پایان‌نامه کارشناسی ارشد
رشته تحصیلی: کلام شیعه
9310002
عنوان
اثبات امامت حضرت علی از نظر حدیث منزلت با تأکید بر شبهات اهل سنت
استاد راهنما
حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر مهدی فرمانیان
استاد مشاور
حجت‌الاسلام و المسلمین سمیر هندالی
نگارنده
امیر عباسی
06/04/1393
کلیه‌ی حقوق این پایان‌نامه، اعم از چاپ، تکثیر، نسخه‌برداری، ترجمه، اقتباس و … برای دانشگاه امیرالمؤمنین اهواز محفوظ است. نقل مطالب با ذکر مأخذ، بلامانع است.
اهداء
این پایان نامه اهداء می‌گردد به مادر سادات، بی بی دوعالم، حضرت فاطمه زهرا که جان مبارکشان را در راه دفاع از ولایت و امامت امام علی نثار کردند.
تشکر
باحمد و سپاس از خداوند تبارک و تعالی، این تحقیق به پایان رسید و زمان بهره برداری و استفاده از این تحقیق فرارسیده است. لذا برخود لازم می دانم از زحمات و تلاش های بی وقفه زعیم حوزه های علمیه استان خوزستان حضرت آیت الله موسوی جزایری در تأسیس و راه اندازی دانشگاه امیرالمؤمنین علیه‌السلام و همچنین از تلاشهای استاد راهنما دکتر فرمانیان و استاد مشاور شیخ هندالی تقدیر و تشکر نمایم.
باسمه تعالی
چکیده پایان نامه کارشناسی ارشد
دانشگاه امیرالمؤمنینعنوان پایان‌نامه:
پیامدهای تفکر وهابیت در جهان اسلامنام نویسنده:
امیر عباسیاستاد راهنما:
حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر مهدی فرمانیاناستاد مشاور:
حجت‌الاسلام و المسلمین سمیر هندالیدانشکده:
حکمت و کلامگروه:
کلامرشته تحصیلی:
کلام شیعهتاریخ تصویب:
تاریخ دفاع:
06/04/1393تعداد صفحات:
124چکیده پایان‌نامه:
یکی از اعتقادات مستدل شیعه این است که رسول خدا بعد از خود فردی را به عنوان جانشین خود معرفی نموده است. در قرآن کریم و نیز در سنت نبوی برای اثبات این مدعا ادله متعدد و بی‌شماری وجود دارد. یکی از ادله مهم در مورد اثبات حقانیت اهل بیت و یا به عبارت درست‌تر اثبات حقانیت رهبری امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب، حدیث صحیح و متواتر «منزلت» است که رسول خدا علی بن ابی طالب را نسبت به خود همانند نسبت هارون و حضرت موسی تشبیه نموده است. ویژگی ممتاز این حدیث از بسیاری احادیث دیگر، این است که آن را بخاری و مسلم در کنار سایر محدثان، نقل نموده‌اند و به اصطلاح اهل سنت، آن دو بر این حدیث، اتفاق دارند. پرسمان اصلی در تحقیق پیش‌رو، ‌این است که آیا حدیث منزلت، دلالت بر امامت بلافصل علی ابن ابی‌طالب بعد از پیامبر می‌کند؟ این حدیث از چند جهت بر امامت امیرالمؤمنین دلالت می‌کند که با توجه به ظهور فرقه‌ی ضاله‌ی وهابیت و ایجاد شبهات در ادله‌ی قرآنی و روایی امامت امام علی از جمله دلالت این حدیث شریف بر امامت بلافصل امام علی بیان شود و به برخی از شبهاتی که اهل سنت بر دلالت حدیث مطرح کرده‌اند، پاسخ داده شود.واژگان کلیدی: امامت، خلافت، ولایت، حدیث منزلت، مخالفان، شبهات.

فهرست مطالب
مقدمه1
بیان مسأله2
ضرورت و اهمیت تحقیق4
اهداف تحقیق4
سؤال اصلی5
سؤالات فرعی5
فرضیه‌ی اصلی تحقیق5
فرضیه‌های فرعی6
پیشینه تحقیق6
روش تحقیق10
فصل اول: مفاهیم اساسی12
مقدمه13
1. امامت13
1-1. تعریف لغوی14
2-1. تعریف اصطلاحی امام در کلام متکلمین شیعه و سنی15
3-1. تعریف علمای بزرگ اهل سنت15
4-1. تعریف علمای بزرگ شیعه16
2. ولایت19
3. خلافت22
4. منزلت25
5. مخالفان25
فصل دوم: حدیث منزلت در منابع حدیثی مذهب اهل‌بیت و مذهب اهل سنت28
مقدمه29
الف) حدیث منزلت در منابع حدیثی اهل بیت29
ب) حدیث منزلت در منابع اهل سنت31
روایت ابن سعد33
سعد بن ابی وقاص34
ابراهیم بن سعد34
روایت حسن بن بدر35
روایت ابن المغازلی36
روایت ابن عساکر36
روایت نَسائی‏37
روایت سیوطی‏39
روایت ابن کثیر39
گوناگونی الفاظ روایت40
راویان حدیث منزلت‏41
تواتر حدیث منزلت42
مشهورترین راویان حدیث منزلت44
طرق حدیث منزلت48
موارد بیان حدیث منزلت49
فصل سوم: نگاهی به دلالت‏های حدیث منزلت56
مقدمه57
دلالت‏های حدیث منزلت‏57
مقامات حضرت هارون در قرآن‏57
1) خلافت58
2) وزارت‏58
3) شراکت در امر59
4) نبوّت‏61
5) اصلاح امر61
6) اخوت و برادری و مقام پشتیبانی62
منزلت‏ها و مقام‏های امیرالمؤمنین علی‏‏62
1) خلافت و جانشینی62
2) شراکت در امر64
3) وزارت66
4) اصلاح امر68
5) اخوت و برادری69
6) مقام پشتیبانی69
1-6. جنگ احد69
2-6. جنگ احزاب70
3 -6. جنگ خیبر71
7) خویشاوندی و اهل بیت بودن72
8) مقام علم و آگاهی73
9) مقام عصمت76
سایر ویژگی‌های مشترک هارون و علی‏77
کوشش‌های پیامبر برای رهبری علی‏78
1. حدیث یوم الإنذار81
2. حدیث وصایت81
3. احدیث وراثت82
4. احادیث خلافت82
5. احادیث منزلت82
6. احادیث امارت82
7. احادیث امامت83
8. احادیث ولایت83
9. احادیث هدایت83
10. احادیث عصمت84
11. احادیث علم84
دلالت حدیث منزلت بر خلافت امیر مؤمنان علی‏85
جانشینی پیامبر در اوج فضایل‏85
احراز شایستگی‏86
مقام فرض الطاعه88
دلالت حدیث منزلت و دیدگاههای علمای شیعه، اهل تسنن88
فصل چهارم: نقد و بررسی شبهات و اشکالات به حدیث منزلت96
مقدمه97
شبهه اول97
نقد و بررسی شبهه اول99
شبهه دوم102
نفی اعتبار مفهوم عام از یک حادثه خاص102
نقد و بررسی شبهه دوم102
الف) تفسیر نادرست از جایگاه خلافت الهی پیامبران و جانشینان آنان102
ب) اعتبار علمی قاعده العبره بعموم اللفظ لا بخصوص المورد104
شبهه سوم105
نقد و بررسی شبهه سوم105
الف) ظهور معنای عام از واژه بمنزله106
ب) دلالت مستثنی و مستثنی منه برعام بودن حدیث108
شبهه چهارم110
نقد و بررسی شبهه چهارم111
تلاش‌های دروغین و غیر علمی جهت خدشه‌دار کردن دلالت حدیث منزلت113
1- تحریف حدیث113
2- جعل حدیث منزلت برای شیخین114
3- رد حدیث منزلت115
نتیجه گیری116
منابع و مآخذ120
مقدمه
از احادیث قطعی نزد محدثان شیعه و اهل سنت که نشان‌گر جایگاه والای امیر مؤمنان علی و بیان‌گر امامت و خلافت آن جناب است، حدیث منزلت می‌باشد. این حدیث شریف در کهن‌ترین نوشته‌های حدیثی، تاریخی، رجالی و در پی آن‌ها کلامی یادداشت شده و به یادگار مانده است.
در این حدیث شریف، پیامبر خطاب به امام علی فرمود: «أمَا تَرْضَی‌ أن‌ تَکونَ مِنِی‌ بِمَنزِلَة‌ هَارُونَ مِن‌ مُوسی‌» (آیا راضی نیستی که برای من، همانند هارون نسبت به موسی باشی؟)
در این حدیث پیامبر اشاره به مقام هارون برای موسی دارند و خداوند متعال از زبان موسی فرمود: «وَقَالَ مُوسَی لأَخِیهِ هَارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَأَصْلِحْ وَلاَ تَتَبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ»1 و فرمود: «وَاجْعَل لی وَزِیرًا منْ أَهْلِی هَارُونَ أَخِی شْدُدْ بِهِ أَزْرِی وَأَشْرِکهُ فِی أَمْرِی کی نُسَبحَک کثِیرًا وَنَذْکرَک کثِیرًا إِنک کنتَ بِنَا بَصِیرًا»2 و فرمود: «وَ أَخِی هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنی لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِی رِدْءًا یصَدقُنِی»3 و مانند آن آیاتی دیگر. لذا حدیث منزلت، تمام این موقعیت‌ها را که برای حضرت هارون نسبت به موسی ثابت شده است، برای امیرالمؤمنین نسبت به خاتم پیامبران حضرت رسول اکرم به جز نبوت، ثابت می‌کند. پس این حدیث از جهت دلالت و سند، دلیل قطعی دیگر بر امامت بلافصل حضرت علی بعد از پیامبر اکرم و یکی از مهم‌ترین فضیلت‌های حضرت امیرالمؤمنین و یکی از برهان‌های قاطع و دلایل تابان بر جانشینی و امامت امام علی است.
این حدیث در نهایت درستی و استواری و شهرت است که به طور مستفیض، بلکه متواتر از پیامبر نقل شده است. حتی بخاری و مسلم که همواره در جهت پوشاندن فضیلت‌ها و منقبت‌های والای امیرالمؤمنین می‌کوشند، آن را نقل کرده‌اند و به تبعیت از آن دو، دیگر محدثان اهل سنت نیز بر آن اتفاق نظر داشته و در صحیح و مسندها و جوامع خود آورده‌اند. لکن اهل سنت، بعد از آن که نتوانستند حدیث منزلت را از حیث سند مخدوش کنند، در دلالت آن بر امامت و خلافت بلافصل امام علی بعد از رسول اکرم ایراداتی گرفته و شبهاتی را مطرح می‌کنند و تلاش کرده‌اند تا دلالت این حدیث را زیر سؤال ببرند.
در این تحقیق، حدیث از حیث سند و راویان و طرق آن مورد بررسی قرار می‌گیرد و سپس دلالت حدیث بر امامت و خلافت امام علی بیان می‌شود و در پایان، برخی از شبهات را که در دلالت حدیث مطرح شده، پاسخ می‌دهیم.
بیان مسأله
یکی از اعتقادات اصیل و مستدل مذهب شیعه آن است که رسول خدا به فرمان خدا جانشین خود را برای این آیین الهی به مسلمانان معرفی کرد و از آنان برای خلافت و جانشینی امیر مؤمنان علی بیعت گرفت و حجت خدا را برای همگان به پایان رساند و رسالت خویش را به بهترین شکل انجام داد. آری پیامبر خدا به بهترین شکل مأموریت و رسالت خویش را انجام داد و جانشینان خود را به امت معرفی کرد و از آنان بیعت گرفت.
رسول خدا یعنی همان بزرگ مرد که «ما ینطق عن الهوی» «ان هو الا وحی یوحی» «علمه شدید القوی» حضرت علی را نسبت به خویش چون جایگاه حضرت هارون نسبت به موسی قرار داده‌اند که این حدیث به جایگاه‌هایی که برای حضرت هارون در قرآن کریم ثابت شده اشاره دارد. سخنان پیامبر درباره حضرت علی و بیان فضیلت‌ها و منقبت‌هایش چنین بود. بیش‌تر این سخنان در تأکید بر این حقیقت است که در کتاب عظیم خداوند در مورد مقام‌های حضرت علی اصول ثابتی بیان شده است. به طور مثال وقتی که در غدیر خم فرمود: «الست اولی بالمؤمنین من انفسهم» – به این آیه مبارکه تذکر داده که فرمود: «النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم»4. سپس می‌فرماید: اینک هر که من مولای اویم این علی مولای اوست.
یکی از دلایل اثبات امامت امام علی حدیث صحیح و متواتر منزلت است که در بسیاری از کتب حدیثی، تاریخی، تفسیری… مذهب تشیع و اهل سنت موجود است و تعداد قابل توجهی از آن‌ها از دیدگاه مذهب تشیع و اهل سنت صحیح است و از احادیث متواتر به حساب می‌آید.
علمای شیعه، همواره معتقد بوده‌اند که حدیث منزلت دلالت بر خلافت و امامت امام علی دارد. اما با ظهور فرقه سلفیت دوباره به نقد سندی و محتوائی این حدیث پرداخته‌اند، در این رساله به بیان سند حدیث و نقد ایرادات سلفیت پرداخته و از نظر محتوا ثابت می‌کنیم که این حدیث قابلیت اثبات امامت امام علی را دارد و ایرادات ابن تیمیه و به تبع آن دیگر دانشوران اهل سنت وارد نیست.
ضرورت و اهمیت تحقیق
حدیث منزلت از احادیث متواتر است که در کتب معتبر روایی شیعه و اهل سنت نقل شده و اکثر اهل سنت اعتراف دارند که این حدیث متواتر است و در سند آن ایراد و نقدی مطرح نکرده‌اند اما در دلالت آن بر اثبات خلافت و امامت امام علی خدشه وارد و شبهاتی را مطرح کرده‌اند. در حال حاضر فرقه ضاله وهابیت مشغول به فعالیت و ایجاد شبهه پراکنی پیرامون مسائل اعتقادی مذهب تشیع از جمله ولایت امام علی و جذب جوانان به خود هستند، لذا ضروری است در تمام زمینه‌های اعتقادی از جمله این حدیث شریف پاسخ‌های مناسب به شبهات آنان داده شود چرا که بحث امامت از سوی عالمان شیعه همواره حساسیت مخالفین را برانگیخته تا آنجا که کار به قتل و کشتار انجامیده است. از این رو امروزه برخی پرداختن به مسأله امامت را موجب بروز تنش و اختلال در امر زندگانی مسالمت‌آمیز بین مسلمین تلقی کرده و معتقدند که باید از طرح این مسأله اختلافی خودداری گردد. اما بسیار روشن است که تحقیق درباره‌ی مذاهب و ادله و آرای هر مذهب یکی از راههای نزدیک شدن دیدگاههای مذاهب مختلف به یکدیگراست. در نتیجه بحث و نظر پیرامون مسائل مورد اختلاف جهت روشن شدن حقایق امری است که کسی نمی‌تواند در ضرورت و اهمیت آن تردید کند.
اهداف تحقیق
هدف از این تحقیق:
1) اثبات امامت و خلافت بلافصل امام علی بعد از پیامبر درحدیث منزلت است.
2) از آنجایی که اهل سنت این حدیث را فضل برای امیرالمؤمنین علی می‌دانند اما در دلالت آن بر امامت و خلافت امام علی شبهاتی مطرح کرده‌اند، در این تحقیق برخی از آن شبهات مطرح می‌شود و با پاسخ به آن شبهات، دلالت حدیث منزلت را بر ولایت و خلافت امام علی، ثابت می‌نماییم.
سؤال اصلی
مهم‌ترین پرسمان در تحقیق پیش رو آن است که:
آیا حدیث منزلت دلیل بر ولایت بلافصل امام علی پس از پیامبر اسلام می‌باشد؟
سؤالات فرعی
1) آیا حدیث منزلت در منابع اهل سنت نقل شده است و آیا در حد تواتر است؟ موارد بیان و طرق آن چگونه است؟
2) آیا وزارت و خلافت و امارت هارون -که مشبه به است- نیز برای امام علی ثابت می‌شود؟
3) آیا این حدیث شاهد برتری و افضلیت امام علی بر دیگران است؟
4) آیا حدیث منزلت اختصاص به زمان حیات رسول الله دارد یا بعد از آن را نیز شامل می‌شود؟
فرضیه‌ی اصلی تحقیق
محور اصلی تحقیق این است که حدیث منزلت دلیل معتبری برای اثبات امامت و خلافت امام علی بعد از پیامبر می‌باشد.
فرضیه‌های فرعی
1) حدیث منزلت،‌ از احادیث متواتر است که هم در منابع شیعه و هم در منابع اهل سنت نقل شده است و موارد محل صدور آن، متعدد است.
2) حدیث منزلت شاهدی بر دلالت افضلیت و برتری امام علی بر دیگران است.
3) این حدیث اختصاص به حیات رسول اکرم ندارد و بعد از حیات ایشان را نیز در بر می‌گیرد.
پیشینه تحقیق
اولین مقاله در پیشینه تحقیق بررسی تطبیقی حدیث منزلت از نگاه مذهب اهل بیت و اهل سنت نوشته ایلقار اسماعیل زاده است. (پژوهش‌نامه‌ی حکمت و فلسفه اسلامی، ش 25، 1387) ایشان در فصل اول به ذکر منابع حدیث منزلت پرداخته و پنج مورد از منابع مذهب اهل بیت را نقل می‌کند و سپس نگاهی به حدیث منزلت در منابع اهل سنت دارد و هفت روایت را بیان می‌کند.
در فصل دوم نگاهی به راویان حدیث منزلت می‌کند و بیست و پنج نفر را به عنوان راویان حدیث منزلت نام می‌برد. سپس به محل صدور این حدیث از دیدگاه مذهب اهل بیت و اهل سنت می‌پردازد که از نظر مذهب اهل بیت بیش از نُه محل برای حدیث منزلت آورده شده است و از نظر اهل سنت نیز پیش از نُه مورد و محل حدیث نقل شده است. البته معروف‌ترین محل صدور حدیث منزلت را درسال نهم هجرت هنگام ترک مدینه توسط رسول خدا و جانشین کردن علی به جای خود می‌داند.
در فصل سوم، تشبیه حضرت علی به هارون را بررسی می‌کند و با استفاده از آیات قرآن، چند ویژگی مهم هارون نسبت به موسی مانند وزارت و برادری و جانشینی را بیان می‌کند و آن ویژگی‌ها را برای امام علی می‌داند.
درفصل چهارم و پایانی به نتیجه گیری بحث می‌پردازد و از مقام و منزلت امام علی و جانیشینی ایشان بعد از رسول اکرم سخن می‌گوید.
از آن‌جا که موضوع مقاله، بررسی تطبیقی حدیث منزلت از نگاه اهل مذهب اهل بیت و اهل سنت است لازم بود که بعد از ذکر منابع و محل صدور حدیث، به نحوه‌ی دلالت و چگونگی اثبات امامت امام علی می‌پرداخت و اثبات می‌نمود که این حدیث فقط جنبه‌ی تاریخی ندارد و یکی از ادله‌ی اثبات امامت بلافصل امام علی می‌باشد. ما در تحقیق پیش‌رو به بررسی محتوا و دلالت حدیث منزلت بر ولایت بلافصل امام علی پرداخته و سپس به شبهات و اشکالات فرقه‌ی ضاله‌ی وهابیت پاسخ داده می‌شود.
مقاله دوم: حدیث منزلت در منابع روایی اهل سنت نوشته یاسر جهانی پور است. (فرهنگ کوثر، ش 78، تابستان 1388) ایشان در فصل اول حدیث منزلت و داستان آن را نقل و سپس در فصل دوم این روایت را در آثار اهل سنت بررسی می‌کند و فقط شش منبع روایی حدیث را بیان می‌نماید. در فصل سوم به بررسی اشکالات وارده از سوی اهل سنت پرداخته و جواب اشکالات مطرح شده بر حدیث را پاسخ می‌دهد. نکاتی که در مقاله‌ی ایشان وجود دارد عبارت است از 1- درفصل اول که داستان حدیث منزلت را بیان می‌کند با توجه به اینکه نویسنده، قصد دارد حدیث منزلت را از منابع روایی اهل سنت بررسی کند، از منبع شیعی (طهرانی، حسین، سؤالات ما– صفحه 127) نقل می‌کند که جا داشت از منابع اهل سنت داستان حدیث منزلت را بیان می‌کرد.
2- در فصل دوم ایشان فقط به ذکر شش منبع روایی اهل سنت می‌پردازد در حالی که در همان کتاب سؤالات ما، بیش از چهل منبع روایی اهل سنت نقل شده است. (طهرانی، حسین، سؤالات ما–صفحه 129).
3 – در فصل سوم ایشان به بررسی اشکالات اهل سنت پرداخته در حالی که فقط چند اشکال قرطبی را در نقد سند حدیث مطرح و پاسخ می‌دهد درحالی که سایر علمای برجسته اهل سنت نیز اشکالاتی در دلالت این حدیث مطرح نموده‌اند که جا داشت ایشان به اختصار به چند اشکال آنان نیز می‌پرداخت.
مقاله سوم: نقد و بررسی حدیث منزلت در رویکرد اهل سنت نوشته حجت الاسلام مهدی محمدی است. (مجله کوثر معارف ش 17 بهار 90) ایشان در مقدمه‌ی مقاله‌ی خود، به تعریف کلید واژه‌های نبی رسول، وزیر، مولی، خلیفه، منزلت پرداخته و بعد سند حدیث منزلت در منابع اهل سنت مانند صحیح بخاری، صحیح مسلم، سنن ترمذی، سنن نسائی و مسانید احمد بن حنبل و ابن ماجه و غیره را ذکر کرده است و بعد، طرق حدیث منزلت و رجال آن را نقل می‌کند. سپس به دلالت حدیث منزلت که آیا این حدیث می‌تواند دلیل ولایت بلافصل امام علی باشد می‌پردازد. بعد از دلالت ویژگی‌های مشترک امام علی و هارون را بیان می‌کند و موانع سر راه هارون و امام علی و وجه امتیاز هارون نسبت به موسی و علی نسبت به پیامبر را ذکر کرده و در پایان نتیجه گیری بحث را بیان می‌کند. نکته حائز اهمیت در این مقاله این است که با توجه به اینکه موضوع مقاله نقد و بررسی حدیث منزلت در رویکرد اهل سنت است لازم بود در مقام اثبات ولایت بلافصل امام علی نظرات و شبهات اهل سنت را مطرح می‌کردند وسپس به اثبات حدیث منزلت می‌پرداختند.
مقاله چهارم: دلالت حدیث منزلت برمقام فرض الطاعه نوشته‌ی اصغرغلامی می‌باشد. (مجله سفینه ش 13 زمستان 85) نویسنده در این مقاله ابتدا مضمون برخی از احادیث شیعه را ذکر کرده که منزلت امیرالمؤمنین علی نزد پیامبر را همانند هارون نزد موسی می‌داند و در ادامه به ارتباط آن با مقام فرض الطاعه امام می‌پردازد. نویسنده خلافت را به عنوان یکی از شئون منزلت برشمرده و معنای خلیفه را به لحاظ لغت و روایات اهل بیت بررسی کرده، به توضیح مقام خلافت الله پرداخته و پیامبر را با توجه به تفویض مولویت و مقام امر ونهی خلیفه‌ی خدا برشمرده است. آن گاه برهمین اساس، خلیفه‌ی پیامبر اکرم را خلیفه‌ی خدا می‌داند که دارای مقام فرض الطاعه و مقام امر و نهی است.
دلالت حدیث منزلت برمعنای فرض الطاعه معنای امامت و معنای لازمه‌ی امامت از دیدگاه علمای شیعه نیز بررسی شده است. نویسنده در فصل اول نصوص حدیث منزلت در احادیث شیعه و کتب مشهور اهل سنت را بررسی می‌کند و سپس در فصل دوم به منزلت هارون نسبت به موسی از جمله خلافت، وزارت، شراکت در امر پرداخته و در فصل سوم دلالت حدیث منزلت بر مقام فرض الطاعه از نظر عالمان شیعه بیان می‌کند و در فصل چهارم به جمع‌بندی می‌پردازد. چون هدف این
مقاله، بررسی دلالت حدیث منزلت بر مقام فرض الطاعه یا امامت الهی است به اسانید حدیث و طرق آن و شبهات پیرامون حدیث منزلت از نگاه اهل تسنن نپرداخته و یا فقط به ذکر حدیث منزلت در چند منبع اهل تسنن روی آورده و بیش‌تربه بررسی منزلت‌ها و شئوون هارون نسبت به موسی و ارتباط این شئوون با مقام فرض الطاعه پرداخته است.
پنجم: کتاب نگاهی به حدیث منزلت (میلانی، سید علی، نشر حقائق 1390) که به اثبات امامت و ولایت امام علی می‌پردازد. ایشان در بخش اول کتاب نگاهی به راویان حدیث منزلت در قرون متفاوت و تواتر آن اشاره می‌کند. در بخش دوم کتاب متن حدیث منزلت را در منابع اهل تسنن بررسی می‌کند. در بخش سوم دلالت حدیث منزلت، نگاهی به مقامات حضرت هارون در قرآن و نگاهی به مقام‌ها و منزلت‌های امام علی دارد. در بخش چهارم دلالت حدیث منزلت برخلافت امیر مؤمنان علی را بیان می‌نماید و سپس در بخش پنجم به اشکالات علمی برای رد حدیث منزلت پاسخ می‌دهند. در بخش ششم به موارد بیان حدیث منزلت می‌پردازد و در بخش پایانی نگاهی به اشکال‌های غیر علمی دارد. مزیت این تحقیق این است که به طور مفصل به سند و طرق و موارد بیان حدیث می‌پردازد و دلالت حدیث را مورد بررسی قرار می‌دهد وشبهات را بر اساس تقدم وتاخر با نگاه مخالفان پاسخ می‌دهد.
روش تحقیق
در این تحقیق از روش کتابخانه‌ای استفاده شده است بدین صورت که ابتدا در کتابخانه مجازی منابع دسته اول و دسته دوم جستجو شد وسپس با مراجعه به کتابخانه حقیقی منابع دسته اول دیده، فصل‌بندی شده و بعد از جرح وتعدیل مطالب فصول جمع‌آوری شد.

فصل اول
مفاهیم اساسی

مقدمه
یکی از اعتقادات اصیل و مستدل شیعه این است که رسول خدا بعد از خود فرد یا افرادی را به عنوان جانشینان خود معرفی نموده است. درقرآن کریم ونیز در سنت نبوی برای اثبات این مدعا ادله متعدد و بی شماری وجود دارد. یکی از ادله مهم در اثبات حقانیت اهل بیت و یا به عبارت درست‌تر اثبات حقانیت رهبری امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب حدیث صحیح و متواتر منزلت است که رسول خدا علی بن ابی طالب را نسبت به خود همانند نسبت هارون وحضرت موسی تشبیه نموده است. لذا در این تحقیق به دنبال اثبات این مدعا وپاسخ به نقدهای گرفته شده بردلالت حدیث منزلت هستیم ولازم است واژگان امامت، ولایت، خلافت، منزلت و مخالفان را تعریف و توضیح دهیم.
1. امامت
متکلمان در تعریف امامت به دوگروه تقسیم می‌شوند. گروهی امامت را تعریف نکرده‌اند. ربانی گلپایگانی در کتاب امامت در بینش اسلامی می‌گوید:
سید مرتضی در کتاب‌های الشافی و الذخیره و شیخ طوسی در کتاب الاقتصاد فی ما یعلق بالاعتقاد و عبدالجبار معتزلی در کتاب المغنی و قاضی ابوبکر باقلانی در کتاب التمهید و امام الحرمین در کتاب الارشاد و عبدالقاهر بغدادی در کتاب اصول الدین، امامت را تعریف نکرده‌اند؛ گویی بر این تصور بوده‌اند که همه‌ی مذاهب اسلامی، از امامت تصویر روشنی دارند که مورد قبول همگان است.5
1-1. تعریف لغوی
امام، واژه‌ای عربی و به معنای پیشوا، سرپرست و مقتدا است.6 راغب اصفهانی در این خصوص می‌نویسد: «امام کسی است که به او اقتدا می‌شود، چه شیء مورد اقتدا انسان باشد که به گفتار و کردارش اقتدا شود، یا کتابی باشد یا شیء دیگری، چه این اقتدا حق و صواب باشد و چه باطل و ناصواب».7
برخی متکلمان در خصوص معنای این واژه نوشته‌اند: «معنای لغوی واژه امامت آن است که دیگری مورد تبعیت و پیروی قرارگیرد؛ یعنی رئیس باشد و امام کسی است که مورد تبعیت و اقتدا قرار می‌گیرد. از آن جهت که در مفهوم امامت، تبعیت و اقتدا نهفته است؛ به کسی که نماز جماعت برگزار می‌کند، امام گویند؛ زیرا مردم در قیام و رکوع و سجده و تشهد به وی اقتدا کرده و از او تبعیت می‌کنند، بنابراین او مورد تبعیت است».8
لذا می‌توان دریافت که واژه امامت، از یک سو «پیشوایی و راهبری» و از سوی دیگر «تبعیت و پیروی» را می‌رساند، و از معنای لغوی این واژه استفاده نمی‌شود که امامت و پشوایی در حوزه و قلمرو دینی مردم است یا در حوزه دنیایی آن‌ها. واژه‌ی امام، در قرآن 12 بار به صورت مفرد یا جمع به کار رفته است.9 در این استعمال‌ها، امامت به همان معنای لغوی است؛ یعنی به معنای مطلق رهبری و پیشوایی به کار رفته و چیزی بر مبنای آن اضافه نشده است. مثلاً در آیه‌ی 73 سوره‌ی انبیاء می‌فرماید: «وَ جَعَلْناهُمْ اَئِمَةً یهْدُونَ بِاَمْرِنا» (و آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت می‌کنند). از «یهدون بأمرنا» می‌فهمیم که امامت مطرح شده در این آیه، امامت حق است. هم‌چنین از بررسی موارد متعددی که واژه‌ی امامت در گفتار معصومین به کار رفته است، در می‌یابیم که این واژه در اصل به معنای مطلق پیشوایی و رهبری است. در روایات اسلامی، واژه‌های امام و امامت از جایگاه بسیار برجسته‌ای برخوردار بوده، از آن به عنوان مقامی الهی یاد شده است که دست اختیار و انتخاب بشر به آن نمی‌رسد.
2-1. تعریف اصطلاحی امام در کلام متکلمین شیعه و سنی
این واژه از نظر اصطلاحی معنای خاصی دارد که شیعه و سنی آن را بیان کرده‌اند. با این تفاوت که در معنای کلی آن اتفاق نظر دارند؛ اما اختلافشان در برخی جزئیات، مصداق، نوع برگزیده شدن و شئون امامت و اختیارات امام است.
3-1. تعریف علمای بزرگ اهل سنت
سعدالدین تفتازانی و میر سید شریف جرجانی و سیف الدین آمدی گفته‌اند:
«الامامة رئاسة عامة لشخص من الاشخاص» (امامت، ریاست عمومی است برای شخصی از اشخاص).10
قاضی عضدالدین ایجی گفته است: «الامامة خلافة الرسول فی اقامة الدین بحیث یجب اتباعه علی کافة الامة» (امامت، خلافت (جانشینی) رسول است در اقامه‌ی دین؛ به گونه‌ای که واجب است تبعیت از او برای همه‌ی امت).11
سیف الدین آمدی در تعریف دیگری گفته است: «ان الامامة عبارة عن خلافة شخص من الاشخاص للرسول فی اقامة الشرع و حفظ حوزة الملة علی وجه یجب اتباعه علی کافة الامة» (همانا امامت عبارت است از خلافت شخصی از اشخاص برای رسول در اقامه‌ی شرع و حفظ حوزه‌ی مله (دین) به نحوی که تبعیت از او واجب می‌شود بر همه‌ی امت).12
ابن خلدون نیز نوشته است:
«الامامة خلافة عن صاحب الشرع فی حراسة الدین و سیاسة الدنیا» (امامت خلافت (جانشینی) صاحب شریعت است در حراست از دین و سیاست و مدیریت دنیا).13
4-1. تعریف علمای بزرگ شیعه
شیخ مفید گفته است: «الامام هو الذی له الرئاسة العامة فی امور الدین و الدنیا نیابةً عن النبی» (امام کسی است که دارای رهبری عمومی در امور دین و دنیا به صورت نیابت از پیامبر باشد.)14
سید مرتضی گفته است: «الامامة رئاسة عامة فی الدین بالاصالة لا عمن هو فی دار التکلیف» (امامت، رهبری عمومی در زمینه‌ی دین به صورت بالاصاله است؛ نه به صورت نیابت از کسی که در سرای تکلیف می‌باشد.)15
علامه حلی گفته است: «الامامة رئاسة عامة فی الدین و الدنیا لشخص من الاشخاص نیابة عن النبی» (امامت، رهبری عمومی در زمینه‌ی دین و دنیا برای شخصی خاص به عنوان نیابت از پیامبر است.)16
جناب فاضل مقداد نیز همین تعریف را ارائه کرده، ولی به جای «نیابة عن النبی» گفته است: «خلافة عن النبی»17
از تعاریف گفته شده استفاده می‌شود که: اولاً متکلمین شیعه و سنی بر سر تعریف امامت، اختلاف نظر عمده‌ای نداشته در محورهای اصلی اتفاق نظر دارند. ثانیاً امامت اصطلاحی متکلمین دارای مشخصات زیر می‌باشد.
1ـ امامت، ریاست عمومی بر جمیع امت می‌باشد، نه بر محدوده‌ی جغرافیایی خاص.
2ـ متعلق امامت امام، امور دین و دنیا بوده، منحصر به دین تنها یا دنیای تنها نیست.
3ـ امام، خلیفه و جانشین رسول الله می‌باشد، هم در امور دینی هم در امور دنیوی.
همان‌طور که در روایتی امام‌ رضا فرمودند: «همانا امامت، قدرش والاتر، شأنش بزرگ‌تر، منزلتش عالی‌تر، جایگاهش بلندتر و ژرفایش بیش‌تر از آن است که مردم با خردهای خود به آن برسند یا با آرائشان آن را دریابند یا با انتخاب خود، امامی منصوب کنند. همانا امامت، مقامی است که خدای عزوجل پس از نبوت در مرتبه‌ی سوم به ابراهیم خلیل اختصاص داده است…. همانا امامت، مقام پیامبران و میراث اوصیا است. همانا امامت، خلافت خدا و خلافت رسول خدا است».18
4ـ اطاعت و تبعیت از امام بر همه‌ی امت واجب و ضروری است.
5ـ مقام امامت، در هر عصری، تنها برای یک شخص ثابت است و طبق دیدگاه امامیه، این شخص را خداوند معین کرده است.
6ـ مقام امامت برای امام، اصاله و ابتداءً از جانب خداوند است.
لذا امام در اصطلاح متکلمین، نه مثل سلطان و رئیس جمهور است، نه مثل یک عالم دینی و مفتی صرف؛ بلکه تمام مسئولیت‌های حاکمیتی رسول الله را دارا می‌باشد.
به عبارت دیگر، آقای ربانی گلپایگانی می‌نویسد: از تعریف‌های متکلمان اسلامی به دست آمده که «امامت» از دیدگاه آنان هم امور دنیوی را شامل می‌شود و هم امور دینی را. به عبارت دیگر، از جنبه‌ی غائی، امامت اسلامی صبغه‌ی سکولاریستی ندارد، به گونه‌ای که امور معنوی و دینی خارج از حوزه امامت و رهبری اسلامی‌باشد و امامت فقط در برقراری عدالت، امنیت و تحقق بخشیدن به نیازهای معیشتی مردم خلاصه شود. بلکه حفظ، اجرای دین و ارزش‌های دینی نیز از اهداف امامت می‌باشد. در مورد رسالت دینی امامت، میان شیعه و اهل سنت این تفاوت وجود دارد که اهل سنت فقط مسئولیت حفظ دین در مقابل دشمنان و فتنه انگیزان و نیزاجرای احکام اسلامی را، به عهده‌ی امام می‌دانند ولی شیعه علاوه بر این مسئولیت تفسیر و تبیین درست کتاب و سنت را نیز از وظایف امام می‌شمرد.19
بدین جهت، عصمت را از شرایط لازم امامت می‌داند. ازجنبه‌ی مشروعیت امامت نیز اعتقاد متکلمان اسلامی برآن است که مشروعیت امامت ناشی از خلافت و نیابت از پیامبر اسلامی است نه وکالت از جانب مردم. این مطلب بر مبنای انتصاب که مورد قبول شیعه است آشکار است و بر مبنای انتخاب نیز چنان که در کلمات متکلمان اهل سنت گذشت انتخاب و بیعت مردم با امام، موضوعیت ندارد و منشأ مشروعیت امامت به شمار نمی‌رود. بلکه بعنوان راهی برای کشف رضایت شارع می‌باشد. حاصل آن که امامت اسلامی، نه از نظر خاستگاه مشروعیت و نه از نظر اغراض و وظایف امامت، به دیدگاه‌های سکولاریستی ربطی ندارد و در اصل این مسئله، میان شیعه و اهل سنت اختلافی وجود ندارد، اگرچه در جزئیات و تفاصیل آن اختلاف نظرهایی دیده می‌شود.
2. ولایت
فرهنگنامه نویسان، نزدیک به 20 معنای متفاوت برای واژه «ولی» و «مولی» بر شمرده‌اندکه عبارت است از:
1- القریب (=نزدیک) 2- المحب (=دوست و دوستار) 3- الناصر (=یارو یاور) 4- ابن العم (=پسر عمو) 5- الصهر(=داماد) 6- الحلیف (=هم پیمان) 7- المتولی و المالک للامر (=سرپرست و دارنده و اداره کننده کار) 8- الصدیق (=دوست) 9- المعتق (=آزاد کننده برگان) 10- المُعتُق (=برده آزاده شده) 11- الجار (=همسایه) 12- المنعم علیه (=نعمت داده شده) 13- اصحاب (=همراه) 14- ابن الاخت (=پسر خواهر) 15- العم (=عمو)20 و….
در اینجا برای نمونه به برخی از عبارات لغت نویسان در بیان معنای لفظ «ولی» اشاره می‌شود. جوهری (393هـ.ق.)، از قدیمی‌ترین لغت نویسان نوشته است؛ «ولی به معنای نزدیکی و ما را سرپرستی کرده است؛ یعنی کار ما را او انجام داد و چیزی را سرپرستی کرد. یعنی کارفروختن آن را انجام داد و مولا به معنای سرپرست، بنده، و پسر عمو و داماد آمده است و ولایت به معنای نصرت است و به -کسرآن- به معنای سلطنت است.
سیبویه می‌گوید: ولایت -به فتح واو- به معنای «نصرت» و به – کسرآن – به معنای سلطنت است و ولایت به معنای قرابت نیز یادشده است و مولا به هم پیمان گفته شده است و کسی که مسئولیت و سرپرستی کاری را برعهده گرفت، به وی «ولی» می‌گویند و ولایت به – فتح وکسر واو- همانند «امارت» است زیرا اسم برای کسی است که مسئولیت کاری را پذیرفته و به انجام آن اقدام می‌ورزد.21 ابن منظور(711هـ.ق.) علاوه بر معانی یادشده می‌نویسد: «ولی الشی وعلیه ولایه»22، «برآن چیز دست یافت و در آن تصرف کرد» راغب اصفهانی (5) 2هـ.ق.) علاوه برمعانی یادشده نوشته است: «ولاه و توالی» به این معناست که دوچیز یا بیش‌تر به هم برسند به گونه‌ای که میان آن دوفاصله نباشد و ازهم جدا نشوند. این معنا در تعبیر کنایی به مفهوم نزدیکی مکانی، نسبی، دینی، خویشاوندی ویاوری واعتقادی به کاربرده شده است. ولایت به کسر واو به معنای نصرت وبه فتح آن به مفهوم سرپرستی و اداره کردن کاری است.23 ایشان در ادامه نوشته است ولایت به فتح و کسر واو همچون دلالت است و معنای حقیقی آن اداره کردن و سرپرستی کار دیگران است و «ولی و مولا» در این معنا به کار برده شده‌اند. فیومی (770هـ.ق.) نیز ضمن یادآوری معانی یادشده نوشته است: «و فلان اولی بکذا ای احق به»24 «وفلان کس به آن کارشایسته‌تر است. به معنای آن است که آن کار به او واگذار شود. از ابوالعباس محمد بن یزید مبرد (256هـ.ق.)، ادیب و لغت شناس معروف، تعریف «ولی» نقل شده که گفته است: «اصل تأویل الولی الذی هو اولی ای احق و مثله المولی»25 ریشه معنای حقیقی ولی آن است که به کسی بگویند که شایسته‌تر و برتر باشد و مولی همانند معنای ولی می‌باشد. در انتها باید گفت که اگرتمام آن چه گفتیم را به دقت مد نظر قرار دهیم، می‌توانیم به طور قطع و یقیین بگوییم که واژه ولی یک معنا بیش‌ترندارد وآن سرپرست و متصدی و مالک امرچیزی یا کسی بودن است و تمامی معانی دیگرکه برای این واژه ذکرکرده‌اند یا از مصادیق کلی این معنا هستند و یا جزو لوازم و مستلزمات آنند. پس شما از تمام معانی موجود در فرهنگ‌های کوچک و بزرگ لغت همچون؛ ناصر، نصیر، حبیب، محبوب، معتِق، معتَق، ابن العم، صدیق، خلیل، صهر، وارث، جار، حلیف، در کتاب‌های تفسیرو فقهه و کلام و غیره… نیز منعکس گردیده است را می‌توان به یکی از دو مبنا تفسیر نمود.
سید حسن مصطفوی (م 1428هـ.ق.) از پژوهشگران و زبان شناسان معاصر بعد از یاد کرد دیده گاه لغت نویسان درباره‌ی واژه «ولی» نوشته است:
«همانا ریشه معنای بنیادین» «ولی» عبارت از: «قرار گرفتن یک چیز پیش دیگری با بودن رابطه‌ای میان آن دو چیز«و مراد از» «وراء) (=پیش) جلو دار و پست گام و از«شیئین» (=دوچیز) دو امر مختلف به لحاظ وجود یا محل و اعتبار است. ومقصود از رابطه میان آن دوچیز آن است که ارتباط و اتصال آن دو به خوبی و نیکی یا زشتی و بدی باشد، بنابراین معنا از «ولی» مفاهیم دیگر آن مانند: «قرب» «نزدیکی» «دوست» «یاری کردن» «پیروی نمودن» از آثار و لوازم معنای یاد شده از «ولی» به شمار می‌آید. واز برپایی و به اجرا درآوردن امور زندگی (مردم) است. و باز از همین معنا واژه «مولی» است و آن اسم مکان به معنای محل ولایت است بدین مفهوم که سرپرستی کارمردم در آن مکان (چاره‌اندیشی) و به اجرا در می‌آید وهم‌چنین از مصادیق معنای یاد شده از واژه «ولی» مفهوم «ولایت» و شایسته بودن کسی است که پیش از دیگران قرار دارد… و وقتی گفته می‌شود. «النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم» مفهوم این سخن الهی آن است که پیامبر درمقام و جایگاه رأی دادن و تمییز و جدا سازی «صلاح» و «فلاح» (از گمراهی وکج روی) شایسته‌تر از خود مؤمنان است. بنابراین معانی لفظ «ولی» مانند«معتِق» (=آزاده کننده بوده)، «معتَق» (=برده آزاد شده) «ناصر» (=یارویاور)، «عم» (=عمو)، «حلیف» (=هم سوگند) «عصبه» (=جماعتی از مردان) «صاحب» (=همراه، هم صحبت)، «جار» (=همسایه).
درهمه این معانی«قرار گرفتن یک چیز پیش از دیگران» لحاظ و تصور می‌شود.26 اکنون از مجموع کاربردهای مختلف واژه‌ی «ولی» و دیدگاه لغت دانان در این باره می‌توان گفت: «ولی» و «ولایت» یک نوع نزدیکی و ارتباط دادن میان دوچیز با فاصله است که این ارتباط سبب نوعی حق تصرف و مالکیت در تدبیر و اداره کردن کاردیگری است. ارتباط مورد بحث می‌تواند به لحاظ دوستی و محبت پدید آید یا به لحاظ تصرف کردن و اداره نمودن کاردیگران. به بیان دیگر کسی که از دیگر مردم برتر وشایسته‌تر در اداره زندگی آنان است و بتواند نظام‌مند کار مردم را سرپرستی و رهبری کند یک نوع ولایت برای آن فرد به وجود می‌آید و در واقع «ولی» وسرپرست آنان می‌گردد.
3. خلافت
خلیفه از ماده‌ی خلف می‌باشد و جمع آن «خلفا» و«خلافت» است. که به معنای پشت سرآمدن،27 نائب شدن،28 جانشین و خلیفه‌ی چیزی،29 کسی،30 یا خانواده31 است. ابی حاتم آورده است: خلیفه از لغات فصیح عرب است32 و در آن معنای فاعلی و مفعولی وجود دارد.33
خلیفه درلغت، به معنای کسی است که به دنبال دیگری آمده به جای او می‌نشیند و بر مسند او تکیه می‌کند.34 فراهیدی و ابن منظور نیز می‌گویند: خلیفه کسی است که جانشین فرد قبل از خود می‌شود.35 در معجم مقاییس اللغه آمده:
«الخاء والام و الفاء أصول ثلاثه: أحدها أن یجیء شیء بعد شیء یقوم مقامه.»36 ماده (خ ل ف) سه معنای اصلی دارد: یکی از آن‌ها، آمدن چیزی بعد از چیز دیگر و قرار گرفتن در مقام و جایگاه اوست. جوهری کسی را که دارای سلطنت و فرمان روایی باشد، خلیفه می‌داند.37 به این دلیل، به کسی که از سوی خدای تعالی دارای حق امرو نهی و سلطنت الهی می‌گردد، خلیفه الله اطلاق می‌شود. خلیفه در اصطلاح به رئیس عالی کشور و به زبان عربی، الامامه العامه38 گفته می‌شود. در حکومت پادشاهی به آن پادشاه و در حکومت اسلامی به او رهبر، پیامبر، خلیفه و امام می‌گویند.39
ازاین رو به جانشین، خلیفه و وزیر، پیامبر اسلام خلیفه رسول الله گفته می‌شود.40
خلیفه به معنای جانشینی ریشه در قرآن دارد خداوند در ابتدای آفرینش خلافت روی زمین را به بشر در رأس آنان حضرت آدم محمول نموده است «واذ قال ربک للملائکه انی جاعل فی الارض خلیفه» پس از آفرینش این خلافت تا داود پیامبر دست به دست شده و خداوند فرموده است «یا داود انا جعلناک خلیفه فی الارض». دستاورد تحقیق در واژه خلیفه این است که کلام پیامبر که درباره‌ی علی فرمود؛ «ان هذا اخی و وصیی و خلیفتی فیکم»41 مواد جانیشینی و خلافت در حکومت است.
این نکته باید یادآوری شود که خلافت و امامت دو مصداق جداگانه ندارند، بلکه دو عنوان منطبق بربک مصداق می‌باشند. آن کسی که پس از پیامبر رهبری است اسلامی را برعهده دارد از این جهت که رهبری او به عنوان جانشینی پیامبر است مصداق خلافت می‌باشد واز این جهت که پیشوای امت اسلامی است مصداق امامت می‌باشد. از این رو، هم در روایات و هم در عبارت‌های متکلمان اسلامی، هر دو مفهوم خلافت و امامت به کار رفته است. پیامبر در حدیث یوم الانذار علی را برادر و وحی و خلیفه‌ی خود معرفی کرد.
«إِنَ هَذَا أَخِی وَ وَصِیی وَ خَلِیفَتِی فِیکمْ فَاسْمَعُوا لَهُ وَأَطِیعُوا»42 حدیث دوازده خلیفه نیز که از احادیث نبوی مشهور است از امام با عنوان خلیفه یاد کرده است.
چنان که در حدیث معروف «من مات و لم یعرف امام زمانه» واژه امام به کار رفته است. امام رضا نیز درباره‌ی امامت فرموده: «الامامة خلافة الله و خلافة الرسول»43 امامت، خلافت خدا و خلافت رسول خداست. پس این اندیشه که امامت و خلافت را دو مقوله جدا ازهم و با مصادیق متفاوت می‌داند و امامت را به شیعه و خلافت را به اهل سنت اختصاص می‌دهد، از نظر مبانی روایی و کلامی درست نیست.
4. منزلت
منزلت برگرفته از واژه «نزول» و «نزل» فعل لازم و «انزل» فعل متعدی آن است. نزول به معنای فرود آمدن و از بالا به پایین قرار گرفتن.44 جای چیزی و کسی واقع شدن است.45 مثلاً گفته می‌شود: کلماتی چون «ابی» «ضبابی» «انصاری» نازل به منزله‌ی مفرد است.46 یا می‌گویند فلانی جای فلانی است. عرب به این اصطلاح چنین می‌گوید: «ای هم نزول فی ناحیتهم».
منزلت در اصطلاح



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید