s

9311015
گروه: کلام
عنوان
اثبات ولایت و امامت حضرت علی از نظر حدیث غدیر و پاسخ به شبهات
استاد راهنما
حجت الاسلام والمسلمین سید محمود مرعشی فر
استاد مشاور
حجت الاسلام والمسلمین ابوالقاسم رشیدپور
نگارش
غلامرضا فرخی منش
23/05/1393
کلیه‌ی حقوق این پایان‌نامه، اعم از چاپ، تکثیر، نسخه‌برداری، ترجمه، اقتباس و… برای دانشگاه امیرالمؤمنین اهواز محفوظ است. نقل مطالب با ذکر مأخذ، بلامانع است.
اهدا
این اثر به وجود مقدس مولی الموهدین ،امام المتقین ،امیرالمؤمنین،علی بن ابیطالب اهدا می گردد.
تشکر
در ابتدا از زحمات اساتید محترمی که در این مقطع تحصیلی و در نوشتن و تدوین این پایان نامه کمک و مساعدت فراوانی داشته اند تشکر نمایم خصوصاً
آیت الله موسوی جزایری 
حجت الاسلام والمسلمین حجت الاسلام والمسلمین سید محمود مرعشی فر 
حجت الاسلام والمسلمین حجت الاسلام والمسلمین ابوالقاسم رشیدپور 
باسمه تعالی
چکیده پایان نامه کارشناسی ارشد
دانشگاه امیرالمؤمنینعنوان پایان‌نامه:
اثبات ولایت و امامت حضرت علی از نظر حدیث غدیر و پاسخ به شبهاتنام نویسنده:
غلامرضا فرخی‌منشاستاد راهنما:
حجت‌الاسلام و المسلمین سید محمود مرعشی‌فراستاد مشاور:
حجت‌الاسلام و المسلمین ابوالقاسم رشیدپوردانشکده:
حکمت و کلامگروه:
کلامرشته تحصیلی:
کلام شیعهتاریخ تصویب:
تاریخ دفاع:
23/05/1393تعداد صفحات:
147چکیده پایان‌نامه:
از آن جا که مسأله جانشینی پیامبر اعظم یکی از مسایل بسیار دامنه دار و اختلاف برانگیز در بین مسلمین بوده، در طول تاریخ نگاه های متفاوت و نظرات مختلفی نسبت به این قضیه ابراز شده است. لذا بر مبنای اینکه آیاحدیث غدیر برولایت و امامت حضرت علی دلالت دارد؟ در این نوشتارما به دنبال بررسی ادله شیعه و اهل سنت در مورد حدیث غدیر خم جهت اثبات امامت وولایت حضرت امیر المؤمنین علی و پاسخ به شبهات آن بودیم که در این راستا یافته های ارزنده ای اکتساب گردید ازقبیل:
حدیث غدیر، ولایت وامامت حضرت علی را اثبات می کند؛ اعتقاد به امام واصل امامت پس از نبوت از جمله اصول اعتقادی دین است ؛قرائن وشواهد مقامیه و مقالیه‌ای در کلام پیامبر اسلام هنگام بیان حدیث غدیر وجود دارد که دلالت می کند مراد از کلمه مولی، ولایت و اولویت آن حضرت به تصرف در امور مسلمانان بوده نه اینکه صرف محبت و دوستی باشد، وحدیث غدیر به خوبی بر امامت و ولایت حضرت علی با استدلالهای محکم و قرائن فراوان دلالت دارد ؛اشکالات وارده بر حدیث غدیر بی اساس می باشند.
امامت یکی از اصول مذهب و پایه اصلی استمرار دین می باشد. مقصود ما از اصل «امامت» در اصول اعتقادى شیعه این است که بعد از پیغمبر اکرم دوازده امام معصوم یکى پس از دیگرى جانشینان بر حق آن حضرت مى‌باشند. هیچ یک از احادیث نبوی در صحت و تواتر به پایه حدیث غدیر نمی‏رسد. امیرالمؤمنین در دوران خلافت واقعه غدیر را مکررا در محاجّه با مخالفان در محضر مسلمانان یادآوری کرد.برخی از علمای اهل سنت که با دیده انصاف به حدیث غدیر نگریسته‌اند، بر این مطلب تصریح کرده‌اند که مراد رسول خدا از جمله «من کنت مولاه فعلی مولاه» امامت و خلافت امیر مؤمنان بوده است .قرائن وشواهد مقامیه و مقالیه‌ای در کلام پیامبر اسلام هنگام بیان حدیث غدیر وجود دارد که دلالت می کند مراد از کلمه مولی، ولایت و اولویت آن حضرت به تصرف در امور مسلمانان بوده نه صرف محبت و دوستی. در این پژوهش با استفاده از روش کتابخانه ای ابتدا شروع به تفحص وفیش برداری از منابع مربوطه شد وهمچنین با بررسی نظرات وشبهات اهل سنت باتوجه به مقبولات و منابع مورد اقناع آنها ، در صدد پاسخ برآمده است.واژگان کلیدی: حدیث غدیر، ادله غدیر، امامت امام علی ، دلالت حدیث غدیر، شبهات
فهرست مطالب
مقدمه1
فصل اول: کلیات و مفاهیم2
گفتار اول: کلیات3
1. تبیین موضوع3
2. پیشینه تحقیق3
3. سوال اصلی5
4. سوالات فرعی5
5. فرضیه ها5
6. اصل “امامت” و جایگاه “امام”‌در تفکر اسلامی6
1. غدیر خم11
غدیر11
معنای اصطلاحی غدیر12
خم12
غدیر خم13
2. مولی و واژه های هم‌ردیف14
3. شبهه15
فصل دوم: تبیین سند و دلالت حدیث غدیر بر امامت16
گفتار اول: شرح اصل حدیث غدیر17
الف: قصه غدیر به روایات شیعه17
1. واقعه غدیر به روایت الغدیر17
2. واقعۀ غدیر به روایت ارشاد شیخ مفید23
3. واقعه غدیر به روایت احتجاج طبرسی28
ب: قصه غدیر به روایت اهل سنت43
1. حدیث غدیر خم به روایت براء ابن عازب43
2. قصه غدیر از زبان زید بن ارقم43
3. قصه غدیر به روایت شهر بن حوشب44
4. احمد بن یحیی بلاذری و ماجرای غدیر44
5. ابی سعید خدری در روایتی گوید:45
6. نسائی در کتاب الخصائص از سعد بن ابی وقاص45
7. ابن عبدریه در اسد الغابه به نقل از زهری46
جمع بندی و نتیجه گیری46
الف. راویان حدیث غدیر از اصحاب پیامبر48
ب. راویان حدیث غدیر از تابعان 50
ج. طبقات راویان از علما52
د. اظهار نظرنویسندگان کتب مستقل با موضوع غدیر55
هـ. حافظان مورد اطمینان و سرشناسان اهل سنت56
و. داوری پیرامون سند حدیث58
الف. معنای «مولی» به معنای «اولی» از دیدگاه اهل لغت61
ب. «مولی» به معنای «اولی» از دیدگاه مفسران66
نتیجه70
ج. معنای واژه «ولی» در فرهنگ خلفا70
د. کلمه «ولی» در حدیث غدیر80
الف: روایت نسائی از زید بن ارقم81
ب: بزار از سعد بن أبی وقاص82
ج: ابن ماجه قزوینی از براء بن عازب82
هـ. استنباط امامت با حدیث غدیر، از دیدگاه علمای اهل سنت83
1. أبو حامد غزالی83
2. سبط ابن جوزی84
3. محمد بن طلحة شافعی(متوفای 658هـ)85
4. ابراهیم بن سیار، معروف به نظام معتزلی(متوفای 220هـ به بعد):85
و. شواهدی محکم بر اراده ولایت از حدیث غدیر86
شاهد اول: مقارنه ولایت رسول خدا و ولایت امیر مؤمنان86
شاهد دوم: نزول آیه بلاغ قبل از قضیه غدیر96
فصل سوم: پاسخ به شبهات حدیث غدیر106
گفتار اول: اشکال سندی بر حدیث غدیر107
1. نیامدن حدیث در کتاب بخاری و مسلم107
نقد107
2. ذکر حدیث فقط در مسند احمد108
نقد108
شبهه اول: استدلال به روایت نه قرآن108
نقد109
شبهه دوم: ولی در لغت اسم کلمه وَلایت(به فتح) است و معنای آن محبّت نصرت است.109
نقد اول110
نقد دوم111
نقد سوم112
شبهه سوم: دو ولی در یک زمان112
نقد112
شبهه چهارم: استدلال نکردن امام علی و اهل بیت به حدیث113
نقد113
شبهه پنجم: اشکالات وارد بر قضیه حارث فهری115
1)مکی بودن سوره انفال115
نقد115
2) مکی بودن سوره معارج116
نقد اول116
نقد دوم116
3)واقع غدیر در مکه یا مدینه117
نقد117
4)ثبت نشدن نام حارث فهری در فهرست اسامی صحابه117
نقد اول118
نقد دوم‌118
نقد سوم‌118
5) عذاب نشدن هیچ مسلمانی در عصر رسالت119
نقد اول119
نقد دوم119
6)نیامدن ماجرای حارث فهری در آیات و آثار120
نقد120
شبهه ششم: تشکیک در معنای کلمه مولا در حدیث121
پاسخ121
شبهه هفتم: عدم تصریح به امامت و خلافت بلافصل حضرت در حدیث122
پاسخ123
شبهه هشتم: چه ضرورتی دارد ما لفظ «مولی» در حدیث را حمل بر اولی به تصرف و سرپرستی بگیریم، در حالی که در قرآن در غیر این معنا آمده است؟123
پاسخ123
شبهه نهم: وجود قرینه ای بر اراده «محبت» از کلمه مولا124
پاسخ124
شبهه دهم: ایراد نقل شده ازحسن مثنی125
پاسخ125
شبهه یازدهم: چرا موضوع ولایت امیرالمؤمنین در مکه، که تمام مسلمانان جمع بودند ابلاغ نگردید؟126
پاسخ126
شبهه دوازدهم: ارتباط واقعه غدیر با شکایات لشکریان یمن127
پاسخ127
خلاصه ادلّه ردّ ارتباط واقعه غدیر با شکایات لشکریان یمن131
شبهه سیزدهم: بحث از غدیر عقیم است!132
پاسخ132
جمع بندی ونتیجه گیری134
مقدمه
مورخان اندیشه اسلامی بر آنند که نزاع بر سر جانشینی پیامبر گرامی اسلام وسلم از نخستین مباحث کلامی است که پس از آن حضرت، نزد امت وی رواج یافت. مواجهه شیعه با مسأله جانشینی پیامبر وسلم ارائه نظریه امامت به عنوان استمرار نبوت بود که آن را جزو تعالیم و آموزه های دینی اسلام می دانستند. به این ترتیب، امامت، نه صرفا به عنوان نظریه سیاسی، بلکه به عنوان دیدگاه کلامی و یکی از اصول اعتقادی به میان آمد و مخالفتهای فراوانی را نیز برانگیخت.
موافقان و مخالفان نظریه امامت، به بحث و تحقیق پرداخته، مواضع یکدیگر را نقد کردند. تاریخ پرماجرای امامت در اندیشه دینی نزد مسلمانان، پربار از پژوهشهای گرانقدر در ساحت امامت است. هیچ یک از احادیث نبوی در صحت و تواتر به پایه حدیث غدیر نمی‏رسد. سخنان رسول الله و بیعت مسلمانان با علی در بزرگترین اجتماع اسلامی که تا آن روز نظیر نداشت و در محضر بزرگان صحابه برگزار گردید. امیرالمؤمنین در دوران خلافت واقعه غدیر را مکررا در محاجّه با مخالفان در محضر مسلمانان یادآوری کرد و هر بار جمعی از صحابه که در غدیر حضور داشتند برخاستند و شهادت دادند
لذاحدیث غدیر بزرگترین حجت و مستند شیعه امامیه بر ولایت مطلقه علی است. به استناد همین حدیث است که خلافت را موهبتی الهی می‏دانند نه مقامی که مردم انتخاب کنند.
اسناد حدیث غدیر نیز بر سایر احادیث نبوی برتری و امتیاز دارد. بیش از صد و ده تن از اصحاب پیغمبر و هشتاد و چهار تن از تابعین و سیصد و شصت تن از ثقات محدثین آن را روایت کرده‏اند.
از آنجا که در طول تاریخ اسلام کسی همچون امیرالمؤمنین علی‌ سراغ نداریم که تا این حد به او ظلم شده باشد لذا جا دارد که انواع این ظلم‌ها را بررسی کرده و در هر مورد به آن‌ها پاسخ دهیم، و این کار می‌تواند در رسیدن مردم به حق و حقیقت تاثیرگذار باشدو لذا در این اثر تلاش می کنیم ضمن اثبات ولایت وامامت حضرت علی از نظر حدیث غدیر به پاسخ شبهات آن نیز پرداخته شود.

فصل اول
کلیات و مفاهیم

گفتار اول: کلیات
1. تبیین موضوع
امامت یکی از اصول مذهب و پایه اصلی استمرار دین می باشد.
مقصود ما از اصل «امامت» در اصول اعتقادى شیعه این است که بعد از پیغمبر اکرم دوازده امام معصوم  یکى پس از دیگرى جانشینان بر حق آن حضرت مى‌باشند.
این مسئله اثبات ولایت و امامت حضرت علی از طریق فقط یکی از ادله شیعه یعنی حدیث غدیر می باشد.
حدیث غدیربه کمک ادله و قرائن بر آن، نشان می دهد «مولا» به معنای پیشوایی، امامت، خلافت، زعامت و ریاست امیرالمؤمنین بعد از پیامبر اکرم بر امور اخروی و دنیوی مسلمانان است.
از شاخصه های این مسئله این است که پس از اثبات امامت حضرت علی ، پاسخ به شبهات، مفسرین، مورخین، وعلماء اهل تسنن به حدیث غدیر می پردازد.
رویکرد این پایان نامه کلامی ، روایی و تفسیری می باشد.
2. پیشینه تحقیق
بحث کلامی درمورد اثبات امامت امیرالمؤمنین بالاخص توسط حدیث غدیر، سابقه ای طولانی دارد و شیعیان که به فضل و قرآن آگاهی، شهره بودند، در مواجهه با انحراف امامت به خلافت، به بحث و نقد و نظر در مسأله پرداختند. ابن ندیم، فهرست نگار و کتاب شناس معروف، علی بن اسماعیل بن میثم تمّار را نخستین کسی می داند که در باب امامت، رساله ای نوشت و نام دو تک نگاره از وی را به نامهای «الامامة» و «الاستحقاق» نیز به میان می آورد. وی همچنین هشام بن حکم، صحابی و شاگرد معروف امام صادق را نیز از جمله دانشمندانی می داند که در امامت، رساله های متعددی نگاشت. ابن ندیم، دو رساله «الامامة» و «امامة المفضول» را از جمله تألیفات هشام بن حکم دانسته است که از حدیث غدیر استفاده اثبات امامت نموده است.
سابقه تک نگاره نویسی درباره امامت نزد دانشمندان شیعی، به اصحاب ائمه اطهار  برمی گردد. برای مثال، ابوجعفر احمد بن حسین بن عمر بن یزید الصیقل کوفی، ثقه از اصحاب امام صادق و امام کاظم و نیز مولی ابی الصفا خلیل بن احمد بصری(متوفی 160 یا 170 هـ ق.) از اصحاب امام صادق رساله ای در امامت از این حدیث نوشته اند.
جمعی از بزرگان دربارۀ این حدیث و اسناد و دلالت‌های آن، کتاب‌هایی تألیف کرده‌اند؛ از جمله، طبری در کتاب الولایة فی طرق حدیث الغدیر؛ حموی در معجم ‌الادباء و ابن عقدة الهمدانی در کتاب الغدیر؛ ابوبکر محمد بن عمر الجعابی متوفی به سال 355 هـ ق.، در کتاب مَن رَوی حدیث غدیر خم؛ ابوطالب عبیدالله بن احمد بن زید الأنباری الواسطی(356 هـ ق.) در کتاب طرق حدیث الغدیر، ابوغالب احمد بن محمد بن محمد الرازی(368 هـ ق. ) و ابوالفضل محمد بن عبدالله بن مطلّب الشیبانی(372 هـ ق.) در کتاب مَن رَوی حدیث غدیر خم؛ الدار قطنی(385 هـ ق.) و شیخ محسن بن الحسین النیشابوری الخزاعی در کتاب بیان حدیث الغدیر؛ علی بن عبدالرحمن بن عیسی الجراح القتانی(413 هـ ق.) در کتاب طرق خبر الولایة؛ ابوعبدالله الحسین بن عبیدالله الغفائری در کتاب یوم الغدیر(411 هـ ق.)؛ الحافظ ابوسعید السجستانی(477 هـ ق.) در کتاب الدرایة فی حدیث الولایة آن را از 120 تن از صحابه نقل کرده؛ ابوالفتح الکراجکی(499 هـ ق.) در کتاب عدة البعیر فی حج یوم الغدیر؛ علی بن بلال المهلبی در کتاب حدیث الغدیر؛ شیخ منصور اللائی الرازی در کتاب حدیث الغدیر؛ شیخ علی بن حسن الطاهری در کتاب الولایة و ابوالقاسم عبیدالله بن عبدالله الحسکانی در دعاة الهداة الی اداء حق الموالاة و شمس‌الدین محمد بن محمد الدمشقی المقری(883 هـ ق.) در کتابی به نام اسنی المطالب فی مناقب علی بن ابی‌طالب؛ المولی عبدالله بن شاه منصور القزوینی و سید حسن اللکنهوری در کتاب حدیث الغدیر؛ و سید میرحامد حسین(1306 هـ ق.) در 1800 صفحه، در دو مجلد قطور از مجلدات کتاب گران‌سنگش عبقات الأنوار.
همچنین، سیـد مهـدی الغریفـی(1343 هـ ق.) در کتـاب حدیث الولایة فی حدیث الغدیر؛ حاج شیخ عباس قمی(1359 هـ ق.) در کتاب فیض الغدیر فی حدیث الغدیر؛ سید مرتضی حسین الخطیب الفتحیوری و شیخ محمدرضا طاهر آل فرج الله النجفی در کتاب الغدیر فی الاسلام؛ سید مرتضی خسروشاهی تبریزی در کتابی به نام اهداء الحقیر فی معنی حدیث الغدیر.
سرانجام کثرت اسناد واقعه غدیر منجر به تالیف «الغدیر» مرحوم علامه امینی و «عبقات» مرحوم میر حامد حسین هندی شده است. در عصر نوین بزرگان بسیار زیادی در این زمینه یا کتاب جداگانه نگاشته اند یا در کتاب کلامی خود از آن سخن به میان آورده اند من جمله: کتاب اسرار غدیر نوشته محمد باقر انصاری، عبدالحسین خسرو پناه در مجموعه کتب خود وعلی ربانی گلپایگانی در کتاب امامت.
این‌ها بخشی از کتاب‌هایی است که دربارۀ واقعۀ غدیر تألیف شده است. از نظر تاریخی، «غدیر» حادثه ای نیست که کسی بخواهد منکر آن شود. «طبری» مفسر، محدث و مورخ معروف اهل سنت د رمورد «غدیر» کتاب مستقلی نگاشته که متاسفانه ازمیان رفته اما نام کتاب مذکور در شمار تالیفات وی باقی مانده است. دار قطنی، محدث بزرگ نیز طرق حدیث غدیر را جمع آوری نموده و همچنین «ابوالعباس احمد بن عقده کتابی» محدث دیگری است که کتابی مستقل در بحث غدیر به رشته تحریر در آورده است.
3. سوال اصلی
سوال اصلی که در اینجا به دنبال آن هستیم این است که:
آیاحدیث غدیر برولایت و امامت حضرت علی دلالت دارد؟
4. سوالات فرعی
اما سوالات فرعی قابل طرح به شرح ذیل می باشد:
1-اصل امامت وجایگاه امام در تفکر اسلامی چیست؟
2-تبیین و اثبات ولایت وامامت امیرالمؤمنین توسط حدیث غدیر چیست؟
3-شبهات پیرامون حدیث غدیر وپاسخ آن چیست؟
5. فرضیه ها
اهتمام ما در این نوشتار به اثبات رساندن فرضیه های ذیل است:
1-حدیث غدیر، ولایت وامامت حضرت علی را اثبات می کند.
2-اعتقاد به امام واصل امامت پس از نبوت از جمله اصول اعتقادی دین است.
3-قرائن وشواهد مقامیه و مقالیه‌ای در کلام پیامبر اسلام هنگام بیان حدیث غدیر وجود دارد که دلالت می کند مراد از کلمه مولی، ولایت و اولویت آن حضرت به تصرف در امور مسلمانان بوده نه اینکه صرف محبت و دوستی باشد، وحدیث غدیر به خوبی بر امامت و ولایت حضرت علی با استدلالهای محکم و قرائن فراوان دلالت دارد.
4-اشکالات وارده بر حدیث غدیر بی اساس می باشند.
6. اصل “امامت” و جایگاه “امام”‌در تفکر اسلامی
بی‌شک، هر اجتماع از انسان‌ها همواره نیازمند رهبری مقتدر است، تا امور خویش راتحت تدبیر او تمشیت کند. لابد للناس من امیر بر او فاجر1 اما مسئله امامت و ولایت، برتر از رهبری و تمشیت امور دنیایی مردم است و ملاک نیاز به پیامبر و امام معصوم منحصر در امور یاد شده نخواهد بود.
برخی بر ضرورت نبوت وامامت چنین استدلال می‌کنند: از آنجا که بشر موجودی اجتماعی و مدنی است و نظم، لازم تمدن و آن هم در گرو وجود قانون است، هماره نیاز به انبیا و امامانی دارد، تا با وضع قوانین و اجرای آن‌ها، بقای نظم و پیشرفت تمدن بشری را تأمین و تضمین کنند. 2
خواجه‌نصیرالدین طوسی… این برهان را چنین به چالش کشیده است: این بیان در اثبات ضرورت نبوت وامامت تام نیست، چون بسا انسان‌ها و جوامعی که هرگز دینی اختیار و از پیامبر و امامی پیروی نمی‌کنند، ولی بهتر یا بسان ما زندگی می‌کنند. تمدنی، قانونی و نظمی دارند که دنیای آنان را تأمین می‌کند، پس ضرورت نبوت و امامت بدان جهت نیست که در پرتو آن دنیایمان به سامان رسد بلکه از آنجا که ما موجودی ابدی هستیم و تا بی‌نهایت راهی طولانی پیش‌رو داریم، این ابدیت و مسیر تا بی‌نهایت که به نام معاد می‌شناسیم و پیمودن طریق سعادت ابدی خود نیازمند بعثت انبیا و نصب ائمه است. اگر بعد از مرگ چون گیاهان می‌پوسیدیم و نابود می شدیم، ‌نیاز به قانون و حل معضلات نظام اجتماعی ضرورت نبوت و امامت راتأمین می‌کرد، اما پس از مرگ، قبر، ‌برزخ، قیامت، تطایر کتب، حساب، میزان، صراط، بهشت و جهنم پیش روی ماست و ما از اعماق حقایق و چیستی اینها اطلاع نداریم و از سوی دیگر، ما هستیم و ابدیت.
هر اندیشه‌ای که در فکرمان می‌گذرد و هر کاری که از ما سرمی‌زند، با ابدیت ما پیوند خورده است و نیازمند عقاید واخلاق و اعمالی هستیم که ما را از مرگ تا برزخ و از آنجا تا بهشت حفظ کند و رهگشا باشد. جبران این نیاز، وابسته به وجود کسی است که سخنی همساز با گذشته و آینده ما بگوید و آن را انبیا از ذات اقدس اله و نیزامامان از انبیا می‌گیرند و به مؤمنان می‌رسانند. 3
تذکر: این مطلب مهم را محقق طوسی از متن گفتار شیخ رئیس استنباط نموده است زیرا جناب بوعلی جریان نبوت را در ثنایای مبحث عبادت، زهد، عرفان و فرق دقیق عابد و زاهد و عارف مطرح فرموده است. آنچه در گفتار محقق طوسی آمد تبیین کلمات پر معنای ابن سینا است نه نقد آن.
دیگر شاگردان مکتب قرآن و عترت نیز به بیان‌های متفاوت و مختلفی از ضرورت بعثت رسولان و نصب امامان حق، سخن رانده و به ارزیابی ملاک‌های گوناگونی پرداخته‌اند که از برجسته‌ترین آنان جناب هشام‌بن حکم است که کلینی … ماجرای مناظره او باعمرو بن عبید معتزلی را چنین نقل می‌کند: وجود مبارک امام صادق به شاگردشان فرمودند: شنیده‌ام باعمروبن عبید در موضوع امامت و ولایت منظره‌ای داشته‌ای؟! عرض کرد: آری، اما در حضور شما به خود اجازه نمی‌دهم که شرح آن را بیان دارم. امام صادق فرمودند: شما مأذونید و من می‌خواهم که آن را بگویید. هشام عرض کرد: در مجمع علمی او(که منکر ولایت و امامت بود) [در مسجد بصره] شرکت کردم و از او پرسیدم: آیا تو چشم‌داری؟ گوش و اعضاء و جوارح داری؟ گفت: چه پرسش‌های نسجیده و نابخردانه‌ای داری! گفتم: سؤال‌های من همین است، ‌شما پاسخ دهید و بگذارید من پرسش‌هایم را مطرح کنم. گفت: بله، چشم، گوش و اعضا و جوارح دارم. گفتم: گذشته از این مجاری ادراکی و تحریکی، عقل و قلب هم داری؟ گفت: آری. گفتم: چشم‌داری تا ببینی و گوش داری تا بشنوی و امور دیگرت نیز با سایر مجاری ادراکی و تحریکی‌ات تأمین می‌شود. چه نیازی به عقل و قلب؟ گفت: ‌به آنها نیاز دارم تا به رهبری، هدایت و کنترلشان، گوش و چشم و سایر اعضا و جوارحم را از خطا نگه دارم. گفتم: ‌پروردگاری که برای صیانت از اشتباه مجاری ادراکی و تحریکی انسان قلب آفریده، ‌آیا برای عالم و جوامع بشر، قلب و امامی نیافریده است؟
آیا چنین است که هر راه پیموده و یا هر قرائت و فهمی از دین، درست باشد، یا کسی هست که سخن پایانی را گفته و صحیح را از سقیم باز شناساند. آن که چنین امری را برعهده دارد وجود مبارک امام معصوم است که قلب و عقل این عالم است و خطاهای علمی و عملی در راستای هدایت و رهبری او اصلاح می‌پذیرد.
این استدلال را وجود مبارک امام صادق شنیدند و پرسیدند: این کلمات را ازکجا فرا گرفتی؟ هشام عرض کرد: از محضر و مکتب شما آموختم. آن گاه امام صادق فرمود: به خدا سوگند این مطلب در صحف ابراهیم و موسی نوشته شده است. 4
مرکز ثقل برهان یاد شده، ابدیت بشر و نیازمندی او به معلم و مصحح عقاید، اخلاق و اعمال است که مایه رستگاری ابدی وی می‌گردد و ضرورت وجود انبیا و ائمه معصوم را اثبات می‌کند.
امامت، منت و لطف همیشگی خدا:
قرآن کریم از نعمت‌های الهی فراوان یاد می‌کند و آنها را بیشمار می‌داند: (و ان تعدوا نعمه‌الله لا تحصوها)5به معنای: و اگر [بخواهيد] نعمت خداى را بشمريد، شماركردن آن نتوانيد و نعمت پر اهمیت‌تر و والاتر را “منت” می‌خواند و بعثت انبیاء و نصب امامان را از بزرگ‌ترین منت‌ها می‌شمارد: (لقد من‌الله علی‌المؤمنین اذ بعث فیهم رسولا)6 [خداوند بر مؤمنان منت نهاد [= نعمت بزرگی بخشید] هنگامی که در میان آنها، پیامبری برانگیخت] و (و نرید ان نمن علی‌الذین استضعفوا فی‌الارض و نجعلهم ائمه ونجعلهم الوارثین)7[ و ما اراده كرده ایم كه بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم.]
در آیه نخست، از نبوت بافعل ماضی سخن می‌گوید: “خدا منت نهاد” زیرا نبوت تمام شدنی است – هر چند اصل دین ماندنی است-، اما در آیه دوم درباره امامت فعل مضارع به کار می‌برد که تدریج و استمرار را می‌فهماند، گویا می‌فرماید: ما هماره برای مردم امامان معصوم نصب می‌کنیم و مستضعفان زمین را به امامت می‌رسانیم”. فعل مضارع، نشان می‌دهد که هرگز زمین بی‌امام نیست و تا بشر و جوامع انسانی در زمین هستند، به پیشوایان معصوم نیاز دارند.
امامت، این منت الهی همواره می‌ماند و مردم از آن بهره‌مند و در هر عصری دارای امامی معصوم‌اند که در ملکوت عالم بزرگ است، گر چه در زمین مستضعف باشد، و آنان که در باطن عالم ضعیف و حقیرند، هرگز به این مقام منیع بار نمی‌یابند، هر چند در زمین بزرگ پنداشته شوند.
هر که برترین الطاف الهی را نشناسد و آن را نعمت نداند، از ادراک ظرایف و لطایف آن محروم خواهد ماند، آن گاه نه تنها خویش را از ثمراتش بی‌بهره می‌گذارد، در برابر نعمت‌‌شناسان شاکر به معارضه برخواهد خاست و منکرانه چنین خواهد گفت که شیعیان جعفری بر‌آن‌اند که امامت لطف خداست و لطف، ضرورتاً از ذات اقدس ربوبی صادر می‌شود و “یجب عن‌الله” است، بنابراین همواره امامی مشهود یا مستور موجوداست. اگر بپذیریم امامت لطف باشد، آنچه شما باور دارید هرگز لطف نیست، امامی که او مردم را و مردم او را نمی‌بینند، رابطه مردم با او گسسته و دسترسی‌اش مقدور همگان نیست، لطف نیست، آنچه به زعم شما، لطف خواهد بود، امامی زنده، حاضر و ناظر است که مردم او را ببینند و نیازهای خود را بااو در میان گذارند. او نیز اداره امور مردم را به عهده گیرد و به پرسش‌های علمی و عملی جامعه پاسخ دهد و دشواری‌ها را برطرف کند، بنابراین اگر قاعده لطف هم صحیح باشد و ما کبرای قضیه را بپذیریم، صغرای آن پذیرش ناپذیر است.
گر چه چنین حرفی بر پایه جهل از حقیقت امامت در مکتب جعفری استوار است، سخن محقق طوسی… در شرح تجرید با تمام ایجازش پاسخی جامع به این تشکیک است. او می‌گوید که وجود امام، لطفی است و تصرفش(در امور مسلمین به امر یا نهی یا تصدی) لطف دیگر و غیبت امام و عدم تصرف آن حضرت از ناحیه ماست و به دیگر سخن، وجود امام هر چند هم مستور باشد، لطف الهی و منت عظیم خداست.8
آن صاحب بصیرتی که می باید نبوت و امامت منت خدای سبحان و لطف عظیم اوست، امامت را می‌شناسد، در نتیجه امام‌شناس هم می‌شود، سپس از او پیروی می‌کند و سرانجام در پرتو انوار ولایت، حیات معنوی که حقیقت آب زندگانی است، از درون جانش می‌جوشد.
آب زندگانی چونان باران و برف نیست که از آسمان ببارد، یا همچون چشمه از زمین بجوشد، بلکه از درون جان سرچشمه می‌گیرد و از دل می‌جوشد، از این رو عالمان عامل هماره زنده‌اند: هلک خزان الاموال و هم أحیاء، العلماء باقون مابقی الدهر.9[گردآورندگان دارایی ها در همان حال که زنده اند، مرده اند و دانشمندان پایدارند تا روزگار پایدار است.جسم های آن ها گم شده اما نقش هایشان بر صفحه دل ها موجود است.].
زراندوزان به ظاهر زنده و به باطن مرده‌اند، ‌چون حیاتی گیاهی و حیوانی دارند نه انسانی، اما عالمان راستین و مردان پاک بعد از مرگ هم زنده‌اند، زیرا از حیات انسانی حظی برده‌اند و از درونشان چشمه آب زندگی جوشیده است.
پس از نزول آیه(النّبی أولی بالمؤمنین من أنفسهم وأزواجه أمهاتهم واُولوا الأرحام بعضهم أولی ببعض10)[ پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها محسوب می شوند و خویشاوندان نسبت به یکدیگر از مؤمنان و مهاجران در آنچه خدا مقرّر داشته اولی هستند]، مردم تفسیر آن را از رسول گرامی پرسیدند. آن حضرت فرمود: «السّمع والطّاعة»11 ؛ یعنی من دو سِمَت دارم: یکی رسالت که بر اساس آن احکام الهی را نقل و خود نیز به آن عمل می‏کنم، دیگری ولایت و امامت و رهبری جامعه؛ من فرمانده جنگ و صلح هستم و مسائل کشوری و لشکری بر عهده من است. فرمانم را باید اطاعت کنید. «اولی بالمؤمنین» یعنی قلمرو ولایت همه مؤمنانند؛ «بأنفسهم وأمو آلهم و حقوقهم».
پیامبر اکرم‏ در غدیر خم ابتدا معارف و اصول دین را بازگو کرد و همگان به آن اقرار کردند. سپس آیه «ألنّبی أولی بالمؤمنین من أنفسهم»12 را تلاوت کرد و از حاضران اقرار گرفت: «ألست أولی بالمؤمنین من أنفسهم»13. آنگاه فرمود: هر کس صاحب اختیار خویش است، امّا پیامبر والی، متولّی، ولی و أولی بر همه است؟ اولویت(أولی) در آیه سوره احزاب و در سخن پیامبر اکرم‏ تعیینی است، نه تفضیلی. اگر گفته شود دیگری نیز می‏تواند این کار را انجام بدهد، ولی زید أولی است، این افعل تفضیل است، ولی أفعل تعیین مثل ﴿اُولوا الأرحام بعضهم أولی ببعضٍ﴾14 که معنایش این نیست که در ارث همگان مساوی‏هستند، لیکن طبقه اوّل سزاوارتر است، بلکه بدین معناست که با بودن طبقه اوّل، ارث به طبقه دوم نمی‏رسد و هم‏چنین با بودن طبقه دوم به طبقه سوم نمی‏رسد.
بنابراین، چون اولویت تعیینی است، با بودن پیامبر انسان صاحب اختیار نیست؛ نه این که ما صاحب اختیار خود هستیم و پیامبر نیز صاحب اختیار ما است، ولی بهتر است که او کارهای ما را اداره کند که آن اولویت تفضیلی است، نه تعیینی. پس معنایش این است که وقتی پیامبر چیزی را اراده کرد، انسان در برابر او حقی ندارد. مردم در کارهای شخصی خود، بر خود سلطه دارند، ولی هنگامی که در تحت رهبری رسول اکرم‏ قرار گرفتند، حرف اول و آخر را رسول گرامی می‏زند. پیغمبر اکرم‏ در غدیر همین استفاده را از حدیث غدیر بردند.
گفتار دوم: واژه شناسی
در این قسمت ضرورت دارد تا به معنای لغوی و اصطلاحی واژه هایی پرداخته شود که ارتباط مستقیم ونزدیک به موضوع مورد بررسی این نوشتار دارد وآنها عبارتند از:
1. غدیر خم
غدیر
ریشه اصلی آن از «غادرت الشئ» یعنی فلان چیز را ترک کردیم است. غدیر بر وزن فعیل و به معنای مفعول(یعنی ترک شده) است گویا سیل و یا آب باران مقداری از آبشان را در جائی همانند برکه و آبگیر ترک می کند و آن آب تشکیل برکه می دهد.
حموى در معجم البلدان گوید: غدیر أصله من غادرت الشى‏ء اذا ترکته15
در لسان العرب آمده: الغدیر: القطعه من الماء یغادرها السیل أى یترکها16
در مجموع یعنی قطع ه‏اى از آب است که سیل آن را به‏ جا مى‏ گذارد.
از مجموع معانی مختلفی که در فرهنگ های عربی برای غدیر ذکر کرده اند می توان تعریف زیر را به دست آورد: غدیر، آبگیر و محل پست طبیعی زمین است که آب باران یا سیل در آن جمع می شود و معمولاً آب آن تا فصل گرما نمی ماند. جمع کلمه ی غدیر به 4 صورت می آید: غُدر، غُدًر، أغدرُه، غُدَران. درباره ی علت نام گذاری«آبگیر» به «غدیر» که صفت مشبهه است، به دو جهت ذکر کرده اند:
1. به معنای اسم مفعول از «مُغادَرَه؛ رفتن و باقی گذاشتن» و منظور آن است که سیل، آبگیر را پر می کند و آن را با آبش رها می کند و می رود.
2. به معنای اسم فاعل از «غَدْر؛ حیله و مکر» حیله گر. منظور آن است که آبگیر با آب فراوانی که دارد، هنگام شدت احتیاج، آبش تمام می شود. 17
معنای اصطلاحی غدیر
در مسیر سیل هایی که در غرب عربستان از سمت شرقی تا دریای سرخ ادامه می یابد، آبگیرهای متعددی وجود دارد که با عبور سیل در هنگام بارندگی، آب در آن ها باقی می ماند و برکه هایی را تشکیل می دهد که مردم منطقه تا مدت ها از آب آن استفاده می کنند. این برکه ها که در عربی«غدیر» نامیده می شود-در آن سرزمین خشک، ارزش فوق العاده ای دارد و بعد از باران، آب ذخیره ی آن مورد استفاده مسافران قرار می گیرد. 18
خم
فیروزآبادى در قاموس المحیط آورده: خمّ: بئرٌ حفرها عبد شمس‏بن عبد مناف بمکه19
خم چاهی است که عبد شمس بن عبد مناف انرا حفر کرد.
خم: قفس پرندگان20
ابن منظور گوید: خم، غدیر معروف بین مکه و المدینه بالجحفه، و هو غدیر خم21
لذا خم آب گیرى معروف بین مکه و مدینه در منطقه جحفه مى‏ باشد.
خم به معنای پاکیزگی است. قلب مخموم یعنی دلی پیراسته از حسد، شاید آبی که در آن جمع می شود پاکیزه و شایسته نوشیدن بود. همچنین گردهمایی حجاج در بازگشت از سفر معنوی حج، در آن مکان، بدین مناسبت بوده که در منطقه لبریز از نعمت حیات(آب) و پالوده از هرگونه آلودگی، برترین نعمت الهی یعنی ولایت به مردم عرضه شود و آنان نیز با پیراسته جانی آن را بپذیرند و هرگز حسدورز نباشند. 22
یاقوت در معجم البلدان از زمخشری نقل کرده است:
«خم» نام مرد رنگرزی بوده که آبگیر بین مکه و مدینه به او نسبت داده شده است و سپس از صاحب مشارق نقل می کند که گفته است: «خُم» اسم مجموعه درختانی در آنجاست و در آن آبگیری است که به خُم نسبت داده می شود23
غدیر خم
جوهرى در صحاح آورده: غدیر خم: اسم موضع بین مکه و المدینه بالجحفه24
در تاج العروس آمده: غدیر خم على ثلاثه امیال بالجحفه25
غدیر خم در سه میلی جحفه است.
غدیر خم نام مکانى است بین مکه و مدینه در منطقه جحفه
موقعیت جغرافیایی غدیرخم
اهل لغت و جغرافی نویسان و تاریخ نگاران، محل غدیرخُم را بین مکه و مدینه دانسته اند. 5 در راه مکه تا مدینه، در 200 کیلومتری مکه و 300 کیلومتری مدینه، برکه ی آبی به نام «خُم» وجود داشت که با عنوان «غدیرخُم» شناخته می شد.
بین دو رشته کوه در شمال و جنوب، این آبگیر از شرق به غرب کشیده شده و تا دریای سرخ امتداد داشت و در مسیر سیل به صورت زمینی هموار در آمده بود. درختان بیابانی «سَمُر» که به فارسی «کنار» گفته می شود، به صورت متفرق در این مسیل به چشم می خورد. در یک سوی این زمین هموار، برکه ی بزرگ غدیرخُم قرار گرفته بود. موقعیت خاص این غدیر در آن بود که آبش در طول سال خشک نمی¬شد و از این جهت، متمایز از سایر برکه¬ها بود. از همین رو درختانی چند در کنار آن روییده بود و محل معروفی برای استراحت مسافران خسته بود 26. در مناطق مختلف غدیرهای زیادی در مسیر سیل ها وجود دارد که با نامگذاری از یکدیگر شناخته می شوند. این غدیر هم برای شناخته شدن از غدیرهای دیگر به نام «خم» نامگذاری شده است. 27
به هر حال آنچه که مشخص است این است که اختلافی درباره ی این که غدیرخُم بین مکه و مدینه است وجود ندارد، و اگر هم بحثی باشد بر سر تعیین مکان دقیق آن بین این دو شهر است. اکثریت قائلند که غدیرخُم در جحفه است، و قطعاً منظورشان این است که غدیرخُم در وادی جحفه قرار دارد، نه روستای جحفه که میقات است. دلیل این مطلب، مسافتی است که بین جحفه و غدیرخُم تعیین می کنند و معنایش مغایرت جحفه با غدیرخُم است که فاصله ی بین آن دو در نظر گرفته می شود.(وادی جحفه از غدیرخُم آغاز می شود و به دریای سرخ منتهی می گردد و به این ترتیب، غدیرخُم جزئی از وادی جحفه می شود).28

2. مولی و واژه های هم‌ردیف
ولی، مولی، اولی، ولاء، وَلایت، وِلایت وامثال آنها، همه از ماده ی(و ل ی) اشتقاق یافته است. این واژه، از پر استعمال ترین واژه های قرآن کریم است که به صورت های مختلفی به کار رفته است در 124 مورد به صورت اسم و12مورد، در قالب فعل بکار آمده است. 29
معنای اصلی این کلمه، چنان که راغب در المفردات گفته است، قرار گرفتن چیزی در کنار چیز دیگری است، به نحوی که فاصله ای در کار نباشد به همین مناسبت طبعاً این کلمه در باره ی قرب و نزدیکی به کار رفته است، اعم از قرب مکانی وقرب معنوی، وباز به همین مناسبت درباره ی دوستی، یاری و معانی دیگر استعمال شده است، چون در همه ی این ها نوعی مباشرت و اتصال وجود دارد.
راغب راجع به کلمه ی «ولایت» از نظر استعمال می گوید: وِلایت به کسر واو، به معنی نصرت است و اما وَلایت به فتح واو به معنی تصدی وصاحب اختیاری یک کار است. وگفته شده است که معنای هر دو، یکی است وحقیقت آن، همان تصدی و صاحب اختیاری است. 30
علامه ی امینی برای مولی 27 معنی مطرح کرده است که عبارت است از: 1-پروردگار 2-عمو 3-پسرعمو 4-فرزند 5-واهرزاده 6-آزاد کننده 7-آزاد شده 8-برده 9-مالک 10-پیرو 11-نعمت داده شده 12-شریک 13-هم پیمان 14-همراه 15-همسایه 16-همخانه و مهمان 17-داماد 18-خویشاوند 19-نعمت دهنده 20-هم عهد 21-ولى 22-اولى به یک چیز 23-سرور غیر مالک و آزاد کننده 24-دوستدار 25-یاور 26-تصرف کننده در کار 27-عهده دار امر
وبعد از بررسی ودقت وبا ارائه ی استدلال و بیان قراین فقط معنای، اولی به شیء، «اولویت داشتن وسزاوار تر از دیگران بودن» را مناسب ترین معنای کلمه ی مولی در حدیث غدیر دانسته است. 31
3. شبهه
برای بیان منظور از «شبهه»، در ابتدا لازم است به معنای لغوی آن اشاره شود. شبهه در لغت، به معنای مشابهت و پوشیدگی است. چیزی را که حق و باطل در آن معلوم نیست، شبهه می‌نامند. 32شبهه، آن است که دو چیز در اثر مماثلت از همدیگر تشخیص داده نشوند؛ «وما قتلوه و ما صلبوه و لکن شُبِّه لهم». 33 به بیان دیگر، شبهه عبارت است از: «ایراد، اشکال، ایجاد تردید، به اشتباه انداختن و مسلم نبودن» 34 و «سوء ظن، بدگمانی، مغالطه و سفسطه». 35
از مشخصات شبهه این است که «شبیه حق است» 36 که ایجاد کننده آن قصد دارد طرف مقابل را به اشتباه اندازد. شبهه، همیشه همراه دلیل مطرح می‌شود. مثلاً‌ در شبهه‌ای که «توسط ابلیس درباره خلقت آدم مطرح گشت، وی در باب خلقت آدم گفت: آدم را از خاک بیافریدی و من را از نار، و نار را بر خاک مزیت است و در شأن من نیست که به آدم سجده کنم». 37 اگر چه به صورت عام شبهه در مورد هر سؤالی که به قصد منحرف کردن افراد از باور درست خود مطرح می گردد، ولی در فرهنگ دین و در اصطلاح دینی، شبهه یعنى هر اشکال، پرسش یا ابهامى که در برداشت‏ها، تحلیل‏ها، تصمیمات و رفتارهاى مرتبط با سعادت فرد یا جامعه سبب ایجاد خطا و اشتباه در شناخت حق از باطل گردد؛ به عبارت دیگر، شبهه خود را شبیه به حق مى ‏نمایاند و راه شناخت حق از باطل را مشکل، و افراد را دچار شک و تردید مى‏کند.38

فصل دوم
تبیین سند و دلالت حدیث غدیر بر امامت

گفتار اول: شرح اصل حدیث غدیر
در مورد واقعۀ غدیر نقل های متفاوتی از شیعه و اهل سنت وجود دارد که می طلبد در این قسمت به نقل آنها بپردازیم و به تفاوتهای موجود مختصراً اشاره کنیم، نویسنده کتاب ارزشمند غایه المرام با کنکاش دقیق و محققانه و منصفانه در نوشته های عالمان حدیث شناس و روایت نگار شیعه و اهل سنت، مجموعۀ با ارزشی از اخبار غدیر یادداشت نموده ایشان 89 طرق روایی از متون حدیثی اهل سنت را به همراه اسناد رجالی آنها به ثبت رسانده است. 39
در اینجا برخی از روایات شیعه و اهل سنت را ذکر می کنیم.
الف: قصه غدیر به روایات شیعه
در این گفتار روایت کتاب الغدیر مقدم شده زیرا به اعتقاد علامه ی امینی این نقل اجماعی شیعه واهل تسنن است اما نقل های بعدی واقعه ی غدیر را مفصل تر ترسیم کرده و مفاد آن بیشتر مورد پذیرش شیعه می باشد.
1. واقعه غدیر به روایت الغدیر
ده سال از هجرت می گذشت که رسول مکرّم اسلام عزم سفر حجّ نموده و همگان را مطلّع می سازد.
گروه زیادی به مدینه آمدند تا در مناسک حجّ با او بوده و از او پیروی کنند.
«‌حجه الوداع»، «حجه الإسلام»، «حجه البلاغ»، «حجه الکمال»‌ و «حجه التمام»40 نام هایی است که بر این تنها حجّ رسول خدا پس از هجرت نهاده اند.
شنبه، پنج یا شش شب از ماه ذی القعده باقی مانده [ پنج یا شش روز مانده به هلال ذی الحجه الحرام ] با پای پیاده، با غسل و تدهین 41 و تنها با لباس احرام از مدینه خارج می شود. همسرانش را نیز سوار بر کجاوه با خود می برد.
تمامی اهل بیت و مهاجرین و انصار و چه بسیار از قبایل عرب و دیگر اقشار مردم با او به راه می افتند. 42
شیوع بیماری آبله یا حصبه، توفیق همراهی را از بسیاری سلب کرده بود‌، با این وجود، جمعیت به حدی بود که شمار آن را جز خدا نمی داند.
عدد آن را نودهزار و بیشتر ذکر کرده اند.



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید