معاونت پژوهش وفن آوری
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با یاری از خداوند سبحان واعتقاد به این که عالم محضر خداست وهمواره ناظر براعمال انسان وبه منظور پاس داشت مقام بلند دانش وپژوهش ونظر به اهمیت جایگاه دانشگاه در اعتلای فرهنگ وتمدن بشری ،ما دانشجویان واعضاءهیات علمی واحد های دانشگاه آزاد اسلامی متعهد می گردیم اصول زیر را در انجام فعالیت های پژوهشی مد نظر قرار داده واز آن تخطی نکنیم.
1-اصل حقیقت جویی: تلاش در راستای پی جویی حقیقت و وفاداری به آن و دوری از هرگونه پنهان سازی حقیقت.
2- اصل رعایت حقوق: التزام به رعایت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهیدگان (انسان،حیوان، نبات) و سایر صاحبان حق.
3- اصل مالکیت مادی و معنوی: تعهد به رعایت کامل حقوق مادی و معنوی دانشگاه و کلیه همکاران پژوهش.
4- اصل منافع ملی: تعهد به رعایت مصالح ملی و در نظرداشتن پیشبرد و توسعه کشور در کلیه مراحل پژوهش.
5-اصل رعایت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هرگونه جانب داری غیرعلمی و حفاظت از اموال، تجهیزات و منابع دراختیار.
6-اصل راز داری: تعهد به صیانت از اسرار واطلاعات محرمانه افراد، سازمان ها و کشور و کلیه افراد و نهادهای مرتبط با تحقیق.
7- اصل احترام: تعهد به رعایت حریم ها و حرمت ها در انجام تحقیقات و رعایت جانب نقد و خودداری از هرگونه حرمت شکنی.
8- اصل ترویج: تعهد به رواج دانش و اشاعه نتایج تحقیقات و انتقال آن به همکاران علمی و دانشجویان به غیر از مواردی که منع قانونی دارد.
9- اصل برائت: التزام به برائت جویی از هرگونه رفتار غیرحرفه ای و اعلام موضع نسبت به کسانی که حوزه علم و پژوهش را به شائبه های غیرعلمی می آلایند.
دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت
گرايش فقه و مبانی حقوق اسلامی
پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد « M . A»
رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی
موضوع :
بررسی اقرار وشهادت اشخاص صغار وغیر رشید در فقه وحقوق ایران
استاد راهنما :
آیت الله مختار امینیان
نگارش :
عیسی پورعلی فتیده
بهار 94
دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت
گرايش فقه و مبانی حقوق اسلامی
پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد « M . A»
رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی
موضوع :
بررسی اقرار وشهادت اشخاص صغار وغیر رشید در فقه وحقوق ایران
استاد راهنما :
آیت الله مختار امینیان
استاد داور:
دکتر محمد علی قربانی
حجت الاسلام سید نور الدین مهدوی مقدم
نگارش :
عیسی پورعلی فتیده
بهار 94
تقدیم به
روح بلند و ملکوتی مادر عزیزم که انشاالله باعث شادی روح ایشان گردد.
و تقدیم به همسرعزیزم که در این مدت از حمایت معنوی ایشان استفاده کردم.
سپاسگزاري
برخود لازم می دانم از کلام حنیف و بیان منیف اساتید فرزانه و دانشمندم حضرت آیت الله مختار امینیان و دکتر محمد علی قربانی که در طول دوره تحصیل در مقاطع کارشناسی ارشد رهنمون گشته و تلمذ نموده ام به مصداق شریف نبوی
لایشکر الله من لا یشکر الناس(من لا یحضره الفقیه-ج4ص380)
سپاسگزاری نمایم.
تعهدنامهاصالترسالهياپاياننامه
اينجانبعیسی پور علی فتیدهدانش آموخته مقطع كارشناسي ارشد در رشته فقه و مباني حقوق اسلامي كه در تاريخ از پايان نامه / رساله خود تحت عنوان :
بررسی اقرار وشهادت اشخاص صغار وغیر رشید در فقه وحقوق ایران
با كسب نمره و درجه دفاع نموده ام ، بدينوسيله متعهد مي شوم :
1 ) اين پايان نامه / رساله حاصل تحقيق و پژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده و در مواردي كه از دستاوردهاي علمي و پژوهشي ديگران ( اعم از پايان نامه ، كتاب ، مقاله و … ) استفاده نموده ام ، مطابق ضوابط و رويه موجود نام منبع مورد استفاده و ساير مشخصات آن را در فهرست مربوط ذكر و درج كرده ام .
2 ) اين پايان نامه / رساله قبلاً براي دريافت هيچ مدرك تحصيلي ( هم سطح ، پايين تر يا بالاتر ) در ساير دانشگاه ها و مؤسسات عالي ارائه نشده است .
3 ) چنانچه بعد از فراغت از تحصيل ، قصد استفاده و هرگونه بهره برداري اعم از چاپ كتاب ، ثبت اختراع و … از اين پايان نامه داشته باشم ، از حوزه معاونت پژوهشي واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمايم .
4 ) چنانچه در هر مقطع زماني خلاف موارد فوق ثابت شود ، عواقب ناشي از آن را مي پذيرم و واحد دانشگاهي مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرك تحصيلي ام هيچگونه ادعايي نخواهم داشت .
نام ونام خانوادگی دانشجو
عیسی پور علی فتیده
تاریخ و امضاء
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده1
مقدمه2
فصل اول: کلیات
1- فصل اول: کلیات6
1-1- بیان مساله 6
1-2- پرسش های تحقیق7
1-3- فرضیه های تحقیق7
1-4- اهداف تحقیق7
1-5- سوابق مربوطه 7
1-6- جنبه نوآوری و جدید بودن تحقیق7
1-7- روش کار 8
1-8- روش گردآوری اطلاعات 8
1-9- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات 8
1-10- ابزارگردآوری اطلاعات 8
فصل دوم: تعاریف، اصطلاحات و مباحث عام
2- فصل دوم: تعاریف، اصطلاحات و مباحث عام 9
2-1-بخش اول: تعاریف، اصطلاحات9
2-1-1-معنی لغوی و اصطلاحی اقرار9
2-1-2- تعریف اقرار در اصطلاح فقهاء و حقوق دانان12
2-1-3- تعریف شهادت و بینه20
2-1-4- شهادت در اصطلاح21
2-1-5- معنای لغوی صغیر22
2-1-5-1- مفهوم صغیر در فقه22
2-1-5-2- مفهوم صغیر در حقوق 23
2-1-6- رشد در لغت 24
2-1-6-1- رشد در فقه 24
2-1-6-2- معنی بالغ غیر رشید 24
2-1-7- معنای حجر24
2-2- بخش دوم: مباحث عام25
2-2-1- اقسام صغیر 25
2-2-1-1- صغیر غیرممیز 26
2-2-1-2- صغیر ممیز 26
2-2-2- راههای اثبات رشد 27
2-2-2-1- آزمون27
2-2-2-2- شهادت شاهدان 28
2-2-3- موضوع حجر 29
2-2-3-1- اسباب حجر 29
2-2-3-2- دامنه حجر30
فصل سوم: مستندات، شرایط ،قلمرو و دیدگاههای فقهای امامیه درباره ی اعمال حقوقی اقرار و شهادت صغار و غیر رشید
3- فصل سوم: مستندات، شرایط ،قلمرو و دیدگاههای فقهای امامیه درباره ی اعمال حقوقی اقرار و شهادت صغار و غیر رشید36
3-1- بخش اول: مستندات36
3-1-1- آیات در مورد اقرار 36
3-1-1-1- آیه ی 6 سوره ی نساء36
3-1-1-2- آیه ی 81 سوره ی آل عمران 38
3-1-1-3- آیه ی 102 سوره ی توبه 38
3-1-1-4- آیه ی 35 سوره ی نساء 39
3-1-2- آیات در مورد شهادت39
3-1-2-1- آیه ی 25 سوره ی فاطر 39
3-1-2-2- آیه ی 1 سوره ی بینه 39
3-1-3- روایات مربوط به اقرار 39
3-1-3-1- روایت اول 39
3-1-3-2- روایت دوم 40
3-1-3-3- روایت سوم 40
3-1-3-4- روایت چهارم 40
3-1-3-5- روایت خاصه 40
3-1-4- روایت مربوط به بینه 48
3-1-4-1- نقد و بررسی روایات مربوط به بینه 51
3-1-4-2- اتفاق عقلا بر اقرار 68
3-1-4-3- اجماع علمای اسلام بر اقرار69
3-2- بخش دوم: شرایط و قلمرو اقرار 70
3-2-1- شرایط اقرار 70
3-2-1-1- منجز بودن اقرار 70
3-2-2-1- معلق نبودن اقرار 70
3-2-3-1- اهلیت داشتن مقر 71
3-2-3-1-1- اقرار کننده بالغ باشد 71
3-2-3-1-2- اقرار کننده عاقل باشد 72
3-2-3-1-3- اقرار کننده قاصد باشد72
3-2-2- قلمرو اقرار 73
3-2-2-1- فرق بینه و اقرار 74
3-3 – بخش سوم: اعمال حقوقی صغیر در فقه امامیه75
3-3-1- اعمال حقوقی صغیر غیرممیز در فقه امامیه 75
3-3-2- اعمال حقوقی صغیر ممیز در فقه امامیه 78
3-4- بخش چهارم: دیدگاه فقهای امامیه درباره اقرار و شهادت صغار78
3-4-1- دیدگاه شیخ بهاء الدین عاملی 78
3-4-2- دیدگاه امام خمینی 80
3-4-3- دیدگاه صاحب جواهر 80
3-4-4- دیدگاه بحرانی در حدائق الناضره 81
3-4-5- دیدگاه محمد صادق روحانی81
3-4-6- دیدگاه مرحوم مغنیه 81
3-4-7- دیدگاه مشهور82
3-5- بخش پنجم: اقرار و شهادت صغار و غیر رشید در قانون 82
3-5-1- ماده 1268 82
3-5-2- اعمال حقوقی صغیر غیر ممیز 83
3-5-3- اعمال حقوقی صغیر ممیز 84
فصل چهارم: نتیجه گیری
4- فصل چهارم: نتیجه گیری98
منابع و ماخذ99
چکیده انگلیسی102
چکیده
ادله اثبات به مجموعه مقررات نوشته شده یا عرضی گفته می شود که در مقام اثبات امور اعم از دعاوی و سایر موارد مثل امور حسبی در مراجع قضایی به کار رود مانند اقرار، شهادت قسم امارات و بینه
اقرارصغیر اگرچه ممیز باشد معتبر نیست، حتی اگر به اذن ولی صورت گرفته باشد. البته فقیهان بر این باورند که اگر وصیت یا وقف صغیر را نافذ بدانیم، اقرار او نیز درباره وصیت یا وقف نافذ خواهد بود، زیرا طبق قاعده معروف «من ملکَ شیئاً ملک الاقرار به» هر کس هر امری را تحت اختیار داشته باشد، اقرارش نسبت به آن امر معتبر است.1
لذا این جستار در پی یافتن این موارد از نقطه نظر فقهای امامیه می باشد.
کلید واژه ها
اقرار، بینه، صغار، غیررشید، قبول صلح، هبه بلاعوض
مقدمه
اقرار، نیرومندترین دلیل اثبات دعوی است. چنان که از آن به «اُم الدلایل» یا «ملکه ی دلایل» تعبیر می شود. طبق ماده ی 1259 ق.م.؛ «اقرار عبارت از اخبار به حقی است برای غیر بر ضرر خود».
اقرار در لغت به معنی تثبیت و تحکیم آمده ولی در اصطلاح قضایی، به معنی اعلام به وجود حقی علیه خود و به نفع شخص دیگر می باشد.
اقرار، اخبار است؛ یعنی مقرّ خبر می دهد از وجود امری که سابقاً، وجود داشته است. بنابراین اقرار، انشاء نیست که موجد حقی باشد. شاید بتوان گفت که اقرار، عکس ادعا است؛ چون در ادعا، اظهار حقی می شود به نفع خود و بر ضرر غیر.
اقرار با شهادت هم فرق دارد؛ چه شهادت، اخبار به حقی است به نفع یکی و بر ضرر دیگری.
بنابر تعریف و مطالب فوق، اقرار، عقد نیست. ایقاع هم نیست بلکه خبری است که مانند اخبار دیگر محتمل صدق و کذب است. بدیهی است به خصوص در دادگاه که واقع شود احتمال صدق آن به مراتب بیشتر می شود. زیرا مدعی علیه با توجه به آثار قانونی آن اقرار می کند.
در تحریر الوسیله 2 در تعریف اقرار آمده است؛ «اقرار خبر دادن جازم به حقی است که برای خبردهنده الزام آور است یا خبر دادن به چیزی است که حقی یا حکمی علیه خبر دهنده به دنبال می آورد و یا خبر دادن از نفی حقی است از او یا نظیر آن؛ مانند آن که بگوید تو از من فلان مبلغ می خواهی، نزد من یا بر ذمه من فلان چیز هست یا، آن چه در دست دارم از فلانی است یا، جنایتی به فلانی کردم یا، دزدی یا زنا کردم یا، مانند آنچه مستلزم قصاص یا حد شرعی است یا، من به فلان حقی ندارم و یا، آنچه فلام تباه کرده از من نیست و آنچه بدین شباهت دارد، به هر زیانی که باشد، معتبر در اقرار جزم است به معنی عدم تردید. و اگر بگوشد گمان می کنم یا احتمال می دهم که از من فلان مبلغ می خواهی این قول، اقرار نیست».
با توجه به تعریف فوق، ملاحظه می کنیم که «نفی حق هم از مقره» اقرار، شناخته شده است.
بعضی از حقوق دانان خارجی، اقرار را آماره ی قانونی می دانند چون مقرله را از اقامه ی دلیل دیگری بی نیاز می کند و کار اَماره را انجام می دهد و اثبات خلاف آن هم به عهده ی مُقر است ولی به نظر مشکل است اقرار را جزو اَمارات به حساب بیاوریم. اقرار اعلامی است که طرف بدهکار که کاشف از حقیقت است و یکی از دلایل اثبات دعوی است. همان طوری که در قانون پیش بینی شده است و این که اثبات خلاف اقرار به عهده ی مقر است، سبب اَماره بودن آن نمی تواند باشد کما این که سند رسمی هم مانند اقرار (تا خلاف آن از طرف متعهد ثابت نشود)، به نفع متعهدٌله معتبر است و مراجع دولتی و قضایی باید به آن ترتیب اثر بدهند.3 از نظر فقهی، هر چیزی که اولاً؛ جنبه کاشفیت و حکایت از چیز دیگری را داشته باشد مانند تصرف که ظاهراً حکایت از مالکیت در شیء مورد تصرف می کند (قاعده ی ید) و ثانیاً؛ کاشفیت مزبور قطعی نبوده بلکه ظنی باشد (مانند تصرف) و ثالثاً؛ قانون گذار کاشفیت مزبور را مورد توجه قرارد اده و آن را وسیله ی اثبات قرار دهد (مانند ماده ی 35 ق.م.)چنین چیزی را اماره گویند.4
با توجه به تعریف فوق، باید گفت «اقرار» اماره است چنان که قانون گذار در مواد مختلف قانون مدنی از جمله مواد 1259، 1267، 1270، 1274، 1275 و 1277 تصریحاً و تلویحاً بدان تأکید نموده، فقیهان نیز به اتفاق آن را اماره، دلیل اثبات و قاطع دعوی می دانند و این سخخن که اقرار، صرف اعلام است فاقد هرگونه وجاهت حقوقی می باشد.
در این جستار به معرفی و تبیین مدارک قاعده، بررسی و تحلیل مفاد حدیث اقرار و کلات مندرج در متن حدیث، شرایط اقرار، قلمرو و حدود اعتبار اقرار، آثار اقرار، قابل توکیل بودن اقرار، اقسام اقرار و نیز به برخی کاربردهای آن همچنین بینه و شرایط آن در خلال بحث های یاد شده خواهیم پرداخت.
فصل اول
کلیات
1- فصل اول: کلیات
1-1- بیان مساله
با توجه به اهمیت و جایگاه اقرار و شهادت در فقه و حقوق کیفری و مدنی در این تحقیق سعی شده مفهوم هر یک از اقرار و شهادت و تفاوتهای آن و آثار آنها از لحاظ فقهی و حقوقی مورد بحث قرار گیرد و شرایط پذیرفته شدن اقرار و شهادت که یکی از آنها بلوغ است در مورد اشخاص صغار و غیر رشید بررسی گردد و نظرات فقهای امامیه را در مورد آنها آورده ایم تا هر گونه شک و شبه در این مورد زدوده گردد.
1-2- پرسش های تحقیق
1- نظر فقهای امامیه درباره اقرار و شهادت چیست؟
2- نظر فقهای امامیه درباره اقرار و شهادت اشخاص صغار و غیر رشید چیست؟
3- تفاوت، احکام و مسائل اقرار و شهادت اشخاص صغار و غیر رشید چیست؟
1-3- فرضیه های تحقیق
1- نظر فقهای امامیه درباره اقرار و شهادت ارائه شده است.
2- نظر فقهای امامیه درباره اقرار و شهادت اشخاص صغار و غیر رشید آورده شده است.
3- تفاوت، احکام و مسائل اقرار وشهادت اشخاص صغار و غیر رشید در کتب فقهی موجود است که به تفصیل ارائه شده است.
1-4- اهداف تحقیق
علمی و در صورت اثبات کاربردی خواهد بود.
1-5- سوابق مربوطه
در این زمینه مطالبی به صورت عربی در کتب مرجع از جمله جواهر الکلام و شرایع الاسلام، آورده شده است که در این تحقیق از آنها بهره خواهم برد.
1-6- جنبه نوآوری و جدید بودن تحقیق
برای اولین بار در این واحد دانشگاه به صورت فارسی ارائه می گردد.
1-7- روش کار
تحلیلی و توصیفی
1-8- روش گردآوری اطلاعات
کتابخانه ای

1-9- روش تجزیه و تحلیل اطلاعات
از مطالب فیش برداری شده، براساس اصول معین بهره خواهم گرفت، و از راهنمایی های استاد راهنما بهره خواهم برد و در صورت نیاز به نقد و تحلیل بندی کار مبادرت خواهم نمود.
1-10- ابزارگردآوری اطلاعات
ابزار گردآوری اطلاعات به صورت فیش برداری و یا بهره گیری از سی دی های آموزشی و پایگاه های اینترنتی می باشد.
فصل دوم
تعاریف، اصطلاحات
و مباحث عام
2- فصل دوم: تعاریف، اصطلاحات و مباحث عام
2-1-بخش اول: تعاریف، اصطلاحات
2-1-1-معنی لغوی و اصطلاحی اقرار
اقرار از ریشه لغوی « قَرّ، قرا، قَّرت ــُ ، قَریراً » ریختن آب و چیزهای دیگر، سروصدا کردن و خروپف کردن.
(قَرَّت ــَ قُرَّۀً و قَرَّۀً ) چشمش روشن شد، خوشحال و شادمان شد.
( قَرَ – قَراراً و تَقراراً و تَقَّرۀً ) قرار گرفت، مستقر شد، یا پا برجا و ثابت شد، مصمم بر انجام کاری شد. آرام گرفت.
( قُرَّ – قَرَّاً و قِراً ) سردش شد.
( قَرَّرَهُ ) بالاسر او را باعتراف واداشت
(قارَّ – مقارَّۀً ) زمین پست وهموار
( القِرَّ ، المقَرَّ ) کوتاه، نوع قرار گرفتن، مقر و قرارگاه.5
در لسان العرب هم آمده اقرار از ریشه لغوی قَرَّ ـُ قَراراً و قُراً و تَقِرَۀٌ و قرورۀَ می باشد به معانی:
1- ثابت و ساکن شدن در جایی یا کاری
2- پایداری ورزیدن بر کاری
3- ریختن آب و چیزهای دیگر
4- آواز دادن، بریده شدن صدا6
واژه های القّر به معنای سرما و سردی قرار گرفتن در جایی و « اِلقَّرۀ » به معنای بیماری و اَلقَرارۀُ واَلقُرِرَۀٌ به معنای آن چیزی است که در ته دیگ مانده باشد. بنا براین معانی واژه ( اقرار ) عبارت است از:
1-بیان کردن سخن
2-تثبیت یا ساکن نمودن کسی یا چیزی
3- ساکن شدن
4- فرمانبردار شدن
5- داخل شدن در سرما
6- اذعان و اعتراف کردن. 7
محقق داماد در معنای لغوی اقرار می فرماید: اقرار در کتب لغت به اذعان یا اعتراف به حق، اعتراف به شئی و اثبات شئی تعریف شده است. ریشه آن ماده (قَرَّ) به معنای « ثابت بودن » است. 8 صاحب صحاح تفسیر نموده است « اقرار را به اعتراف9 و صاحب قاموس10 تفسیر نموده است آن را به اذعان حق یعنی تصدیق و اعتقاد به آن و در مسالک 11 و نزد بعضی از فقهای شافعیه «اقرار» به معنای اثبات می باشد.
صاحب عناوین می نویسد: اقرار از قرار گرفته شده و قرار به معنی ثبوت است و اقرار به معنی اثبات.12 اقرار در لغت به گفته صاحب « اقرب الموارد » در ماده « قَرَر» عبارت از اذعان ، تصدیق و اعتراف به حق دیگری ضد آن است. 13
و صاحب مصباح المنیر می گوید: اقرار به معنای اعتراف می باشد. 14
2-1-2- تعریف اقرار در اصطلاح فقهاء و حقوق دانان
اقرار از نظر لغت و عرف و شرع به یک معناست و آن اعتراف به حقوقی است که ثابت است خواه آن حق، حق الله یا حق الناس، انسان اگر اقرار کند به چیزی که سبب می شود که حدود الهی و تعزیرات بر مقر جاری شود. این را اعتراف به حق الله گویند و اگر اعتراف کند به چیزی که موجب حکم قصاص و دیه و اثبات عین و منفعت می شود این را اقرار به حقوق الناس گویند. 15
صاحب جواهر از کتاب وسیله نقل می کند: اقرار عبارت است از اخبار به حقی بر ضرر خود و بعد می گوید اولی آن است که تعریف اصطلاحی آن را به عرف موکول کنیم. 16
صاحب شرایع تعریف اصطلاحی اقرار را به خبر دادن آدمی به حقی که لازم او باشد می داند. 17 مرحوم نراقی (ره) می فرماید: معنی اقرار اثبات است. به معنی جواز اثبات عقلاء چیزی ار بر علیه خودشان و منظور از جواز ، نافذ بودن است، نه اینکه جواز در مقابل حرج و منع باشد که انجام آن حرجی ندارد، یا به معنی مباح در مقابل حرام نیست. زیرا که آن فقط اختصاص به عقلا ندارد و مختص به اقرار علی النفس نیست بلکه معنی اقرار این است که با اقرار عقلاء علیه خود خبری ثابت می شود. 18
در شرح تبصره علامه آمده است: هو اخبار عن حقّ سابق، یعنی اقرار عبارتست از خبر دادن بوجود حقی که پیش از اقرار بر عهده اقرار کننده بوده است. 19
امام خمینی رحمۀ الله علیه در تعریف اقرار فرموده اند: اقرار خبر دادن جازم به حقی است که برای خبر دهنده الزام آور است یا خبر دادن به چیزی است که حق یا حکمی به علیه خبر دهنده بدنبال می آورد. یا خبر دادن از نفی حقی است از او یا نظیر آن مانند آنکه بگوید: ( تو از من فلان مبلغ می خواهی، نزد من یا برذمه من فلان چیز هست یا آنچه در دست دارم از فلانی است، یا جنایتی به فلانی کردم یا دزدی یا زنا کردم یا مانند آنچه مستلزم قصاص یا حد شرعی است یا من به فلانی حقی ندارم و یا آنچه فلانی تباه کرده از من نیست ) معتبر در اقرار جزم است به معنی عدم تردید.20 قانون مدنی ایران به تبع فقها در ماده1259 در تعریف اقرار می گوید: ( اقرار عبارت از اخبار به حقی است که برای غیر بر ضرر خود ) تعریف اصطلاحی اقرار در قانون مدنی از فقه اسلام گرفته شده است و فقها و شیعه و اهل سنت از قرون متمادی این تعریف را شناخته اند چنانکه « شرح فتح القدیر » در تعریف اقرار چنین گفته اند: ( هو اخبار عن ثبوت حق للغیر علی نفسه ) یعنی اقرار عبارت است از اخبار به ثبوت حقی بنفع غیر و بضرر خود در کتاب کافی و همه متون و شرح ها اقرار را اینگونه تعریف کرده اند21
بنابراین اقرار نمی تواند حقی را به وجود آورد یا از بین ببرد اقرار وسیله اعلام حق است و نشان می دهد که اقرار کننده دینی به عهده داشته و اکنون آن را می پذیرد. پس، نباید اقرار را در شمار اعمال حقوقی آورد. اعلان حق را در همه موارد نمی توان اقرار نامید. باید شخص وجود حقی را به زیان خود به سود دیگری بپذیرد. پس اگر شخص وجود حقی را در روابط بین دیگران اعلام کند، کار او را « شهادت » یا در گواهی می نامند. 22
فقهاء مذهب شافعی و مذهب حنفی اقرار را در نظر شرعی مرادف با اعتراف گرفتند. 23
علاوه بر اینها کاپیتان هم تعریفی مشابه تعاریف فوق از اقرار ارائه داده است.
اقرار عبارت است از اینکه کسی چیزی را که به زیانش اسناد داده شده، درست بداند.24
در دانشنامه حقوقی تعریف اصطلاحی اقرار دو نوع است:
1- اقرار در معنای اعم اصطلاحی 2- اقرار در معنای اخص اصطلاحی
اقرار در معنای اعم اصطلاحی عبارتست از اخبار از یک واقعه، خواه به سود یا زیان قرار کننده در برابر دیگری باشد یا به سود یا زیان شخص دیگر. اقرار در حدیث مشهور نبوی « اقرار العقلا علی اَنفُسِهم جایز» در همین معنای اعم بکار رفته است، زیرا که براساس مفاد این حدیث نبوی از اقرار که به زیان مقر باشد معتبر تلقی شده است. همچنین هنگامی که به یک اعلام مرکب از دو جزء متضمن زیاد و سود مقر ( اقرار مرکب اطلاق می شود، اقرار در معنای اعم بکار رفته است که شامل ادعا می شود)
در معنی اخص اقرار عبارتست از اخبار به زیان اقرار کننده است. در ماده 1259 ق.م ایران اقرار به این معنای اخص تعریف شده است همانطور که قبلاً تعریف شده « اقرارعبارتست از اخبار به حقی است برای غیر به ضرر خود» 25در تحلیل ماده « 1259» در تعریف اقرار چنین آمده، عناصر اقرار عبارتند از:
الف- اخبار
سخن دو گونه است. انشاء و اخبار، هرحا که امر یا نهی یا تمنی و امید ابراز می شود انشاء است. یا به عبارت دیگر انشاء لفظ یا الفاظی است که حکایت از یک نوع اعمال خاص عصبی دماغی می نماید که امری را ایجاد می کند و آنجا که از گذشته یا حال یا آینده بازگویی کند اخبار است به عبارت دیگر لفظ یا الفاظی است که حکایت از یک نوع اعمال خاصّ عصبی دماغی در انسان می نمایند. بنابراین در عقود و ایقاعات ، قصد انشاء وجود دارد « ماده 191 » ق.م. و در قرار قصد اخبار وجود دارد و مقصود از قصد در ماده « 1262» ق.م قصد اخبار است نه قصد انشاء در شهادت هم شاهد قصد اخبار دارد نه قصد انشاء مدعی که طرح دعوی می کند قصد اخبار دارد نه قصد انشاء26
شهید اوّل در القواعد و الفوائد فرموده است: در جایی که اقرار بر انشاء صلاحیت دارد آیا انشاء است؟
درباره کسی که برخلاف سنّت بدون حضور دو عادل ( همسرش را ) طلاق داده است نص وارد شده است که دو شاهد می آورد. پس ( در حضور دو شاهد عادل ) به او گفته می شود: آیا فلانه را طلاق داده ای؟ هرگاه بگوید آری. در این هنگام ( زوجه ) عدّه نگه می دارد و در خبر سکونی از حضرت صادق (ع) « درباره مردی که به او گفته می شود: آیا همسرت را طلاق داده ای؟ می گوید آری، نقل است که فرمود: در این صورت او را طلاق داده است و در این فرض این احتمال وجود دارد که با این لفظ قصد انشاء نماید. و بسیاری از اصحاب بر شقّ اوّل که حمل بر اقرار است مجری نموده و دیگران آن را به قصد انشاء مقید ساخته اند، یعنی اگر ( نعم ) قصد انشاء نموده باشد طلاق واقع می شود اگر قصد انشاء ننماید مطابق اقرار به جریان می افتد و نمی توان گفت نتیجه اقرار به طلاق و انشاء آن یکی است. زیرا اقرار و انشاء با یکدیگر تفاوت دارد و نباید آن دو را همانند هم بحساب آورد برای اینکه اولاً : اقرار، اخبار از گذشته است و انشاء ایجاد معنی است و ثانیاً : اقرار محتمل الصدق و الکذب است برخلاف انشاء که این چنین نیست. 27
محقق داماد نیزدر کتاب قواعد فقهی خود می نویسد: اقرار نوعی اخبار است، اخبار یعنی از گذشته یا حال و یا آینده چیز خبر دادن و اقرار کننده خبر می دهد که حقی برای دیگری بر عهده وی می باشد. ولی در این امر، قصد اخبار دارد نه انشاء از این رو اقرار، عمل حقوقی محسوب نمی شود، یعنی نه عقد است و نه ایقاع بلکه خبر از یک واقعه حقوقی که همان حق سابق است می باشد. به دیگر سخن اقرار با انشاء که نوعی عمل خاص دماغی است که امری را به وجود اعتباری ایجاد می کند تفاوت دارد، زیرا اولاً : اقرار اخبار از گذشته است در حالیکه انشاء ایجاد است و ثانیاً: اقرار، احتمال صدق و کذب دارد ولی انشاء این گونه نیست. 28
ب- حق
عنصر دوم اقرار « اخبار به حق » است. حق اعم از مادی و معنوی، مالی و غیرمالی است. حق عبارت است از قدرتی که از طرف قانون به شخص داده شده است. ظاهراً در فقه هم کلمه حق به همین معنی بکار رفته است. و با این معنی دارای ضمانت اجرا است. حق در معنی عام خود عبارت است از « سلطه ای که برای شخص بر شخص دیگر یا مال یا شیئی، جعل و اعتبار می شود» بعبارت دیگر، حق توانایی خاصی است که برای کسی یا کسانی نسبت به شخص یا چیزی اعتبار شده و به مقتضای این توانایی، صاحب حق می تواند در متعلق آن تصرف کند یا از آن بهره برگیرد. پس حق نوعی سلطنت و استیلا برای انسان بر چیز دیگر است؛ خواه آن چیز که متعلق حق قرار می گیرد مال باشد یا انسان و یا هر دو. برای نمونه در عقد اجاره با انعقاد عقد به نحو صحیح، برای مستأجر بر عین مستأجره حق ایجاد می شود و مؤجر مکلف است برای استیفای آن حق، عین مستأجره را در اختیار مستأجر قرار دهد. به عبارت دیگر مستأجر در این مورد، هم نسبت به شخص ( مؤجر) و هم بر مالی خاص ( عین مستأجره ) صاحب حق می شود. در این معنی عام، حق شامل ملک هم می شود و به موجب این تعریف حق و ملک یک حقیقت واحدند؛ با این تفاوت که حق مرتبه پایین تری از ملک است و به سخن دیگر ملک یک مفهوم مشکک دارای مراتب است که اولین مرتبه پایین آن حق است.
اما حق به معنای خاص عبارتست از توانایی خاص برای انجام دادن عملی که گاهی به عین و گاهی به عقد و گاهی به شیئی تعلق می گیرد؛ مانند حق تحجیر، حق خیار و حق قصاص. 29
اقسام حق – در میان تقسیمات مختلفی که از حق شده است به نظر می رسد تقسیم مرحوم محقق نائینی از همه جامع تر است. به نظر این بزرگوار، تمام اقسام حق قابل اسقاط است وآنچه محل بحث است قابلیت نقل و انتقال آن به غیر است. از دیدگاه ایشان اقسام حقوق به شرح زیر است
1- حقوقی که فقط قابل اسقاط30 هستند، مثل حق قذف
2- حقوقی قابل اسقاط و نقل بلاعوض، مانند حق قسم
3- حقوق قابل اسقاط و انتقال قهری و در عین حال غیرقابل نقل ارادی مانند حق خیار که به وارث منتقل می شود ولی به عقیده برخی فقها نقل آن به دیگران صحیح نیست. 31
مقصود از حق در تعریف اقرار شامل، حق الناس و حق الله است. بنابراین، اقرار در ماده «329» قانون آیین دادرسی کیفری از مصادیق اقرار ماده ی « 1259 » قانون مدنی است. حق مورد اقرار باید قبل از اقرار بنحوی از انحناء وجود یافته باشد ولو بطور معلّق و یا مؤجل بهمین جهت عده ای ازفقهاء در تعریف اقرار گفته اند« هُوَ الاخبارٌ عن حقِّ واجبِ»و مقصود از واجب یعنی ( ثابت) و براین اساس اخبار از حقی را در زمان آینده اقرار نمی دانند. 32
در حقوق مدنی حق عبارت از اختیاری است که قانون برای کسی شناخته تا بتواند امری را انجام یا ترک نماید. بنابراین در اقرارباید اخبار بوجود حقی بشود، خواه مستقیم باشد، چنانکه در دعوی طلب کسی بردیگری، خوانده اقرار بطلب او نماید، و یا غیرمستقیم باشد، چنانکه در دعوی مطالبه ی جبران خسارت ناشی از عدم انجام تعهد، خوانده اقرار به تأخیر انجام تعهد کند. اقرار مزبور اخبار بوجود سبب حق برای خواهان است.33
در خصوص حق لازم است حق مورد اقرار صرف نظر از نوع و ماهیت آن قابل مطالبه باشد و مقر له بتواند رعایت آن را از مقر خواستار گردد. با توجه به این توجیه به نظر می رسد، اقرار به تعهدات و دیون طبیعی که متعهد له حق مطالبه آنها را ندارد تحت شمول قاعد اقرار قرار نخواهد گرفت. زیرا هرچند چنین اقراری معتبر و صحیح است اما به جهت اینکه فاقد هرگونه اثر و پیامد خارجی است و به استناد آن مقرله نمی تواند انجام کار یا عدم انجام کار و یا انتقال مالی را از متعهد که در فرض ما مقر به حساب می آید خواستار گردد. در حقیقت چنین اقراری غیرنافذ خواهد بود. ماده 266 قانون مدنی در مبحث وفای به عهد در خصوص تعهدات طبیعی اشعار می دارد: « در مورد تعهداتی که برای متعهد له قانوناً حق مطالبه نمی باشد اگر متعهد به میل خود آن را ایفا، نماید دعوی استرداد مسموع نخواهد بود. » مفهوم مخالف این ماده آن است که متعهد دیون طبیعی را نمی توان به حکم قانون ملزم به پرداخت چنین دیونی نمود. 34
ج- به نفع غیر
عنصر سوم در تعریف اقرار وجود نفعی برای غیر است. اقرار باید اخبار بوجود حق برای غیر باشد والا چنانکه کسی اخبار بوجود حق برای خود کند، دعوی حق می نماید و اصطلاحاً اقرار به آن گفته نمی شود. غیر، اعم از فرد حقیقی و حقوقی است و حتی اقرار به ارتکاب عملی که مستلزم حد یا مجازات تعزیری باشد، هرچند به نفع فرد خاصی نیست ولی با قدری مسامحه می توان اقرار را به نفع جامعه دانست. 35
عبارت ( برای غیر) در ماده 1259 قانون مدنی این عنصر را بیان کرده است بنابراین مدعی که در مقام دعوی اخبار به حقی به نفع خود می کند و حق را مطلق به خود میدانداز تعریف اقرار و شمول ماده 1259 خارج می شود. 36
د- بر ضررخود
عنصر چهارم از عناصر تعریف اقرار، اقرار بر ضرر خود می باشد. اقرارباید مستلزم ورود ضرر و لطمه ای به تمامیت جسمی مقر ( در امور کیفری ) و یا صدمه و خسارت به اموال و حقوق مالی مقر باشد. عبارت ( علی انفسهم ) نیز در حدیث ( اقرار العقلا علی انفسهم ) و عبارت قاعده مبین همین مطلب است در اقرار مقر خبر از وجود حق برای دیگری بر ضرر خود می دهد والا چنانچه مقر، اخبار از وجود حق برای کسی به ضرر دیگری باشد، در این صورت این امر اقرار کامل محسوب نمی گردد، مانند آنکه داین در جریان عملیات اجرایی دادگاه، اموالی را که مدیون خود بازداشت نماید زن مدیون، دعوائی به طرفیت شوهر خود و طلبکار اقامه می نماید که اموال مورد بازداشت جهیزیه و متعلق به او می باشد و مدیون در مقابل دعوی زن اقرار می کند که اموال مزبور از او نیست و جهیزیه زن اوست گفتار شوهر اگر چه با اعتبار دعوی زن اقرار محسوب می شود ولی بر زیان طلبکار که آن اموال به نفع او بازداشت شده می باشد، بدین جهت است که اقرار مزبور نسبت به طلبکار اثری ندارد. 37
تعریفی که نویسنده کتاب دایره المعارف علوم اسلامی از اقرار نموده است:
« اقرار عبارت است از اخبار از وضع خاص موجود به سود غیر و به زیان مخبر و یا موکل است» در توضیح اجزاء این تعریف توجه به امور ذیل ضروری است.
1- تعبیر ( وضع خاص موجود ) خبر راوی حدیث را بیرون می کند زیرا راوی در روایت و اخبارش نظری به وضع خاص موجود ندارد. هدف او ابلاغ حکم کلی به پیروان اسلام است.
2- وقتی که گفته می شود که اقرار به « سود غیر » است طبعاً دعوی از این تعریف بیرون است زیرا ادعا اخباری است به سود مخبر و به زیان دیگری « یعنی مدعی علیه »
3- با تعبیر « به زیان مخبر » شهادت و کارشناسی و ترجمه از تعریف اقرار بیرون می شود زیرا شاهد کارشناس و مترجم به زیان خود خبری نمی دهد.
4- تعبیر « موکل » تعریف اقرار را شامل اقرار وکیل از سوی موکل می گرداند. 38
2-1-3- تعریف شهادت و بینه
کلمه ی شهادت در لغت یا از ریشه «شهد یشهد، شهوداً» به معنای حاضر شدن و یا از ریشه «شهد یشهد شهادۀً» به معنای خبر دادن و ادا کردن است. اگر این کلمه بدون حرف اضافه استعمال شود به معنای حاضر شدن است، با حرف اضافه «علی» به معنای خبر قطعی دادن و با حرف «باء» مانند شهد عند حاکم لفلان بکذا (نزد حاکم به نفع فلانی به فلان چیز شهادت داد) به معنای ادا کردن شهادت می باشد39 راغب در مفردات آورده است: «شهود و شهاده به معنای حضور همراه با دیدن است؛ دیدن با چشم باشد یا از روی حجت. … ولی اینکه شهود به معنای حضور صرف باشد اولویت دارد و شهادت، به معنای حضور همراه با دیدن در اولویت است»40 بیَّنه مونث بیَّن و جمع آن بینات41 از ریشه ی «بان یبین بیاناً» است. «بیان در لغت به معنای پرده برداری از یک چیز (و آشکار نمودن آن) می باشد. … کلام، بیان نامیده می شود؛ زیرا اظهار آن از معنای مقصود پرده بر می دارد»42
مشتقات این واژه در قرآن کریم فراوان به کار رفته ست؛ همچون: «لو لا یأتون علیهم بسلطان بین» 43 «چرا دلیل آشکاری نمی آورند؟» و «قد تبین الرشد من الغی»44 «راه راست از راه انحرافی، روشن شده است».«بینه» به معنای علامت روشن، چه عقلی و چه حسی است. دوتا شاهد به دلیل فرمایش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سّلم) «بینه» خوانده می شود: «البینه علی المدعی و الیمین علی من انکر» 45 «اقامه بینه(دو شاهد) بر عهده مدعی و قسم بر عهده منکر خواهد بود».
2-1-4- شهادت در اصطلاح
در قوانین ایران تعریفی از شهادت نشده است، اما حقوقدانان برای شهادت تعاریف متعددی بیان کرده اند؛ یعنی معتقدند شهادت عبارت است از اخبار وقوع امور محسوس به یکی از حواس، اگر اخبار به حقی، به ضرر خود و به نفع دیگری باشد آن را اقرار گویند. گواهی گاهی به معنای تصدیق است که در این صورت با مفهوم شهادت فرق دارد. در فقه بیشتر شرط می کنند که مشهودٌ به باید از دیدنی ها (مبصرات) یا شنیدنی ها (مسموعات) باشد، مانند عقد و ایقاع که شنیدنی است و قتل و دزدی که دیدنی است46 بعضی معتقدند شهادت عبارت است از اخبار شخص از امری به نفع یکی از طرفین و به زیان دیگری 47 شهادت و گواهی فعلی است که برای اثبات حق و ابطال باطل توسط فرد یا افرادی ادا می شود. شهادت برای اثبات حق در محاکم بعد از اقرار و سند رسمی در جایگاه سوم قرار دارد.
2-1-5- معنای لغوی صغیر
در ارتباط با معنای لغوی واژه صغیر، با توجه به کتب لغت باید گفت صغیر در لغت به معنای کوچک و خرد است.48
2-1-5-1- مفهوم صغیر در فقه
از روز تولد تا روز بلوغ انسان، صبّی و صغیر نامیده می شود و صغر، صفت کسی است که نیروی انسانی او کامل نگشته است.49 در اینکه تا قبل از بلوغ، انسان، صغیر محسوب می شود، اختلافی میان فقها وجود ندارد و لیکن در اینکه حد بلوغ چیست و آیا سن و اماره معینی برای آن وجود دارد یا خیر، اختلاف نظر وجود دارد. فقهای اسلامی نشانه هایی برای بلوغ ذکر کرده اند که برخی از آنها طبیعی و فیزیولوژیکی و برخی دیگر شرعی و قانونی است. نشانه های طبیعی بلوغ در فقه امامیه عبارتند از، روییدن موهای خشن بر پشت آلت تناسلی، بیرون آمدن منی از مخرج معتاد، قاعدگی و بارداری. البته در فقه امامیه، قاعدگی و بارداری از علایم بلوغ به شمار نیامده ولی کاشف از بلوغی است که قبلاً حاصل شده است50 اما فقهای عامه این دو را نیز از نشانه های بلوغ دانسته اند.51 نشانه شرعی و قانونی بلوغ رسیدن به سن معینی است که می توان آن را اماره بلوغ دانست.
این نشانه از لحاظ سهولت اثبات بر نشانه های طبیعی برتری دارد اما در تعیین سن بلوغ بین فقها اختلاف نظر شدی دیده می شود و لیکن در مجموع می توان گفت اکثر فقهای امامیه به استناد پاره ای از روایات، سن بلوغ را در پسر 15 سال و در دختر 9 سال تمام قمری می دانند.52
2-1-5-2- مفهوم صغیر در حقوق
در زبان عامیانه و نوشته های غیر حقوقی به صغیر، کودک، خردسال، طفل و بچه می گویند. کودکان با رسیدن به سن معین از نظر طبیعی و قوای هوشی تحول کلی می یابند و آماده شرکت در زندگی خانوادگی و اجتماعی می شوند. این تحول را که با نشانه های جسمی و عضوی همراه است بلوغ طبیعی می نامند و در عرف هنگامی که سخن از بلوغ می شود، رسیدن به همین حالت است. حقوق نیز این انقلاب جسمی و روانی را مبنای آغاز استقلال و تکلیف شخص قرار می دهد و بدین اعتبارات که سن بلوغ را سن تکلیف نیز می نامند. قانونگذاران، رسیدن شخص به سن خاصی را اماره بلوغ تعیین می کنند قانونگذار ایران نیز چنین کرده است. در تبصره 1 ماده 1210 الحاقی مصوب 14/8/1370 می خوانیم: سن بلوغ در پسر پانزده سال تمام و در دختر نه سال تمام قمری است.
2-1-6- رشد در لغت
رشد در دو معنای توانایی حفظ مال و مصرف آن در راه درست و نمو به کار رفته است.
از این عنوان در باب حج و به مناسب در بابهایی نظیر نکاح، وصیت و قضاء سخن گفته اند.
2-1-6-1- رشد در فقه
بسیاری از فقها رشد به معنای نخست را به توانایی حفظ و ساماندهی مال به هزینه کردن آن در راههای درست و عقلایی، بدون اسراف و تبذیر53و برخی، به ملکه نفسایی آن 54 تعریف کرده اند.
2-1-6-2- معنی بالغ غیر رشید
چنان که ازدواج بالغ غیر رشید بدون اذن ولی از آن جهت



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید