مقدمه
اهمیت شناخت پیامبر اکرم (ص) برای مسلمانان از آن رو که به نص قرآن کریم، آن حضرت اسوه حسنه مومنان است1 و مسلمانان علاقه ای ویژه به او دارند، بر کسی پوشیده نیست. پیامبر اکرم (ص) در نظر مسلمانان، تجسم قرآن و اسلام است و برای راه یافتن به حقایق آسمانی، قرآنی و ایمانی، راهی جز جان سپردن به تعالیم و ارمغان وحیانی آیین محمدی (ص) نیست. شناخت پیامبر (ص) در اینجا دارای فواید عملی و عینی است و سلوک مومنان را به توحید در جنبه های مختلف اعتقادی و رفتاری، ممکن و هموار می سازد. شناخت پیامبر(ص) برای غیرمسلمانان نیز به لحاظ عملی، ضرورتی انکار ناپذیر است؛ زیرا جهان برای تعامل و ارتباط درست با عالم اسلامی، چاره ای جز شناخت آن ندارد و بی گمان شناخت اسلام، در وهله نخست، در گرو شناخت پیامبر اکرم (ص) است.
در کشور ما ایران، که مردم به پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت آن حضرت (ع) علاقه ای ویژه دارند و برآنند که در زندگی و حرکات و سکنات خویش از آن حضرات الگو برگیرند و به جهانیان نیز عرضه کنند، اهمیت شناخت پیامبر(ص) دو چندان می نماید. بی گمان، جهان بینی، شیوه و سبک زندگی و نحوه تصمیم گیریها و عملکرد پیامبر(ص) در شرایط عادی و غیرعادی می تواند برای مردم ما به ویژه جوانان در سلوک دینی و دنیوی راهگشا باشد و در حل مشکلات و معضلات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و جز آن ما را یاری دهد.
برای بازشناسی پیامبر اکرم (ص) منابع مختلفی می توان برگزید؛ اما نیاز به توضیح ندارد که در این میان، گفتارها و نوشتارهای کسانی که همراه او بوده اند و با آن حضرت زندگی کرده اند، از ارزشی خاص برخوردار است. روایات امام علی(ع) به عنوان کسی که در دامان پیامبر(ص) تربیت و پرورش یافت و سپس به عنوان نخستین مردی که به او ایمان آورد و تا واپسین لحظات زندگی در کنار او و از اسرار ایشان آگاه بود، در میان روایات منقول از دیگر نزدیکان و صحابه پیامبر(ص) بیشتر شایان توجه است. همان گونه که خواهیم گفت، حضرت علی(ع) هم نزدیکترین شخص به پیامبر (ص) بوده و هم آنکه در گفتارها و نوشتارهای خود اطلاعات گسترده و جامعی را درباره موضوع حاضر ارائه فرموده است. در خطبه های امام علی(ع) خوشبختانه به مناسبتهای مختلف از پیامبر(ص) بسیار یاد شده و صفات آن حضرت و ویژگیهای بعثت و آثار و فلسفه آن به بیان آمده است.
در پژوهش حاضر، از منابع مختلفی استفاده شده است. منبع اصلی آن، منابعی است که روایات امام علی(ع) در آنها نقل گشته و نهج البلاغه تالیف سید رضی، بیش از دیگر منابع مورد استفاده قرار گرفته است؛ اما نگاه تحقیق، بیشتر تاریخی است و بدین روی از منابع تاریخی به گونه ای چشمگیر استفاده شده است. منابع تاریخی در اینجا دو نقش داشته اند: اول آنکه شاهد و مؤیدی بر صدق روایات امام علی(ع) در مطالب مطرح در تحقیق اند و دوم اینکه، آن بخش از زوایایی را که در روایات امام علی(ع) دیده نمی شوند، به ما نشان می دهند. برای مثال، در برخی خطبه های امام (ع) از فساد و تباهی دنیا در روزگار پیش از بعثت سخن رفته است. ما در اینجا، افزون بر نقل کلام علوی و تفسیر و توضیح آن، شواهد و مؤیداتی نیز از منابع تاریخی آورده ایم که گزارشهای آنها با این گزارش امیرالمومنین (ع) همخوانی دارند و صدق گفتار امام (ع) را نشان می دهند.
ویژگی دیگر پژوهش حاضر، تحلیلی بودن آن و پرهیز از نقل صرف روایات است. طرح مسائلی مانند مواجهه پیامبر اکرم (ص) با قبیله گرایی در عرصه اخلاق و سیاست طبق نظرگاه امام علی (ع) از مهمترین دستاوردهای این پژوهش است که در دیگر آثاری که به موضوع «پیامبر(ص) در نگاه امام علی(ع)» پرداخته اند، کمتر به چشم می خورد. مسئله خاتمیت در نهج البلاغه نیز که کمتر بدان پرداخته شده، از مسائل اساسی این پژهش است. حقیقت آن است که در نهج البلاغه گفتارهای متعددی درباره خاتمیت پیامبر اکرم (ص) موجود است که کمتر دیده و پژوهش شده است. این گفتارها چنان که در متن آمده است، شکی باقی نمی گذارد که مراد از خاتمیت، همان معنای رسمی وسنتی خاتمیت است که عبارت است از آخرین پیامبر بودن حضرت محمد (ص) و اینکه پس از ایشان پیامبری نخواهد آمد و دین الهی با آیین و دین آن حضرت کامل گشته است.

طرح تحقیق

1- بیان وتعریف موضوع:
سنت نبوی بعد از تعالیم ارزشمند قرآن کریم، مهمترین مبنا در بنیان رفیع فرهنگ و نظام تعلیم و تربیت اسلامی به شمار می رود. سیره پیامبر (ص) به عنوان شیوه رفتار آن حضرت راهنمای رفتار و کردار مسلمانان می باشد. قرآن کریم از رسول خدا (ص) به عنوان بهترین الگوی مؤمنان یاد کرده است.
از این رو در پیش گرفتن اخلاق و منش پیامبر (ص) مهمترین راه دستیابی به خوشبختی است.
مهمترین عامل برجستگی شخصیت پیامبر (ص) برخورداری آن حضرت از تربیت الهی است. از آن جهت که پیامبر (ص) اسوه فکری، اعتقادی، عملی و اخلاقی بشریت است و راه رستگاری تنها در پیروی از اوست.

2- هدف و ضرورت تحقیق:
هدف از این پژوهش، بررسی ابعاد شخصیتی پیامبر (ص) از دیدگاه مولای متقیان امیر مؤمنان (ص) است.
نتایج این تحقیق می تواند پاسخگوی شبهاتی که درباره پیامبر اکرم (ص) از جانب مغرضین مطرح می شود، بوده و راهگشای جویندگان علم ومعرفت باشد.

3- فرضیه های تحقیق:
1- یکی از بهترین شیوه های تربیت، معرفی الگوهای موفق است.
2-در نهج البلاغه همه ابعاد شخصیتی پیامبر گرامی اسلام (ص) مورد توجه قرار گرفته است.
3- از دیدگاه حضرت علی (ع) والاترین منش های انسانی و مکارم اخلاقی در شخصیت پیامبر گرامی اسلام (ص) متجلی شده است.

4- پیشینۀ تحقیق:
در منابع مختلف روایی و تاریخی، سخنان امام علی(ع) درباره پیامبر(ص) نقل شده است که حالتی پراکنده دارند و نمی توان آنها را اثری جامع، تحلیلی و توصیفی در این باره انگاشت و تنها به عنوان مواد خام و داده های پژوهشی قابل استناد و استفاده اند. تک نگاری های بسیاری نیز با عناوین مختلف مانند پیامبر(ص) در نهج البلاغه، پیامبر(ص) در نگاه امام علی(ع)، پیامبر(ص) در کلمات امام علی(ع) و جز آن تالیف شده است؛ اما این آثار بیشتر حالت نمایه زنی و فیش برداری دارند و کمتر به این موضع نگاه کلان، عمیق و تحلیلی داشته اند. از آثار اخیری که در این باره نگاشته شده، پایان نامه ای است با عنوان «پیامبرنامه؛ بنیادشناختی سیمای نبوی از منظر امام علی(ع)»،(تهران، انتشارات وثوق، 1379ش.) که در این اثر نیز کلی گویی، کمبود تحلیل و بسنده کردن به صرف نقل روایات و سطحی بودن تحلیل ها، به چشم می خورد. از این رو، جای اثری که به گونه دقیق و هدفمند، موضوع مورد نظر ما را تنها با استفاده از کلام علوی و بدون خروج موضوعی و اطناب ممل، بررسی و نتیجه ای مشخص برگیرد، خالی است.
5- روش تحقیق:
روش تحقیق به صورت توصیفی و تحلیلی است که روش و ابزار گردآوری اطلاعات از طریق فیش برداری و کتابخانه ای و استفاده از نرم افزارهای اسلامی می باشد.

فصل اول:
کلیات

1ـ1. یادکردهای امام علی(ع) از پیامبر(ص) در نهج البلاغه
مراد از یادکردهای امام علی(ع) از پیامبر(ص) آن دسته از سخنان امیر مومنان علی (ع) است که در آنها به مناسبتهای مختلف از پیامبر اکرم (ص) به صراحت یا کنایه یاد شده است. این سخنان در منابع مختلفی گرد آمده و در موضوعاتی مختلف است. سید رضی مولف نهج البلاغه، غالب این سخنان را در کتاب ارزشمند خود گرد آورده و با دسته بندی خاصی کنار هم نهاده که منبع اصلی مورد استناد پژوهش حاضر نیز همین کتاب است هرچند از منابع دیگر نیز استفاده شده است. به لحاظ محتوایی، اگر کلیت سخنان امام علی(ع) درباره پیامبر (ص) را در کانون توجه و ارزیابی و سنجش قرار دهیم، نکاتی راهبردی از آنها به دست می آید که مهمترین آنها از قرار زیر است :
یک. در بینش امام علی(ع) وجود مقدس و سنت مبارک پیامبر(شامل رفتار و گفتار آن حضرت) مفسر قرآن شمرده می شود و در مواردی که قرآن نیاز به تفسیر دارد باید به سنت پیامبر(ص) رجوع کرد. بخشی از یادکردهای امام علی(ع) از پیامبر(ص) از همین روست. هرچند قرآن کریم کتاب مبین و روشن و روشنگر است و متنی مغلق نیست که مردمان از فهم ظاهر آن بر نیایند؛ اما عمیق بودن معانی قرآنی و ویژگی ذی بطون و ذووجوه بودن آن، می طلبد که در کنارش مفسر و مفسرانی باشند و مردمان عادی را به معانی مختلف آن راه نمایند و طریق استخراج معانی باطنی را نشان دهند و از این مهمتر، مانع برداشتهای ناصواب از آیات قرآنی شوند. برخی ماجراها نشان می دهند که علی(ع) به خوبی بر این حقیقت واقف بوده و گاه توصیه می کرده است که در موارد اختلاف و منازعه، در کنار یا به جای دلیل آوردن از قرآن، از سنت پیامبر(ص) به عنوان مفسر اوامر و نواهی الهی استفاده شود و از گفتار و رفتار آن حضرت شاهد و دلیل آورده شود. این حقیقت را می توانیم در ماجرای مذاکره ابن عباس با خوارج بازبینیم. در این ماجرا، ابن عباس مامور شد تا از سوی امام علی(ع) با خوارج مذاکره و آنان را به اطاعت از امام مسلمین دعوت کند. امام علی(ع) پیش از گسیل ابن عباس به سوی خوارج، به او توصیه کرد:

« لَا تُخَاصِمْهُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّ الْقُرْآنَ حَمَّالٌ ذُو وُجُوهٍ تَقُولُ وَ يَقُولُونَ وَ لَكِنْ حَاجِجْهُمْ بِالسُّنَّةِ فَإِنَّهُمْ لَنْ يَجِدُوا عَنْهَا مَحِيصاً 2:
با آيات قرآن با آنها محاجه نكن، چرا كه قرآن (براى اين لجوجان) تاب معانى مختلف و امكان تفسير گوناگون دارد؛ تو چيزى مى‏گوئى و آنها چيز ديگر (و سخن بجائى نمى‏رسد) لكن با سنت پيامبر (ص) با آنها بحث نما كه در برابر آن پاسخى نخواهند يافت (و مجبور به تسليمند).»

ابن ابی الحدید معتقد است که در این ماجرا، ابن عباس به توصیه علی(ع) عمل نکرد و با قرآن به استدلال و گفت و گو پرداخت و شاید بدین رو، جنگ اندکی بعد آغاز شد.3
دو. آنچه از امام علی (ع) درباره پیامبر(ص) نقل شده است می تواند به عنوان نخستین اثر سیره نگاری پیامبر(ص) انگاشته شود. به عبارت دیگر، روایات امام علی(ع) در این باب را می توان آغازگر سیره نگاری پیامبر اکرم(ص) به شمار آورد که بعدها درقالب رشته علمی «علم السیرة» نمودار شد و هدف آن آگاهی از ویژگی و کیفیت زندگانی فردی، اجتماعی، سیاسی و اخلاقی پیامبر(ص) است.4 اطلاعات امام علی(ع) در این باب نظر به نزدیکی منحصر به فرد ایشان با پیامبر(ص) و نگاه جامع و ژرفی که به شخصیت آن پیامبر الهی داشته است، بسیار معتبر و به لحاظ تاریخی ارزشمند است.
در سخنان امام علی (ع) هم به زندگی شخصی و رفتار فردی پیامبر(ص) توجه شده است و هم به رفتار اجتماعی و هم جنبه آسمانی وجود پیامبر(ص) شرح شده است و هم جنبه زمینی و انسانی او و می توان گفت که شخصیت ارزشمند و والای پیامبر(ص) در کلمات امام علی (ع) از هر جنبه ای بررسی شده و تا آنجا که کلام بشری اجازه داده است، صفحات این وجود مبارک به توضیح آمده است.
سه. بسیاری از یادکردهای پیامبر(ص) در سخنان امام علی (ع) کارکرد تربیتی دارد و بر این اصل تربیتی استوار است که غالبا معرفی الگو به مخاطبان از آنجا که محسوس و قابل مشاهده است، تاثیر گسترده و ژرف خواهد داشت. کوشش امام علی(ع) در القای شخصیت پیامبر (ص) و رفتارها و گفتارهای آن حضرت به عنوان الگو، البته در راستای آیه قرآنی است که پیامبر(ص) را الگویی مطلق و همه جانبه برای زندگی بشر معرفی کرده است :

« لَّقَدْ كاَنَ لَكُمْ فىِ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كاَنَ يَرْجُواْ اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الاَْخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا 5:
مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا (ص) سرمشق نيكويى است؛ براى آنها كه اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مى‏كنند.»

از آن رو که مسلمانان آن روزگار، معاصر پیامبر(ص) بودند و حیات و عملکردها و رفتارهای حضرت را هنوز به خاطر داشتند، یادآوری و تذکار مداوم آن می توانست بسیار موثر واقع شود و زندگی پیامبر(ص) را به عنوان یک کتاب تحریف ناپذیر و مبین، در پیشامدهای روزگار و موارد اختلافی به عنوان راهنما مطرح سازد.

1ـ2. میزان اعتبار سندی روایات مورد استناد
از آنجا که ماده خام پژوهش حاضر، روایاتی است که در منابع روایی از امام علی (ع) نقل کرده اند، ضروری است نخست میزان اعتبار این روایات بررسی گردد. به عبارت دیگر، باید نشان داد که آیا آنچه از امام علی (ع) نقل کرده اند، به واقع از اوست و تا چه میزان می توان به این روایات اعتماد کرد؟ چون این مسئله در پژوهشهای بسیاری بررسی شده و در نوشتار حاضر مجال پرداخت مفصل آن نیست، در اینجا تنها به اختصار پاسخی به این مسئله ارائه می گردد.
روایات امام علی(ع) در منابع مختلفی نقل شده اند. این منابع شامل منابع حدیثی اهل سنت و شیعه است. عالمان، ادیبان و تاریخ نگاران بسیاری در طول تاریخ به نقل یا گردآوری خطبه‌ها و نامه‌ها و کلمات امام علی (ع) دست زده اند كه در این میان، کار سید رضی (م. 410 ق.) برجستگی و ارزش بیشتری دارد و شهرتی بسیار کسب کرده است. اما متاسفانه منقولات او در نهج البلاغه چنین نیست که همگی با ذکر منبع و سند باشد و او اسناد و مصادری را حذف کرده است. می توان حدس زد که حذف اسناد و مصادر بدین رو بوده است كه وی به صحت انتساب اطمینان داشته است؛ زیرا در مواردی كه به سخنی اعتماد نداشته، مصادر آن را ذكر كرده است و او در مجموع از دوازده منبع از جمله «البیان و التبیین» تالیف جاحظ، «المقتضب» تالیف مبرد، «المغازی» تالیف سعید بن یحیی اموی، «الجمل» تالیف واقدی، «مناقب امیرالمؤمنین» تالیف ابی جعفر اسكافی و «التاریخ» ابن جریر طبری یاد کرده است.6 بدین سان، مستندات بسیاری از مطالب نهج البلاغه امروزه در دسترس است. پیش از سید رضی، شمار بسیاری از خطبه ها و کلمات امام علی (ع) را بسیاری از مردمان حفظ بوده اند7 و بدین رو سید رضی نسبت به صدور خطبه‌ها از امام علی (ع) تردیدی نداشته است و صحت انتساب این خطبه‌ها به تواتر برای سید رضی ثابت بوده است. از سوی دیگر، بسیاری از دانشمندان و ادبای مشهور و معتبر قرون سه و چهار بر وجود و شهرت کلمات امام علی(ع) در آن زمان تاکید کرده اند؛ از جمله جاحظ گفته است: «خطبه‌های علی كرم الله وجهه مدون و محفوظ و مشهور است.»8
از دیرباز تا دوران معاصر، کارشناسان اسناد روایی و تاریخی، کوشیده اند پژوهشهایی درباب اعتبارسنجی مطالب نهج البلاغه به لحاظ سندی و محتوایی ترتیب دهند و مسئله را به صورت همه جانبه بررسی کرده اند به گونه ای که امروزه کمتر تردیدی در اعتبار کلیت نهج البلاغه برای محققان باقی مانده است. برخی از این آثار عبارتند از: مدارك نهج‌البلاغه، علامه كاشف الغطاء؛ نهج‌السعاده فی مستدرك نهج‌البلاغه، محمد باقر محمودی؛ مصادر نهج‌البلاغه، عبدالله نعمت؛ مصادر نهج‌البلاغه و اسانیده، سید عبدالزهراء حسینی؛ بحثی كوتاه پیرامون مدارك نهج‌البلاغه، رضا استادی؛ روش‌های تحقیق در اسناد و مدارك نهج‌البلاغه، محمد دشتی؛ منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة، میرزا حبیب الله خویی وتكمله المنهاج، علامه حسن زاده؛ پژوهشى در اسناد و مدارك نهج‏البلاغه، محمد مهدى جعفری و جلد دوازدهم دانشنامه امام على (ع).
در این میان برخی پژوهشگران مانند ابن ابی الحدید، ادیب، متکلم، مورخ، شاعر و فقیه شافعی و اصولی معتزلی و از علمای سده هفتم هجری، برای رد تردید در سند و صحت انتساب مطالب نهج البلاغه به امام علی (ع)، کوشیده اند از راه ارزیابی و بررسی متنی و محتوایی نهج البلاغه وارد شوند. خلاصه و تقریر استدلال ابن ابی الحدید این است که ادعای مخالفان از دو حال خارج نیست؛ یا می گویند تمام نهج البلاغه ساخته دیگران است، یا برخى از آن. صورت اول قطعا باطل است زیرا صحت استناد بعضى از آن به امیرالمومنین(ع) به تواتر ثابت است و ما به آن یقین داریم و تمام یا اکثر محدثان و تاریخ نویسان غیر شیعه بسیارى از خطبه هاى نهج البلاغه را نقل کرده اند و چون شیعه نیستند نمى توان به آنها غرض ورزى نسبت داد. صورت دوم: بخشى از نهج البلاغه از امام على (ع) نیست. این احتمال نیز مردود است؛ زیرا تمامی مطالب نهج البلاغه به لحاظ ساختار متنی و محتوای صوری(فصاحت و بلاغت) بسیار شبیه و همسان یکدیگر است. آغاز نهج البلاغه، نظیر قرآن، با پایان و مطالب میانی آن هماهنگی و شباهتی شگفت دارد و این نشان می دهد که همان کلماتی نیز که از سوی محدثان و تاریخ نگاران اهل سنت نقل نشده است، از امام علی(ع) است. اگر برخى از خطبه هاى نهج البلاغه ساختگى و فقط قسمتى از آن، سخنان على (ع) بود، چنین همسان و یکنواخت نمی نمود. ابن ابی الحدید سپس دلیلی دیگر آورده است که اگر تشکیک و تردید در انتساب نهج البلاغه را بپذیریم، دیگر اطمینانى به هیچ حدیثى نخواهیم یافت و در هر نقلى از هر کسی این احتمال خواهد آمد و باید بپذیریم که به پیامبر (ص) یا خلفا به دروغ نسبت داده شده است و هر پاسخى را که برای رد تشکیک در احادیث پیامبر (ص) و یا یکى از اصحاب مى دهیم، مدافعان اصالت نهج البلاغه نیز مى توانند به همان در نسبت دادن نهج البلاغه و غیر آن به امیرالمومنین (ع) استدلال کنند.9

1ـ3. چرایی اهمیت سخنان امام علی(ع) درباره پیامبر(ص)
از آنجا که «سخنان امام علی(ع) درباره پیامبر(ص) از ارزش ویژه ای برخوردار است»؛ این گزاره، یکی از پیش فرض های پژوهش حاضر است که خود مبتنی است بر آنچه در قالب چند عنوان ذیل که به اختصار توضیح داده می شود:

1ـ3ـ1. نزدیکی امام علی(ع) به پیامبراکرم(ص)
بنابر منابع کهن، بسیاری از اصحاب و نزدیکان پیامبر اکرم (ص) توصیفاتی درباره آن حضرت دارند که این توصیفات همواره مورد توجه مسلمانان و پژوهشگران تاریخ اسلام بوده است. یکی از معیارهای سنجش اهمیت و ارزش این توصیفات و سخنان، چگونگی نسبت صاحب آنها با پیامبر(ص) و میزان نزدیکی و دوری او نسبت به آن حضرت است. شکی نیست که هر اندازه استحکام رابطه و نزدیکی بیشتر باشد، هم می تواند از وثاقت و حقیقت بیشتری برخوردار باشد و هم گستردگی بیشتری را در گزارش و توصیف پوشش دهد.
در باور شیعیان، امامان معصوم (ع) و اهل بیت پیامبر(ص) نزدیکی ویژه ای به آن حضرت دارند؛ چنان که امام علی (ع) درباره خود و دیگر اعضای اهل بیت (ع) تصریح کرده است :

« نحنُ الشّعارُ وَ الأصحابُ وَ السّدنةُ و الأبوابُ، لا يؤتى البيوتَ إلاّ من أبوابِها و مَن أتاها مِن غيرِ أبوابِها كانَ سارِقا لا تعدُوه العقوبة 10 :
 ماييم جامه (يعنى نزديكان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله) و ياران و خادمان خانه و درها، به خانه‌ها جز از درهاى آنها درنیايند و هر كس از غير درهاى خانه‌ها در آيد، دزدى است كه كيفرش او را دريابد.»

این موضوعی ورای خویشاوندی آنان با آن حضرت است، هرچند خویشاوندی نیز بر این نزدیکی می افزاید. با این حال، قرابت امام علی (ع) به پیامبر(ص) بیش از دیگر اهل بیت (ع) بوده است. برای راه یافتن به جایگاه امام علی (ع) نزد پیامبر(ص) و نسبت او با آن حضرت، از منابع بسیاری در تاریخ و جز آن می توان بهره جست؛ اما خطبه ای از آن حضرت نقل شده است که خطبه قاصعه نام گرفته است و حقایقی شگفت انگیز از رابطه این دو وجود مقدس را در آن می توان یافت. درباره این خطبه گفتنی است: نخست آنکه در آن روزگار امام علی (ع) دشمنان بسیاری داشته است و هیچ یک از آنان مطالب این خطبه را تکذیب نکرده اند. امام (ع) به ویژه در آغاز کلام با عبارت « قد علمتم» مردمان را به گواه گرفته است. دوم آنکه نظر به نزدیکی زمان ایراد خطبه به دوران حیات پیامبر(ص) مردمان، زندگی و شخصیت آن حضرت را به خاطر داشته اند و اگر در خطبه مطلبی خلاف واقع ایراد شده بود، بی گمان آنها آن را بر نمی تافتند و اینکه سکوت کرده اند، نشانه ای از حقیقت نمایی آن است. بخشی از خطبه چنین است:

« قَدْ عَلِمْتُمْ مَوْضِعِي مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) بِالْقَرَابَةِ الْقَرِيبَةِ وَ الْمَنْزِلَةِ الْخَصِيصَةِ وَضَعَنِي فِي حِجْرِهِ وَ أَنَا وَلَدٌ يَضُمُّنِي إِلَى صَدْرِهِ وَ يَكْنُفُنِي فِي فِرَاشِهِ وَ يُمِسُّنِي جَسَدَهُ وَ يُشِمُّنِي عَرْفَهُ وَ كَانَ يَمْضَغُ الشَّيْ‏ءَ ثُمَّ يُلْقِمُنِيهِ وَ مَا وَجَدَ لِي كَذْبَةً فِي قَوْلٍ وَ لَا خَطْلَةً فِي فِعْلٍ وَ لَقَدْ قَرَنَ اللَّهُ بِهِ (ص) مِنْ لَدُنْ أَنْ كَانَ فَطِيماً أَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلَائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَرِيقَ الْمَكَارِمِ وَ مَحَاسِنَ أَخْلَاقِ الْعَالَمِ لَيْلَهُ وَ نَهَارَهُ وَ لَقَدْ كُنْتُ أَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِيلِ أَثَرَ أُمِّهِ يَرْفَعُ لِي فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْ أَخْلَاقِهِ عَلَماً وَ يَأْمُرُنِي بِالِاقْتِدَاءِ بِهِ وَ لَقَدْ كَانَ يُجَاوِرُ فِي كُلِّ سَنَةٍ بِحِرَاءَ فَأَرَاهُ وَ لَا يَرَاهُ غَيْرِي وَ لَمْ يَجْمَعْ بَيْتٌ وَاحِدٌ يَوْمَئِذٍ فِي الْإِسْلَامِ غَيْرَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَ خَدِيجَةَ وَ أَنَا ثَالِثُهُمَا أَرَى نُورَ الْوَحْيِ وَ الرِّسَالَةِ وَ أَشُمُّ رِيحَ النُّبُوَّةِ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّيْطَانِ حِينَ نَزَلَ الْوَحْيُ عَلَيْهِ (ص) فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الرَّنَّةُ فَقَالَ هَذَا الشَّيْطَانُ قَدْ أَيِسَ مِنْ عِبَادَتِهِ إِنَّكَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ وَ تَرَى مَا أَرَى إِلَّا أَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِيٍّ وَ لَكِنَّكَ لَوَزِيرٌ وَ إِنَّكَ لَعَلَى خَيْر 11:
شما بخوبى موقعيت مرا از نظر خويشاوندى و قرابت و منزلت و مقام ويژه نسبت به رسول خدا (ص) مى‏دانيد، او مرا در دامن خويش پرورش داد: من كودك بودم او مرا (همچون فرزندش) در آغوش خويش مى‏فشرد و در استراحتگاه مخصوص خويش جاى مى‏داد، بدنش را به بدنم ‏مى‏چسبانيد و بوى پاكيزه او را استشمام مى‏كردم، غذا را مى‏جويد و در دهانم مى‏گذاشت. هرگز دروغى در گفتارم نيافت و اشتباهى در كردارم پيدا ننمود؛ از همان زمان كه رسول خدا (ص) را از شير باز گرفتند، خداوند بزرگترين فرشته از فرشتگان خويش را مأمور ساخت تا شب و روز وى را به راههاى بزرگوارى و درستى و اخلاق نيك سوق دهد. من همچون سايه‏اى به دنبال آن حضرت حركت مى‏كردم و او هر روز نكته تازه‏اى از اخلاق نيك را براى من آشكار مى‏ساخت و مرا فرمان مى‏داد كه به او اقتدا كنم، وى مدتى از سال، مجاور كوه حراء مى‏شد. تنها من او را مشاهده مى‏كردم و كسى جز من او را نمى‏ديد. در آن روز غير از خانه رسول خدا (ص) خانه‏اى كه اسلام در آن راه يافته باشد وجود نداشت، تنها خانه آن حضرت بود كه او و خديجه و من نفر سوم آنها، اسلام را پذيرفته بوديم، من نور وحى و رسالت را مى‏ديدم و نسيم نبوت را استشمام مى‏كردم. من به هنگام نزول وحى بر محمد (ص) صداى ناله شيطان را شنيدم. از رسول خدا (ص) پرسيدم : اين ناله چيست؟ فرمود: اين شيطان است كه از پرستش خويش مايوس گرديده. تو آنچه را كه من مى‏شنوم، مى‏شنوى و آنچه را كه من مى‏بينم، مى‏بينى؛ تنها فرق ميان من و تو اين است كه تو پيامبر نيستى، بلكه وزير منى و بر طريق و جاده خير قرار دارى.»

از خطبه بر می آید که امام علی (ع) نزدیکترین فرد به پیامبر(صلّی الله علیه و آله وسلّم) بوده و نه تنها در روزگار پس از بعثت که پیش از آن و نیز در کودکی همچون فرزند پیامبر(ص) کنار او بوده است و از نزدیک زندگی و رفتار و گفتار آن حضرت را می دیده است. از حقایق حائز اهمیت این است که امام علی(ع) با توجه به نزدیکی خارق العاده خویش به پیامبر(ص) از مطالبی درباره آن حضرت خبر داده است که در دسترس کسی دیگر نبوده و او در خفا و آشکار شاهد رفتار و گفتار پیامبر(ص) بوده و این بر ارزش توصیفات امام علی(ع) در این باره می افزاید. بدین سان، به نظر می رسد، اگر گزارشهای امام علی(ع) در این باره به دست ما نمی رسید، هیچ گزارشی جای آن را نمی گرفت و کسی دیگر امکان بازگویی این حقایق را نداشت. در منابع مختلف به ویژه شروح نهج البلاغه، از جمله شرح سید حبیب الله موسوی علوی خوئی(م.1324ق.) به گونه ای مفصل با استفاده از منابع حدیثی از موضوع نزدیکی امام علی(ع) به پیامبر اکرم (ص) سخن رفته است. 12

1ـ3ـ2. عصمت امام علی(ع)
استدلال به عصمت امام علی(ع) می تواند گزارش های آن حضرت از احوال، رفتار و گفتار پیامبر اکرم(ص) را وثاقت بیشتری دهد و گزارش ها را از گزارش دیگر اصحاب پیامبر(ص) ممتاز کند هرچند در اینجا ما دیگر با یک استدلال درون مذهبی رو به روییم که برای آن دسته از اهل سنت که قائل به نصب الهی امامت امام علی(ع) و نیز به عصمت معتقد نیستند، معتبر نیست. با این حال، هیچ عالم اهل سنتی در آنچه امام علی(ع) از پیامبر(ص) نقل کرده است، تردید روا نداشته اند.

1ـ3ـ3.جامعیت نگاه امام علی(ع) به ابعاد وجودی پیامبر(ص)
از وجوه اهمیت سخنان امام علی(ع) درباره پیامبر(ص)، جامعیت آن است. این جامعیت، هر پژوهشگر تاریخ و سیره پیامبر اکرم (ص) را بر آن می دارد که در پژوهش خویش کلمات امام علی(ع) در این باب را از نظر فرونگذارد. مراد از جامعیت در اینجا، نمایاندن همه ابعاد وجودی پیامبر(ص) از جمله ابعاد آسمانی و نبوی نیست؛ زیرا این کاری ناممکن است؛ بلکه مراد تشریح آن دسته از ابعاد وجودی آن حضرت است که گفتار و فهم بشری توان راهیابی بدان را دارد. امام علی(ع) در اینجا، متناسب با ظرفیت بشری مخاطبان خود، بیشتر به ابعاد انسانی و زمینی پیامبر(ص) پرداخته و از رفتار و خلق و خوهای فردی، اجتماعی، عبادی، سیاسی، اقتصادی و نظامی آن حضرت سخن گفته؛ مثلا گاهی به صفات ذاتی پرداخته و دلسوزی آن حضرت نسبت به مردمان را بازگفته: « كان حَبيبي محمّد (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) أرحم النّاس بِالنّاس‏ 13: پیامبر (ص) از همه کس برای مردمان دلسوزتر بود.» و گاه از دلیری و شجاعتش: « كُنَّا إِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ اتَّقَيْنَا بِرَسُولِ اللَّهِ (ص) فَلَمْ يَكُنْ أَحَدٌ مِنَّا أَقْرَبَ إِلَى الْعَدُوِّ مِنْهُ 14: هرگاه آتش جنگ سخت شعله‏ور مى‏شد، ما به رسول خدا (ص) پناه مى‏برديم و در آن ساعت هيچ يك از ما به دشمن از او نزديكتر نبود.» و گاهی دیگر از همت والای پیامبر(ص) در رفع و رجوع کار مردم و مراقبت اجتماعی ایشان: «لایَغفُل مخافة أن یَغفلوا او یَمیلوا 15 : از کار مردمان غفلت نمی ورزید تا مبادا آنان به غفلت لغزند و منحرف گردند.»، کوتاه سخن آنکه امام علی(ع) همچون آیینه ای تمام نما، به زوایا و نحایای زندگی و شخصیت پیامبر(ص) پرداخته است.
در نگاه جامع امام علی (ع) به پیامبر (ص) موضوعات دیگری مانند اهداف بعثت، وضعیت جوامع انسانی پیش از رسالت پیامبر اکرم (ص) و تغییراتی که پس از آن صورت گرفته، به تناسب بحث شده است و بدین رو، در توصیفات امام (ع) از پیامبر(ص)، اطلاعات تاریخی ارزشمندی نیز به چشم می خورد و بسیاری از این گزارش ها، ارزش تاریخی نیز دارند و می توانند ما را در رصد عوامل نهان و آشکار وقایع صدر اسلام و نمایاندن اهمیت آنها یاری کنند. سخن امام (ع) درباره واقعه هجرت از این دست سخنان است که می فرماید: « هِجْرَتُهُ بِطَيْبَةَ عَلَا بِهَا ذِكْرُهُ وَ امْتَدَّ مِنْهَا صَوْتُهُ 16 : هجرتگاهش (مدينه طيبه) بود؛ همان شهرى كه آوازه او از آن برخاست و صدايش از آنجا پخش شد.» در این فراز، می توان به اهمیت هجرت پیامبر(ص) به مدینه دست یافت. امام علی(ع) واقعه تاریخی هجرت به مدینه را از علل موفقیت و پیروزی پیامبر (ص) دانسته است؛ زیرا چنان که از این گفتار بر می آید، آن حضرت در مدینه فرصت آن را یافت تا در آرامش و به یاری انصار مدینه، آیین خود را تبلیغ کند و با تشکیل یک جامعه اسلامی نمونه در این شهر که از معدود شهرهای مهم حجاز آن روزگار بود، ندای خویش را به گوش همگان برساند. گفتنی است که واقعه هجرت در پیروزی اسلام چنان اهمیت دارد که به مبدأ تاریخی مسلمانان تبدیل شده است.

فصل دوم :
بعد الهی و رسالی پیامبر اکرم (ص)

در این فصل خواهیم کوشید تا به ارتباط پیامبر اکرم (ص) با غیب و بررسی و تشریح وحی و رسالت الهی آن حضرت از نگاه امام علی(ع) بپردازیم. بعد الهی پیامبر(ص) بخشی از وجود آن حضرت است که با نظرداشتِ ارتباط ایشان با ملکوت تعریف می شود؛ رابطه ای دو سویه که یک سویش پیامبر(ص) و سوی دیگرش، خداوند متعال است. این ارتباط با ارتباط سایر انسانها و موجودات با خداوند، متفاوت است و از گذر آن، وحی بر آن حضرت فرود می آید. تفاوت پیامبران با انسانهای دیگر از همین گذر پدید می آید؛ چنانکه قرآن کریم نیز در برخی آیات مانند « قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكمُ‏ْ يُوحَى إِلىَ‏َّ أَنَّمَا إِلَاهُكُمْ إِلَاهٌ وَاحِد 17 : بگو، من فقط بشرى هستم مثل شما (امتيازم اين است كه)، به من وحى مى‏شود كه تنها معبودتان معبود يگانه است.» و نیز امام علی (ع) در برخی کلمات مانند «بَعَثَ اللَّهُ رُسُلَهُ بِمَا خَصَّهُمْ بِهِ مِنْ وَحْيِهِ وَ جَعَلَهُمْ حُجَّةً لَهُ عَلَى خَلْقِهِ 18 : خداوند رسولان خويش را به وسيله وحى كه ويژه پيامبرانش مي باشد، مبعوث ساخت و آنان را حجت خويش بر بندگانش قرار داد. »‌ بدان اشاره کرده است.
شکی نیست که این بعد از وجود مبارک پیامبر(ص) اهمیتی ویژه دارد و در واقع، سایر خصال و صفات و ابعاد وجودی ایشان، در پرتو رسالت وحی رسانی و پیام آوری نمود پیدا کرده اند. بدین رو، واکاوی این بعد به عنوان یک موضوع مستقل، در شناخت پیامبر(ص) نقش راهبردی دارد و امام علی(ع) نیز در بخش عمده ای از سخنان خویش درباره آن حضرت، به وحی، فلسفه وحی و رسالت و چگونگی آن و اثراتش در جامعه عرب و بشری پرداخته که بر ما منظری را از بعد الهی پیامبر(ص) می گشاید. اما چند نکته راهبردی در کلمات امام علی(ع) در این باره به چشم می خورد که عبارتند از:
یک. امام علی(ع) در خطبه ها و کلمات خود از چیستی و ماهیت پیچیده وحی سخن نگفته و تنها در برخی سخنان خویش به صورتی تعریف نشده (همانند قرآن کریم که وحی را تعریف نکرده) از نزول وحی بر پیامبر (ص) یاد کرده است؛ از جمله:
« حَتَّى أَكْرَمَهْ اللَّهُ (عَزَّوَجَلَّ) بِالرُّوحِ الأَمينِ وَ النُّورِ الْمُبين وَ الْكِتَابِ الْمُسْتَبين‏19 :
تا آنکه خداوند (عزوجل)، پیامبر(ص) را با نزول فرشته وحی و نور آشکار و کتاب روشن کننده، بزرگ داشت.»
سخن نگفتن از ماهیت وحی شاید بدین سبب است که مخاطبان را یارای درک چنین مفاهیمی نبوده و نیز از این رو که اساسا وحی از آن دسته پدیده های فرا زمینی است که برای فهم آن باید دست به دامان تجربه و مشاهده شد و موضوعی نیست که به سخن و گفتار درآید. در سخنان امام علی (ع) بیشتر با محصول پدیده وحی و فلسفه، آثار و تاثیرات محسوس و ابعاد عملی و عینی وحی محمدی (ص) و قرآن کریم بر می خوریم.
دو. از وجوه اهمیت بررسی وحی در کلمات امام علی(ع) این است که حضرت در برخی کلمات خویش تصریح فرموده اند که بارها هنگام نزول وحی نزد پیامبر(ص) بوده و این پدیده شگفت آسمانی را حس می کرده و حالات و حرکات و سکنات پیامبر (ص) را هنگام نزول وحی مشاهده می نموده است؛ حضرت در چند روایت بدین موضوع اشاره کرده است؛ از جمله:

« أَشُمُّ رِيحَ النُّبُوَّةِ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّيْطَانِ حِينَ نَزَلَ الْوَحْيُ عَلَيْهِ (ص) فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الرَّنَّةُ فَقَالَ هَذَا الشَّيْطَانُ قَدْ أَيِسَ مِنْ عِبَادَتِهِ 20 :
نسيم نبوت را استشمام مى‏كردم، من به هنگام نزول وحى بر محمد (ص) صداى ناله شيطان را شنيدم، از رسول خدا (ص) پرسيدم: اين ناله چيست، فرمود: اين شيطان است كه از پرستش خويش مايوس گرديده.»

در روایت بالا و نیز سخن ذیل بدین حقیقت می رسیم که امام علی(ع) در جایگاهی بوده اند که گویا خود، وحی را درک و مشاهده می کرده است و این امر در هیچ یک از صحابه رسول خدا (ص) مصداق ندارد و هیچ یک از آنان نیز مدعی چنین جایگاهی نشده و از طرفی مدعای حضرت علی (ع) را نیز انکار نکرده اند:

«(یا علی) إِنَّكَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ وَ تَرَى مَا أَرَى إِلَّا أَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِيٍّ 21 :
(ای علی)، تو آنچه را كه من مى‏شنوم، مى‏شنوى و آنچه را كه من مى‏بينم، مى‏بينى؛ تنها فرق ميان من و تو اين است كه تو پيامبر نيستى.»

کلمات بالا نشان می دهند که گوینده آنها از وحی محمدی (ص) تجارب ویژه ای دارد که در اختیار کسی دیگر نیست و نگاه او به وحی، می تواند ما را در آشنایی با این پدیده آسمانی راهنمایی کند.
سه. در گفتار امام علی(ع) به برخی تعابیر بر می خوریم که حاکی از ویژگی های وحی محمدی (ص) است. مراد از ویژگی این است که میان وحی ای که بر پیامبر اکرم (ص) نازل شده و وحی ای که به دیگر انبیای الهی فرود آمده، از جنبه های گوناگون تفاوت است. این تفاوت، به ظاهر، در کمال، جامعیت و جز آن است که ذیل عناوین بعدی از آن سخن خواهیم گفت. این دسته از سخنان امام (ع) بر دو گونه اند: نخست گونه ای که امام (ع) از شخص پیامبر اکرم(ص) سخن می گوید و بدین مناسبت از وحی ای که بر آن حضرت نازل گشته نیز بحث می کند؛ به عبارت دیگر موضوع اصلی سخن، شخص پیامبر اکرم (ص) است و موضوع وحی بالتبع مطرح گشته است؛ مانند سخنی که مخاطب آن فرزند برومندش امام حسن مجتبی (ع) است :
« اعْلَمْ يَا بُنَيَّ أَنَّ أَحَداً لَمْ يُنْبِئْ عَنِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ كَمَا أَنْبَأَ عَنْهُ الرَّسُولُ (ص)22:
پسرم بدان هيچكس از خدا همچون پيامبر اسلام (ص) خبر نياورده است.»
یا این سخن امام که به مناسبت یادکرد پیامبر(ص) از وحی و قرآن سخن گفته است :

« ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْهِ الْكِتَابَ نُوراً لَا تُطْفَأُ مَصَابِيحُهُ وَ سِرَاجاً لَا يَخْبُو تَوَقُّدُهُ وَ بَحْراً لَا يُدْرَكُ قَعْرُهُ وَ مِنْهَاجاً لَا يُضِلُّ نَهْجُهُ وَ شُعَاعاً لَا يُظْلِمُ ضَوْءُهُ وَ فُرْقَاناً لَا يُخْمَدُ بُرْهَانُهُ وَ تِبْيَاناً لَا تُهْدَمُ أَرْكَانُه23:
سپس كتاب آسمانى يعنى قرآن را بر او نازل فرمود؛ نورى كه خاموشى ندارد، چراغى كه افروختگى آن زوال نپذيرد، دريایى كه اعماقش را درك نتوان نمود، راهى كه گمراهى در آن وجود ندارد، شعاعى كه روشنى آن تيرگى نگيرد، فرقان و جدا كننده حق از باطلى كه درخشش دليلش به خاموشى نگرايد، بنيانى كه اركان آن منهدم نگردد.»
در گونه دیگر از سخنان امام علی (ع)، وحی محمدی (ص) موضوع اصلی کلام است و از ویژگی های همان سخن رفته است. در این دسته از سخنان می توان هم مفاهیمی درباره پدیده وحی به دست آورد و هم ویژگی های قرآن کریم را پیدا نمود؛ مانند :

« فَالْقُرْآنُ آمِرٌ زَاجِرٌ وَ صَامِتٌ نَاطِقٌ حُجَّةُ



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید