر سه امام در یک فصل و البته با تفکیک ادله نقلی از ادله عقلی بیان می‌شود.
دلیل نقلی برای اثبات امامت در قالب قیاسی خواهد بود که صغرا و کبرای آن هردو نقلی است به این صورت:
امامت امام حسن (امام حسین و امام سجاد +) منصوص پیامبر است.
منصوص پیامبر به نص قرآن حجت است.
امامت امام حسن (امام حسین، امام سجاد +) به نص قرآن حجت است.
برای اثبات مقدمات کافی است مستندات صغرا را از روایات ارائه دهیم، آنگاه نتیجه حاصل خواهد بود زیرا کبرا، قضیه ای است مورد اتفاق همه مسلمانان که نیازی به اثبات ندارد، قیاس هم شکل اول و انتاجش بدیهی است.

اما دلیل عقلی:
اما برای دلیل عقلی دو استدلال بیان می‌شود که در هردو فقط کبرای قیاس حکم عقلی است ولی صغرا کماکان از نقل است، و اساساً برای اثبات امامت خاصه دلیل عقلی محض معنا ندارد زیرا سخن از تعیین مصادیق است.
دلیل اول : در این دلیل صغرای قیاس همان صغرای دلیل نقلی است و کبرا عبارت است از:
منصوص پیامبر به حکم عقل حجت است،
و نتیجه آنکه امامت امام حسن (امام حسین، امام سجاد +) به حکم عقل حجت است.
دلیل دوم :استدلال در این دلیل به شکل زیر می‌باشد:
امام حسن (امام حسین،امام سجاد +) مدعی امامت و معصوم بوده است.
شخص معصومِ مدعی امامت امام است،
امام حسن (امام حسین،امام سجاد +)امام است.
برای اثبات صغرا در هر دو دلیل باید مستندات تاریخی را بررسی نمود ولی کبرای هر دو دلیل در فرهنگ شیعی گزاره ای مفروض و مسلم می‌باشد که اثبات آن نیز مختصراً بحث می‌شود.
گفتار اول: ادله نقلی
ادله نقلی‌ای که می‌توان بر اثبات امامت این سه امام بزرگوار اقامه نمود احادیث منقول از پیامبر اکرم (*) است که به گونه های مختلفی صادر شده است. در برخی از این احادیث نام دوازده امام برده شده است و در برخی گفته شده امیرالمؤمنین و فرزندانش امامند و در پاره ای نام امام حسن و امام حسین برده شده و. .
از میان آن‌ها به بیان چهار حدیث بسنده می‌نماییم.
حدیث اول: حدیثی است از قول پیامبر اکرم (*) که جابر بن عبدالله انصاری آن را نقل می‌نماید.
جابر بن یزید گوید :
«از جابر بن عبد اللَّه انصاری شنیدم می‌فرمود چون خدای عزوجل بر پیغمبرش این آیه را نازل کرد «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم»ْ عرض کردم یا رسول اللَّه من خدا و رسول او را شناختم ،اولو الامر کیانند که خدا اطاعت آن‌ها را مقرون طاعت تو ساخته؟ فرمود: ای جابر آن‌ها خلیفه‌های من هستند و بعد از من ائمه‌ی مسلمینند اول آن‌ها علی بن ابی طالب است و سپس حسن و حسین و سپس علی بن حسین و سپس محمد بن علی که در تورات معروف است به باقر و محققاً او را درک می‌کنی. ای جابر! هر گاه به او برخوردی سلام مرا به او برسان سپس صادق، جعفر بن محمد سپس موسی بن جعفر سپس علی بن موسی سپس محمد بن علی سپس علی بن محمد و بعد حسن بن علی بعد هم نام و هم کنیه‌ی من حجۀ اللَّه فی ارضه و بقیته فی عباده پسر حسن بن علی، اوکسی است که … 52
در این حدیث به امامت هر سه امام بزرگوار مورد بحث تصریح گردیده است.

حدیث دوم:
صاحب کفایه الاثر در ضمن حدیثی نقل می‌نماید که در جریان جنگ جمل از ابو ایوب انصاری سؤالاتی پرسیده شد که در ضمن جواب‌هایش گفت:
شنیدم [از رسول خدا (*)] که گفت :علی با حق است و حق با علی است … و او خلیفه و امام بعد از من است … و دو فرزندش حسن و حسین دو سبط من از این امتند و [آن دو] امامند چه به پا خیزند چه بنشینند. 53
در این روایت به امامت امام حسن (×) و امام حسین (×) تصریح گردیده است.
حدیث سوم :
نیز از سلمان فارسی با سه سند متفاوت یک حدیث از پیامبر (*) روایت شده که آن حضرت فرمود:
«…. ای سلمان آیا نقبای دوازده گانه ی مرا که خدا برای امامت انتخاب فرموده شناخته ای؟ پس عرض کردم: خدا و رسولش داناترند. پس فرمود: ای سلمان! خداوند مرا از برگزیده‌ی نور خود آفريد، پس مرا خواند و من اطاعتش كردم، و على را از نور من آفريد، پس او را خواند و او اطاعتش كرد، و از نور من و على فاطمه را آفريد، سپس او را خواند و او اطاعت كرد، و از من و على و فاطمه، حسن را آفريد و خواندش و او اطاعت كرد، و از من و على و فاطمه و حسن، حسين را آفريد و آن دو را خواند و اطاعتش كردند …سپس خداوند از ما (پنج نفر) و از نور حسين نُه امام آفريد و آنان را خواند و آن‌ها اطاعت كردند …، ای سلمان !هر کس که حق معرفت آن‌ها را به جا آورد و به آن‌ها اقتدا نماید و دوست دار دوستان آنان شود وبا دشمنان آنان دشمنی نماید ،قسم به خدا از ما خواهد بود و…در همان جایی ساکن می‌شود که ما ساکن می‌شویم… 54
حدیث چهارم :
از ام سلمه با سند روایت شده كه رسول خدا (*) فرمود:
شبى كه مرا به آسمان بردند نگاه كردم بر عرش نوشته بود: خدايى جز خداى يگانه نيست، و محمد فرستاده‌ی اوست، به وسیله‌ی على او را تأييد و يارى كردم، سپس انوار على و فاطمه و حسن و حسين و على بن الحسين و محمد بن على و جعفر بن محمد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمد بن على و على بن محمد و حسن بن على را ديدم، و نور حجت را در ميان آن‌ها ديدم كه مانند ستاره ای درخشان، نورانى بود.55
اما از این دست احادیث که اسامی ائمه در آن ذکر شده فراوان است که برخی محققان معاصر در تحقیقات خود به جمع آوری این احادیث پرداخته‌اند، و شصت و هشت حدیث را که همگی تصریح به نام ائمه دارند ذکر نموده‌اند.56
در میان اسناد احادیث شصت و هشت‌گانه مذکور در موارد بسیاری فقط نام اصحاب دیده می‌شود و حدیث از قول رسول اکرم(*) نقل شده است و ذکری از نام ائمّه (+) نیست که این مطلب برای ردّ برخی شبهات57 مخالفین بسیار مفید است.
البته این‌ها غیر از احادیثی است که اوصاف یا تعداد ائمه را ذکر نموده است مثلاً احادیثی که فرموده‌اند :«خلفای من به تعداد نقباء بنی اسرائیل است» یا «. . . دوازده نفرند اولشان علی است» ویا «. . .دوازده نفرند و مهدی آخرینشان است.»58 که با احتساب این احادیث تعداد آن‌ها به بیش از سیصد حدیث می‌رسد.
بدین ترتیب صغرای قیاس یعنی منصوص بودن نام ائمه (+) در لسان پیامبر (*) ثابت می‌گردد. اما اثبات کبرای قیاس که حجیت نقلی گفتار پیامبر (*) است توسط آیه شریفه «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ59» صورت می‌گیرد. در این آیه فرمان الهی به اطاعت مطلق وبی چون و چرای از پیامبر(*) تعلق گرفته است و این فرمان در کنار دستور به اطاعت مطلق از خداوند متعال قرار گرفته است و این مطلب گواه وجوب اطاعت و حجیت کلام پیامبر (*) به طور مطلق است.
بنابراین قیاس و صغرا و کبرای آن چنین شکل می‌گیرد:

امامت ائمه سه‌گانه (+)منصوص پیامبر اکرم (*) است.
منصوص پیامبر اکرم (*) به امر قرآن حجت است.
امامت ائمه سه‌گانه به امر قرآن حجت است.
گفتار دوم : ادله عقلی
همان‌گونه که در مقدمه این فصل اشاره شد در این گفتار به بیان دو دلیل عقلی بر امامت خاصه امام حسن امام حسین، امام سجاد (+)



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید