پایان‌نامه کارشناسی ارشد
رشته تحصیلی: کلام شیعه
عنوان
بررسی تأثیرپذیری وهابیت از اسرائیلیات
استاد راهنما
حجت الاسلام والمسلمین سید محمود مرعشی فر
استاد مشاور
حجت الاسلام و المسلمین احمد عبدالوند
نگارنده
سید محمدجعفر ملائکه
مرداد 1393
کلیه‌ی حقوق این پایان‌نامه، اعم از چاپ، تکثیر، نسخه‌برداری، ترجمه، اقتباس و… برای دانشگاه امیرالمؤمنین اهواز محفوظ است. نقل مطالب با ذکر مأخذ، بلامانع است.
اهداء به :
تقدیم به استادگرانقدر، حضرت آیت الله العظمی سید محمد علی موسوی جزایری نماینده ولی فقیه در استان خوزستان
واز سایر اساتید ارجمند که در جهت اجرای این پایان نامه همکاری ومساعدت نمودند.

تشکر و تقدیر:
شکر و سپاس بزرگ معلم آفرینش که به لطف بی کرانش به من فرصتی عنایت نمود تا بتوانم این مقطع از تحصیلات خود را به پایان برسانم و توفیق نصیبم گردانید تا چند صباحی با حضور اساتید بزرگوار مشام جان را از رایحه دانش و اندیشه معطر سازم.
به همین منظور بر خود لازم می دانم از استاد راهنما حجت الاسلام والمسلمین مرعشی فر و استاد مشاور حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالوند که درپژوهش اینجانب را راهنمایی و ارشاد نموده اند تشکر و قدردانی را بنمایم و نیز تقدیر و سپاس از خانواده ام که سختی های دوران تحصیل مرا تحمل نمودند.
باسمه تعالی
چکیده پایان نامه کارشناسی ارشد
دانشگاه امیرالمؤمنینعنوان پایان‌نامه:
نقد و بررسی آیات ولایت در تفسیر طبرینام نویسنده:
سید محمدجعفر ملائکهاستاد راهنما:
آیت‌الله دکتر محسن حیدریاستاد مشاور:
حجت‌الاسلام و المسلمین سید ابوالحسن حسن‌زادهدانشکده:
حکمت و کلامگروه:
کلامرشته تحصیلی:
کلام شیعهتاریخ تصویب:
تاریخ دفاع:
تعداد صفحات:
112چکیده پایان‌نامه:
اسرائیلیات در اصطلاح به روایت های برگرفته شده از یهود و نصاری گفته می‌شود که در میان امت‌های گذشته جاری بوده است پیش از اسلام یهودیان که مروّجان اصلی و عمده فرهنگ اسرائیلیات به شمار می-روند، در مجاورت مشرکان در مدینه و پیرامون آن از جمله خیبر و فدک زندگی می‌کردند و چون دارای دین و کتاب آسمانی بودند، موقعیت و فرهنگ بالاتری در مقایسه با مشرکان داشتند و نزد آنان از جایگاه علمی ویژه‌ای برخوردار بودند، مشرکان برای فهم بسیاری از مسائل ، از جمله مسائل مربوط به خلقت، تاریخ ملتهای گذشته و… به آنان مراجعه می‌کردند، وهابیت در برخورد با صفات خبری خداوند قائل به نظریه تجسیم می‌باشند که اعتقادات برگرفته آنان در این زمینه به تأثیرپذیری آنان از اهل کتاب برمی‌گردد، اهل کتاب خود صفات خبری خداوند در تورات را بر معنای ظاهری خویش تحمیل کرده و قائل به تجسیم و تشبیه می باشند آنان معتقدند که اوصاف انسانی ذکر شده در تورات نشان دهنده وجود این نوع صفات در خداوند متعال است، تنها تعداد معدودی از آنان در توجیه عقیده خویش می‌گویند که خداوند نیز هم چون انسان دارای گوش، چشم، دست و پا و… است اما از نوعی دیگر و متفاوت با اعضای انسان. واژگان کلیدی: اسرائیلیات- وهابیت- اهل کتاب- کعب الأحبار- ابوهریرۃ

فهرست مطالب
مقدمه1
تعریف مسأله3
پیشینه‌ی تحقیق3
جنبه‌ی جدید بودن و نوآوری تحقیق3
ضرورت تحقیق3
اهداف تحقیق4
سوال اصلی تحقیق4
سوالات فرعی تحقیق4
فرضیه‌های تحقیق4
کاربرد تحقیق4
روش تحقیق5
فصل اول:کلیات و مفاهیم اسرائیلیات6
واژه اسرائیلیات در لغت7
واژه اسرائیلیات در اصطلاح7
اقسام اسرائیلیات9
پیدایش اسرائیلیات10
کتاب‌های تفسیری و اسرائیلیات11
کتاب‌های تاریخی و اسرائیلیات13
مبدأ نفوذ اسرائیلیات18
علل عمده نفوذ اسرائیلیات در منابع اسلامی20
1. نزدیکی و همسو بودن فرهنگ اسلامی و باورهای مسلمین با ادیان قبل مخصوصاً یهود و مسیحیت.20
2. نا آگاهی اعراب و نداشتن کتاب آسمانی همراه با اشتیاق به دانستن مسائل گذشته جهان.20
3. استقبال و توجه مردم عوام به قصهپردازی و داستانسرایی20
4. اعتماد بیش از حد برخی از مفسران به اخبار و روایات21
5. تشویق خلفا21
6. منع نقل احادیث22
7. مسئولیت مسلمان نماها23
زمینه‌های گسترش اسرائیلیات23
1. ضعف فرهنگی عرب23
2. کنیه و دشمنی شدید یهود28
3. ایجاز و گزیده گویی قرآن28
4. قصه سرایان و همراهی دستگاه خلافت با آنان28
5. ممنوعیت نگارش حدیث29
6. مسامحه در نقل و بررسی روایات29
7. حضور اهل کتاب در جزیرۃ العرب پیش از اسلام30
8. حکومت اموی و نقش آن در اشاعه اسرائیلیات31
خطر اسرائیلیات برای فرهنگ اسلامی34
آثار و پیامدهای اسرائیلیات36
1. آمیخته شدن تفسیر و حدیث صحیح اسلامی با خرافات36
2. فساد و انحراف در عقاید مسلمانان36
3. خدشه دار کردن سیمای اسلام36
دیدگاهها و هشدار برخی از اندیشمندان اسلامی در خصوص اسرائیلیات37
فصل دوم: وهابیت42
سلفی گری43
مفهوم لغوی سلفی43
مفهوم اصطلاحی سلفی44
احمدبن حنبل رئیس خط سلفی گری45
عوامل تاریخی پیدایش خط سلفی گری46
سلفیه جدید (فرقه وهابیت)46
بنیانگذاران فرقه وهابیت47
الف ) ابن تيميّه بنيانگذار فكرى وهّابيّت47
ب) محمّد بن عبد الوهّاب49
عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیت50
1- تفرقه و پراکندگی مردم51
2- ضعف فرهنگی ، دینی و اقتصادی سر زمين نجد53
الف- فقر و تبعیض55
ب- ضعف ایمان نسل جدید55
ج- نا آگاهی دین داران56
د- رفتار های تفرقه آمیز56
3- همکاری آل سعود56
4- سردادن شعار هاي مذهبي58
5- استفاده ابزاری از حرمیین شريفين60
6- استفاده ازموسم حج62
7- حلال شمردن اموال مخالفین63
8- حمایت وپشتيباني قدرت های استکباری63
9- تحمیل و اصرار عقیده65
10- انتشارات ضد شیعه68
11- در انحصار قرار دادن مراکز انتشاراتی و کتابخانهای69
الف )کتابخانه ها70
ب)مراکز انتشاراتی72
فصل سوم: تأثیرپذیری وهابیت از اسرائیلیات76
راههای تأثیرپذیری وهابیت از اسرائیلیات77
الف) اهل کتاب77
1. کعب الأحبار77
2. تمیم داری78
3. وهب بن منبه78
4. عبدالله بن سلام79
ب) مسلمانان80
1. ابوهریره80
2. عبدالله بن عمروعاص81
3. محمد بن کعب القرظی81
4. ابن جریح82
5. عبدالله بن عباس82
6. عکرمه85
7. مجاهد86
8. مقاتل بن سلیمان86
ج) کتب87
الف) کتاب « السنـﺔ»87
ب) کتاب «التوحید»88
شکل و نوع تأثیرپذیری وهابیت از اسرائیلیات89
صفات خبری خداوند89
1. نظریه تشبیه و تجسیم90
2. نظریه اثبات بلاتأویل90
3. نظریه اثبات بلاکیف90
4. نظریه اثبات با تأویل90
5. نظریه سلبی صفات90
6. نظریه نفی وصف91
7. نظریه تشبیه و تنزیه (نظریه اهل بیت)91
خداوند در تورات91
الف) توصیف انسان وار91
ب) توصیف به کمالات93
ج) اوصاف فراطبیعی94
دیدگاه وهابیت در کیفیت صفات الهی95
1. صفات95
2. رویت96
3. تجسیم97
نمونههایی از ویژگیهای خدای وهابیان97
الف. داشتن دست97
نقد98
یک. هماهنگ با تورات موجود99
دو. تعارض با عقل99
سه. تعارض با روایات99
چهار. عدول از شیوه اهل لغت100
پنج. نادیده گرفتن تفاسیر100
ب. بالای عرش نشسته است101
نقد102
یک. تعارض با آیات محکمات قرآن102
دو. هماهنگ با تورات موجود102
سه. تعارض با عقل102
چهار. عدول از شیوه اهل لغت103
نتیجه گیری105
فهرست منابع و مؤاخذ106
مقدمه
بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد خیر خلقه و خیر من نطق بلسانٍ عربی مبین و علی آله افضل بریّته من بعده.
و أما بعد
این پایان نامه که درصدد بررسی چگونگی تأثیرپذیری وهابیون از اسرائیلیات است مشتمل بر سه فصل است که فصل نخست آن به کلیات و مفاهیم اسرائیلیات اختصاص دارد بطوریکه با تعریف لغوی و اصطلاحی اسرائیلیات آغاز میگردد سپس تعاریف مختلف اسرائیلیات را از نظر می گذراند و أقسام اسرائیلیات را ذکر مینماید بعد از آن پیدایش اسرائیلیات را مطرح کرده و به بحث دربارة کتابهای تفسیری و اسرائیلیات و نیز کتابهای تاریخی و اسرائیلیات میپردازد و در ادامه مبدأ نفوذ اسرائیلیات و علل عمدة نفوذ اسرائیلیات در منابع اسلامی را کنکاش مینماید و نزدیکی فرهنگ اسلام با أدیان قبل از خویش، ناآگاهی اعراب و نداشتن کتاب آسمانی، استقبال و توجه مردم عوام به قصهپردازی و نیز اعتماد بیش از حد برخی از مفسران به أخبار و روایات و… را از عوامل عمده نفوذ اسرائیلیات بر میشمارد و زمینههای گسترش اسرائیلیات را مکمل بحث پیش میداند که از مهمترین آنها میتوان به ضعف فرهنگی عرب و کنیه و دشمن یهود با مسلمانان اشاره نمود پایان بخش این فصل مباحثی همچون خطر اسرائیلیات برای فرهنگ اسلامی و پیامدهای اسرائیلیات و دیدگاههای اندیشمندان در خصوص اسرائیلیات است.
اما فصل میانی این پایاننامه به فرقهی ضالّهی وهابیت اختصاص دارد که آغازگر آن سلفیگری و مفاهیم لغوی و اصطلاحی سلفی میباشند گام بعدی این فصل معرفی احمدبن حنبل به عنوان رئیس خط سلفیگری است در ادامه عوامل تاریخی در پیدایش خط سلفیگری را مطرح مینماید بعد از آن به سلفیهی جدید یا همان وهابیت میپردازد و ابن تیمیه را به عنوان بینانگذار فکری و محمدبن عبدالوهاب را به عنوان مؤسس این فرقه معرفی می نماید و در پایان تفرقه و پراکندگی مردم، ضعف فرهنگی، دینی و اقتصادی سرزمین نجد، همکاری آلسعود، استفاده ابزاری از حرمین شریفین و… را از عوامل مؤثر در تبلیغ وهابیت برمیشمارد و به شرح و توضیح هر کدام میپردازد.
فصل فرجامی این پایاننامه به راههای تأثیرپذیری وهابیت از اسرائیلیات اختصاص داده شده است که این راهها را منحصر در سه راه از جمله اهل کتاب، مسلمانان و کتب میداند و آنجا که بحث اهل کتاب مطرح میگردد بر معرفی چهرههای برتر آنان همت میگمارد و نیز در بحث مسلمانان یا بهتر است بگوییم مسلمان نماها به معرفی چهرههای سرشناس در جعل احادیث و روایات میپردازد و دو کتاب التوحید و السنـﺔ را از تأثیرگذارترین کتابها از حیث نقل احادیث و روایات جعلی اسرائیلیات بر میشمارد در ادامه به نوع تأثیرپذیری و شکل و هیئت آن میپردازد و وهابیون را در نظریهی تشبیه و تجسم صفات خبری باری تعالی متأثر از یهودیان و مروّجان فرهنگ اسرائیلیات میداند و انواع نظریههای موجود در ارتباط با صفات خبری خداوند را متذکر میشود و از آنجا که وهابیون در نظریهی تجسیم متأثر از یهودیان و آنان نیز از تورات متأثر هستند به بحث پیرامون خداوند در تورات میپردازد و توصیف انسانوار و توصیف به کمالات و اوصاف فراطبیعی خداوند در تورات را با ذکر نمونههایی برای هر یک از آن عناوین شرح و توضیح میدهد و نیز تجسیم در میان یهودیان را از نظر میگذراند بعد از آن به دیدگاه وهابیت در کیفیت صفات الهی که در صفات و رؤیت و تجسیم خلاصه میگردند، میپردازد.
سپس نمونههایی از ویژگیهای خدای وهابیان همچون داشتن دست و نشستن بر بالای عرش را ذکر مینماید و به نقد هر کدام از آنها میپردازد و در پایان نتایج حاصله از تحقیق و تفحص را بیان میکند.

تعریف مسأله
این پایاننامه ابعاد وسیعی همچون اسرائیلیات، وهابیون، راههای تأثیرپذیری وهابیت از اسرائیلیات را شامل میشود، اسرائیلیات روایاتی تاریخی هستند که توسط اهل کتاب یعنی کعب الأحبار، تمیمداری، وهب بن منبه و عبدالله بن سلام و نیز مسلمان نماها همچون أبوهریره، ابن جریح، عکرمه و دیگران به منابع اسلامی عموماً و تفاسیر اسلامی خصوصاً نفوذ یافتند، وهابیت با اعتقادات خویش که نسخهای از اسرائیلیات میباشند مذاهب دیگر را به سخره گرفتهاند و آنان را تهدیدی برای خویش میپندارند به این خاطر به مبارزه با فرق مختلف اهتمام میورزند وهابیت در نظریهی تجسم پیرو و تابع یهودیان میباشند زیرا که یهودیان نیز اوصاف ذکر شده خداوند در تورات را بر معنای ظاهری محل مینمایند.
پیشینهی تحقیق
تا کنون علما و دانشمندان بسیاری به بررسی فرق مختلف اسلام عموماً و به فرقهی ضالهی وهابیت خصوصاً همت گماشتند و وجوه اشتراک و اختلاف آنان را با سایر مذاهب یادآور شدند لیکن بررسی چگونگی تأثیرپذیری وهابیت از اسرائیلیات کار جدید و تازهای است که این حقیر درصدد ارائه و تبیین آن می باشم.
جنبهی جدید بودن و نوآوری تحقیق
در منابع اسلامی همیشه ذکری از اسرائیلیات بوده است لیکن بسیاری از افراد وجه تسمیه این اصطلاح و نیز محتوای اسرائیلیات را نمیدانند و از خطرها و پیامدهای سوء این روایات جعلی و کاذب بیخبر میباشند. از این رو برآنیم به معرفی اسرائیلیات و تأثیرگذاری آنها در اعتقادات وهابیان بپردازیم.
ضرورت تحقیق
نقل و نگارش أحادیث و روایات پیامبر(ص) از آن جا که تأثیرگذاری فوقالعادهای بر رفتار و کردار مسلمانان دارد، حائز اهمیت فراوان است بنابراین صحت و سقم این روایات و دانستن میزان اعتبار آن بسیار ضروری به نظر میآید لذا معرفی أهل کتاب و مسلمان نماها نقش بسزایی در شیوة برخورد مسلمانان با احادیث ذکر شده از سوی اهل کتاب و مسلمان نماها ایفا مینماید.
اهداف تحقیق
راههای تأثیرپذیری وهابیت از اسرائیلیات.
تعریف اسرائیلیات و ماهیت اسرائیلیات.
معرفی مروّجان فرهنگ اسرائیلیات (اهل کتاب و مسلمان نماها)
سوال اصلی تحقیق
1-اسرائیلیات چگونه و از چه راههایی وارد منابع اسلامی (تفاسیر) شدند و بر وهابیت تأثیر گذاشتند؟
سوالات فرعی تحقیق
وهابیت در مبانی اعتقادی خویش پیرو چه کسانی میباشند؟
پیامدهای اسرائیلیات کدامند؟
عوامل عمده نفوذ اسرائیلیات در منابع اسلامی کدامند؟
فرضیههای تحقیق
اسرائیلیات از طریق اهل کتاب و مسلمان نماها و نیز کتابهایی همچون السنـﺔ و التوحید وارد منابع اسلامی شدند و بر وهابیت تأثیر گذاشتند.
وهابیت در مبانی اعتقادی خویش پیرو آن دسته از یهودیانی که به نظریهی تجسیم در برخورد با صفات خبری خداوند معتقد هستند، میباشند، خدشهدار کردن سیمای اسلام و مسلمانان و انحراف مسلمانان در عقاید خویش از آثار و پیامدهای اسرائیلیات هستند، تشویق خلفا در عصر بنی امیه مخصوصاً در زمان خلافت خلیفه دوم و ممنوعیت از نقل و نگارش حدیث از عوامل عمده نفوذ اسرائیلیات در منابع اسلامی به شمار میروند.
کاربرد تحقیق
سندی برای نشان دادن میزان اعتبار أحادیث و روایات از سوی اشخاص مختلف خواهد بود و از خطرهای احتمالی اسرائیلیات در هنگام استفاده از احادیث و روایات جعلی اهل کتاب در تفاسیر پرده بر میدارد.
روش تحقیق
جمع آوری و تدوین اطلاعات به صورت کتابخانهای و نیز استفاده از سایتها و وبلاگهای اینترنتی نیز در دستور کار نگارنده بوده است.
فصل اول:کلیات و مفاهیم اسرائیلیات

واژه اسرائیلیات در لغت
اسرائیلیات جمع اسرائیلیه است و در اینکه ریشه آن عربی یا از واژگان وارداتی زبان عربی است، اختلاف نظر است؟ بعضی آن را واژهای عبری دانستهاند که به معنای «پیروزی بر خدا» است.
این کلمه مرکب از دو جزء است؛ واژه «اسرأ» به معنای پیروزی و چیره شدن و واژه «ئیل» به معنای قدرت تام و تمام بنابراین، «اسرائیل» یعنی چیره شده و پیروز آمده بر قدرت کامل یعنی خداوند تعالی. بنا بر عقیده یهودیان، پس از پیروزی حضرت یعقوب در پیکار با خداوند به وی لقب «اسرائیل» داده شد1. نظر دیگر این است که: «اسرائیل» از نظر لغوی به معنای بنده و برگزیده خدا2 و هم معنای عبدالله است3. بعضی هم احتمال دادهاند کلمه اسرائیل عبری نبوده بلکه عربی و برگرفته از عبارت «سبحان الذی اسری بعده» باشد4.
واژه اسرائیلیات در اصطلاح
اسرائیلیات در اصطلاح به روایتهای برگرفته شده از یهود و نصاری گفته میشود که در میان امتهای گذشته جاری بوده است5 به جهت غلبه جانب یهودی این روایات بر جانب نصرانی آنها، اسم اسرائیلیات بر آن نهادهاند. غالب این داستانها خرافی و بیاساساند6.
تعاریف مختلف از اسرائیلیات:
«فان فلوتن» در تعریف اسرائیلیات میگوید:
علمای اسلام واژه اسرائیلیات را بر تمامی عقاید غیر اسلامی خصوصاً آن دسته از عقاید و افسانهها و خرافاتی که یهود و نصاری از قرن اول هجری در دین اسلام وارد کردهاند، اطلاق مینمایند.7
دکتر آل جعفر نیز میگوید:
در اصطلاح مفسران و محدثان، اسرائیلیات، شامل داستانهای خرافی و اساطیری میشود که وارد احادیث و تفاسیر اسلام گردیدهاند، گرچه منشا آنها یهودی یا مسیحی نباشد.8
یکی دیگر از محققان مینویسد:
اسرائیلیات، اصطلاحی است که اندیشمندان مسلمان آن را بر مجموعه اخبار و قصههای یهودی و نصرانی اطلاق مینمایند که بعد از ورود جمعی از یهودیان و مسیحیان به دین اسلام و یا تظاهر آنها به مسلمانی وارد جامعه اسلامی گردیده است.9
دکتر محمد حسین ذهبی در معنای اسرائیلیات تعریف جامعی ارائه کرده و میگوید:
واژه اسرائیلیات گرچه ظاهراً نشانگر نفوذ یهود در تفاسیر میباشد لیکن مقصود ما از اسرائیلیات مفهومی گستردهتر و فراگیرتر از این است و آن عبارتست از تأثیرپذیری تفاسیر از فرهنگ یهودی و مسیحی و غلبه رنگ این دو فرهنگ و مانند آنها بر تفاسیر اما از آنجا که از صدر اسلام تا زمان عالمگیر شدن آن همواره یهودیان بیش از سایران با مسلمانان معاشرت داشته و از نظر تعداد هم بیش از همقطاران خود بودند، بدین جهت در مقایسه با مسیحیت و سایر فرقه ها بیشترین تأثیر را در تفاسیر (و سایر منابع اسلامی) برجای میگذارند.10
اقسام اسرائیلیات
اسرائیلیات به لحاظ محتوا، درستی و کیفیت نقل به انواع متعددی تقسیم شده است که هر یک حکمی خاص دارد. ابن تیمیه، این روایات را بر اساس صدق و کذب به سه دسته تقسیم میکند:
روایاتی که درستی آنها معلوم است و شاهدی بر صدق آنها وجود دارد.
روایاتی که نادرستی آنها معلوم است و شاهدی بر کذب آنها وجود دارد.
روایاتی که بر درستی و نادرستی آنها دلیل وجود ندارد و اسلام درباره آنها سکوت کرده است.وی قسم اول میپذیرد و قسم دوم را مردود شمرده، درباره قسم سوم میگوید: این روایات را نه میپذیرم و نه رد می کنم؛ ولی نقل آنها برای استشهاد جایز است.11
ذهبی در تقسیمی این روایات را به صحیح، ضعیف و موضوع تقسیم می کند و در تقسیمی دیگر میگوید: اسرائیلیات موافق با اسلام یا مخالف با آن است، یا اسلام درباره آن سکوت کرده است. وی در تقسیم سوم آورده است: این روایات یا به عقاید یا به احکام مربوط میشود یا از قبیل موعظه و حوادث تاریخی است.12
سپس درباره این اقسام مینویسد: آنچه با شریعت اسلام موافقت دارد، پذیرفتنی و نقل آن جایز است و آنچه با شریعت اسلام مخالفت دارد، مردود و نقل آن حرام است و آنچه اسلام درباره آن سکوت کرده، نه قابل تصدیق و نه شایسته تکذیب است اما نقل آن اشکالی ندارد زیرا غالب روایات این قسم به قصص و اخبار تاریخی مربوط میشود و با عقاید و احکام ارتباطی ندارد تا نقل آن جایز نباشد.13
تقسیم بهتری که میتوان در این باره مورد توجه قرار داد این است که روایات اسرائیلی، یا به طور شفاهی نقل شده چنان که بیشتر منقولات کعب الأحبار، ابن منبه، ابن سلام و امثال آنان چنین است یا شفاهی نبوده بلکه در کتابهای عهدین وجود دارد چنان که بیشتر آنچه از اهل بیت (ع) در مقام احتجاج اهل کتاب به آن استناد شده، از این قبیل است.
بیشتر منقولات شفاهی- اگر نگوییم همه آنها- مطالبی ساختگی است که هیچ اصل و اساسی ندارد و منشاء آن، شایعات عوام و ساختگی است. بدین جهت نمیتوان آنها را پذیرفت؛ اما قسم دوم به سه دسته تقسیم میشود: یا در اصول و فروع با شریعت اسلام موافق است که این قسم را میپذیرم؛ مانند آنچه در مزامیر آمده است: متوکلان و امیدواران به پروردگار، وارث زمین خواهند شد14 و قرآن این مطلب را تصدیق کرده است: « وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ ».15 یا با شریعت اسلام مخالف است که آن را ترک میکنیم؛ مانند آنچه در سفر خروج آمده که میگوید: هارون، خود گوسالهای را برای پرستش بنی اسرائیل ساخت نه سامری.16
این مطلب با هدف خداوند از ارسال رسولان و آیات قرآن در تضاد است17 که میگوید: «فَکَذالِکَ اَلقَی السَامِریَ فَاَخرَج لَهُم عِجلاً جَسَدًا لَهُ خوارّ فَقالوا هذا الهُکُم و اِلهَ موسی…»18 اما آنچه را اسلام درباهاش سکوت کرده، نه میپذیریم و نه رد میکنیم و شاید سخن پیامبر که فرمود: اهل کتاب را نه تصدیق کنید و نه تکذیب19 به همین قسم ناظر باشد زیرا آنان حق و باطل را به هم آمیختهاند که اگر آنان را در این امور تصدیق کنیم، ممکن است باطل باشد و اگر تکذیب کنیم ممکن است حق باشد بنابراین در این گونه موارد احتیاط و طبق قواعد نقل حدیث عمل میکنیم.20
پیدایش اسرائیلیات
در علت این که چرا روایات یهودی بیشتر از ادیان دیگر وارد اسلام شده بحث مجزایی بوده که در این مختصر، مجالی برای آن نیست؛ اما به صورت مختصر میتوان گفت مسیحیان جز برخی مفاهیم اساسی دینی، تنها در موضوعاتی چون داستان حضرت مریم (س) و حضرت عیسی (ع) و نیز داستان اصحاب کهف، مطالبی جذاب برای مسلمانان داشتهاند و طبیعی است که محافل و تعالیم آنان در بسیاری از مسائل، برای پرسشگران مسلمان کششی نداشته است. از آنجا که یهودیان بر پایه کتب عهد عتیق و دیگر منابع دینی خود، درباره بسیاری از قصههای مطرح شده در قرآن کریم و حدیث نبوی، سابقه ذهنی و آشنایی تفصیلی داشتهاند و افزون بر آن، ارتباط جمعیتهای یهودی ساکن در شبه جزیره با اعراب مسلمان شده، ارتباطی نزدیک بوده است، این تأثیرپذیری، درباره یهود بیشتر مصداق داشته است. ادیان وگروههای دیگر نیز قدرت ومجال چندانی در ورود به بحثهای تفسیری و روایی نداشتند و تنها در عواملی؛ چون فلسفه، طب و… میان مسلمانان جایی پیدا کردهاند که ارتباطی بین آنها و بحث ما وجود ندارد.
آغاز روایات اسرائیلی را میتوان از همان سالهای نخستین دانست البته گسترش آن در دوران تابعان بوده است. در این دوران بسیاری از اسرائیلیات وارد تفسیر شده؛ زیرا در آن زمان تعداد زیادی از اهل کتاب اسلام آوردهاند، ولی ذهن آنان همچنان از داستانها و افسانههای پیشینیان درباره پیدایش خلقت، اسرار آفرینش، آغاز حیات موجودات، أخبار امتهای گذشته، سرگذشت پیامبران و قصهها و افسانههای بسیاری که در تورات و دیگر کتابها آمده است، انباشته بود. عامه مردم اشتیاق داشتند تا جزئیات آنچه رادر قرآن به گونه سربسته مطرح شده است بشنوند؛ خصوصاً اموری که به سرگذشت یهود و نصاری مربوط میشد و در کتب عهدین از آن یاد شده بود؛ از این رو، مسلمانان به داستانهای اینان گوش فرا میدادند؛ در نتیجه تعداد زیادی از این اسرائیلیات را بدون پروا و بی هیچ بررسی، تفاسیر گنجاندند.21
کتابهای تفسیری و اسرائیلیات
متأسفانه کتابهای تفسیری آکنده از این نوع روایات است و بسیاری از مفسران در مقام تفسیر برخی از آیات مربوط به چگونگی آفرینش یا تاریخ گذشتگان و یا پدیدههای غیبی که از نظرها پنهان است، این روایات را نقل کردهاند و آن را به عنوان تفصیلی بر اجمال قران یا حتی به عنوان اطلاع رسانی آوردهاند. این آفت، هم دامنگیر مفسران اهل سنت شده هم مفسران شیعه، البته مفسران اهل سنت سهم بسیار زیادی در آن دارند و در تفاسیر معتبر شیعه به ندرت دیده میشود.22
علاوه بر تفاسیر منسوب به برخی صحابه و تابعین، مانند ابن عباس، مجاهد، مقاتل بن سلیمان، ضحاک، سُدّی و دیگران که منبع اسرائیلیات هستند، برخی از تفاسیری که در قرنهای بعدی نوشته شده و از نظم و ترتیب بهتری برخوردارند، نیز آکنده از روایتهای اسرائیلی است و میتوان از تفسیر جامع البیان طبری و الدرالمنثور سیوطی به عنوان نمونه یاد کرد که به طور گسترده به نقل این روایات پرداختهاند. جایشگفت است که این مفسران چگونه چنین روایاتی را به عنوان تفسیر آیات قرآنی ارائه کردهاند که مشتمل بر خرافات و مطالب غیرمنطقی و گاهی مخالف با خود قرآن ضرورتهای اسلامی است؟
یکی از مواردی که روایات اسرائیلی در آن حضوری گسترده دارند، موضوع آفرینش انسان و جهان است و مفسران در تفسیر آیات مربوط به آن حجم بالایی از این روایات را که برگرفته از تورات و متون دیگر اهل کتاب است، نقل کردهاند. این مفسران در توضیح و تفسیر آیات نورانی قرآن، به خود اجازه دادهاند که مطالب بسیار سخیف و خلاف عقل و منطق را نقل کنند که به راستی وهن بر قرآن و حتی گاهی مخالف صریح آیات قرآنی است.
یک نمونه آن، روایتی از ابوهریره است که دلالت دارد که خداوند، جهان را در هفت روز آفریده و این بر خلاف نص صریح قرآن است که جهان در شش روز آفریده شده است. جالب است که راویان آن، آن را به شخص پیامبر خدا (ص) نسبت میدهند! متن این روایت طبق نقل طبری چنین است: ابوهریره میگوید: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله دست مرا گرفت و گفت: خداوند خاک را روز شنبه و کوهها را روز یکشنبه و درختان را روز دوشنبه و بدی را روز سهشنبه و نور را روز چهارشنبه و حیوانات را روز پنجشنبه و آدم را در ساعت آخر روز جمعه آفرید.23
این روایت علاوه بر این که مخالف قرآن است مشتمل بر مطالب سستی است که نیازی به گفتن ندارد و لذا برخی از محدثان اهل سنت گفتهاند که ابوهریره آن را از کعب الأحبار شنیده و اشتباهاً به پیامبر خدا (ص) نسبت داده است.24 و این در حالی است که در آغاز روایت، ابوهریره گفته است که پیامبر(ص) دست مرا گرفت و چنین گفت. به هر حال، از این نوع روایات در تفسیر آیات مربوط به خلقت، فراوان است.
مورد دیگری که شاهد نقل انبوه روایات اسرائیلی در آن هستیم، تاریخ پیامبران و امتهای گذشته است. برخی مفسران قصههای بسیار سخیف و دور از منطق و پر از خرافات را به عنوان شرح و توضیح آیات قرآنی نقل کردهاند و بهانة آنها این است که قرآن کریم مطلب را به اجمال بیان کرده و این روایات، آن را به تفصیل بیان میکنند.
میدانیم که قرآن کریم کتاب تاریخی نیست، بلکه گاهی به سبب هدفهای تربیتی که دارد، بخشهایی از تاریخ پیامبران و امتهای پیشین را بیان کرده است. روشن است که تاریخ در قرآن جنبة ابزاری دارد و هدف نیست. اما متأسفانه برخی مفسران ذیل آیات مربوط به سرگذشت پیامبران هر چه توانستهاند قصههای خرافی و سخیف و دروغین را نقل کردهاند که توسط گروهی از یهودیان و مسیحیان که اظهار اسلام میکردند، وارد فرهنگ اسلامی شده است. حقیقت این است که آنان با این پیرایهها، شأن و منزلت قرآن را پایین آورده و قداست آن را خدشه دار کردهاند.
برخی از قصة داود و سلیمان و قصة بنی اسرائیل و قصه یأجوج و مأجوج که به اختصار در قرآن بیان شده، دست مایهای برای ذکر افسانهها و خرافات بسیاری شده که متأسفانه به سبب اشتمال آنها بر مطالب ضد و نقیض و خلاف عقل و وجدان و به سبب پریشانگویی بیش از حد، باعث طعن و ریش خند مخالفان اسلام شده است.
کتابهای تاریخی و اسرائیلیات
به موازات کتابهای تفسیری، بسیاری از کتبهای تاریخی نیز در کمند روایات اسرائیلی افتادهاند. در این کتابها نیز در بیان آغاز خلقت و شرح حال پیامبران و امتهای گذشته، روایات اسرائیلی به صورت انبوهی وارد شده است.
نوع کتابهای تاریخی که امروز به عنوان منابع اصیل و معتبر شناخته میشود روایاتی را که ریشه اسرائیلی دارد و شامل خرافات بسیاری است، در خود جای داده است و وجود این مطالب سست و پریشان در این کتابها، اصالت و اعتبار روایتهای دیگر آنها را هم مورد تردید قرار میدهد و نشان میدهد که نویسندگان این کتابها، نه مورخ که نوعی نقّال هستند که درست و نادرست و غثّ و ثمین را در هم آمیختهاند.
محمد بن اسحاق بن یسار (متوفای سال 150 یا 151 ق) که پدر سیره نویسی است و سیرة ابن هشام برگرفته از سیرة اوست، خود یکی از رواج دهندگان روایات اسرائیلی است. ذهبی میگوید: محمدبن اسحاق از اهل کتاب نقل میکند.25 طیالسی نقل میکند که ابن اسحاق میگفت: شخص موثقی به من خبر داد. به او گفته میشد که او کیست؟ میگفت: یعقوب یهودی و روایت شده که او گفتههای مردی از اهل کتاب را مینوشت.26 البته بعضی از علمای رجال اهل سنت، محمد بن اسحاق را توثیق کرده و بعضی هم او را ضعیف دانستهاند27 و علمای رجال شیعه هم با این که او را از اصحاب امام صادق (ع) معرفی کردهاند، گفتهاند که او از عامه بود، هر چند که محبت و میل شدید به اهل بیت (ع) داشت.28
به طور مسلم ابن اسحاق از ناقلان روایات اسرائیلی است و به گفتة محققان سیرة ابن هشام، ابن اسحاق در بخش تاریخ مکه، کتاب خود را از اساطیر و اسرائیلیات سیراب کرده است. هم چنین روایات متعددی از محمد بن اسحاق در تاریخ طبری نقل شده که او از بعضی از اهل علم اهل کتاب روایت کرده است.29
این قتیبة دینوری (متوفای سال 276 ق) از جمله کسانی است که در کتاب المعارف خود اسرائیلیات را فراوان نقل کرده و بسیاری از مطالب کتاب خود، به خصوص در بخش تاریخ پیامبران را با حذف سند و مستقیماً از وهب بن منبه نقل کرده است. به گفتة برخی صاحبنظران، این قتیبه بسیاری از مطالب المعارف را از کتاب المحبر و المنمق ابن حبیب برداشته30 و این نشان میدهد که بخش روایات اسرائیلی در کتابهای تاریخی امری رایج و شایع بوده است.
ابو حنیفه احمد بن داود دینوری (متوفای سال 282 ق) در الأخبار الطوال دربارة تاریخ پیامبران و امتهای پیشین، اسرائیلیات نقل شده از کعب الأحبار و وهب بن منبه و مانند آنها را با ولع شدیدی نقل میکند، ولی به کلی سندها را میاندازد و در آغاز هر مطلبی میگوید: «و گفتهاند».
محمدبن جریر طبری (متوفای سال 310 ق) یکی دیگر از مورخان معروف است تاریخ او از منابع مهم تاریخ اسلام به شمار میآید، ولی تاریخ او نیز مانند تفسیرش آکنده از اسرائیلیات است و دربارة آغاز آفرینش و تاریخ پیامبران و اقوام پیشین، عمدهترین منبع او روایات اسرائیلی است که از کعب الأحبار و وهب ین منبه رسیده است.
«در کتابهای تاریخی بعدی ملاحظه میکنیم که به تدریج به ضعف روایات اسرائیلی توجه شده است هر چند که آنها را ذکر کردهاند».
مسعودی (متوفای سال 421ق) در مروج الذهب پس از ذکر حدیث نسناس و عنقاء و آفرینش چارپایان اظهار میدارد که این روایات از روایاتی نیست که شنوندة آن باید آن را بپذیرد… و آنها داخل در اسرائیلیات است.31
ابو علی ابن مسکویه (متوفای سال 421ق) از مورخانی است که کمتر به دام روایتهای اسرائیلی گرفتار شده است. او با توجه کامل به این که بخشهای مهمی از تاریخ پیشینیان، مشتمل بر خرافات و تخیلات است، تلاش کرده که در کتاب خود به نام تجارب الامم از آن دوری کند و تا حد زیادی هم موفق شده و به تخیل حوادث پرداخته است. او در مقدمه کتاب خود میگوید:
چنین یافتم که خبرهای موجود، آمیخته با خبرهایی است که به منزلة قصهپردازی و خرافات است. اینها هیچ فایدهای ندارد جز این که در قصهگویی شبانه باعث خواب رفتن شنونده باشد.32
تجارب الامم از ذکر دو بخش از تاریخ که نوع کتابهای تاریخی آن زا دارند و خاستگاه آنها روایات اسرائیلی است، خودداری کرده است. آن دو بخش عبارتاند از: آغاز آفرینش (بدء الخلق) و تاریخ پیامبران. ابن مسکویه گفته است که هدف او بیان وقایعی است که میتوان از آن تجربهای آموخت که به درد زندگی میخورد.33
در عین حال، یکی از منابع مهم ابن مسکویه تاریخ طبری است که منبع اسرائیلیات است. هرچند که او در نقلهای خود از طبری گزینشی عمل کرده و با نقد و نظر همراه کرده است، ولی گاه و بی گاه برخی روایات اسرائیلی از طریق تاریخ طبری در تجارب الامم راه یافته است. او مانند نوع مورخانی که پس از طبری آمدهاند به شدت از تاریخ طبری متأثر است و تاریخ طبری برای او آن چنان مهم بوده که درس آن را خوانده است. ذیل حوادث سال 350ق از درگذشت ابوبکر احمدبن کامل خبر میدهد و میگوید: من کتاب تاریخ ابوجعفر طبری را از وی شنیدهام.34
مطهر بن طاهر مقدسی (متوفای سال 507ق) نویسنده کتاب البدء و التاریخ روایات اسرائیلی درباة آفرینش را با قید احتیاط نقل میکند و در موارد بسیاری میگوید: «اگر این روایات صحیح باشد دلالت بر فلان مطلب میکند» و بدین گونه صحت آنها را مورد تردید قرار میدهد. و در فصل مربوط به نخستین موجودی که خداوند آفریده، برخی روایات اسرائیلی را به نقل از وهب بن منبه و عبدالله بن سلام نقل میکند و پس از نقد آنها از نظر عقلی میگوید:
جایز نیست به آنچه از اهل کتاب در این باره نقل شده، یقین پیدا کرد مگر اینکه قرآن و سخن پیامبر(ص) ما آن را تصدیق کند، زیرا در کتابهای آنها تحریف و تبدیل رخ داده و حتی این روایات، مخالف با چیزی است که در اول تورات آمده است.35
مقدسی عقاید یهود را مستقیماً از برخی از کتابهای آنها نقل و نقد میکند. مثلاً در باب آغاز آفرینش، تحت عنوان: «ذکر مقالات اهل الکتاب فی هذا الباب» نظر آنها را از کتابی به نام شرایع الیهود نقل میکند و بخشی را هم از تورات میآورد و جالب این که عبارت تورات را به زبان عبری و با حروف عربی نقل میکند و سپس آن را به عربی ترجمه میکند36
ابوالفرج عبدالرحمان بن جوزی (متوفای سال 597ق) در مقدمة تاریخ مفصل خود به نام المنتظم فی اخبار الملوک و الامم میگوید:
از مورخان پیشین بعضیها کتابهای خود را آکنده از مطالبی کردهاند که ذکر آنها مورد رغبت نیست. و در آنها مطالبی ذکر شده که مربوط به آغاز آفرینش است و صحت آنها بعید به نظر میرسد و ذکر آنها نزد صاحبان خِرد زشت است، مانند اخباری که از وهب بن منبه و دیگران نقل شده که از خرافات است.37
در عین حال، ابن جوزی بسیاری از آن روایات را در همین کتاب نقل کرده و حتی روایات وهب بن منبه را درباة آغاز آفرینش به طور گسترده آورده است.38
ابن کثیر دمشقی (متوفای سال 74ق) نیز از کسانی است که در کتاب خود البدایه و النهایه بر ضعف روایات اسرائیلی تأکید کرده است. او در مقدمة کتاب خود میگوید:
ما اسرائیلیات را ذکر نمیکنیم مگر آن مقدار که مخالف کتاب و سنت نباشد و آن بخشی از روایاتی است که نا قابل تصدیق است و نه قابل تکذیب.39
او دربارة آغاز تاریخ و حالات پیامبران و امتهای گذشته، برخی از روایات معروف را میآورد و در جای جای آن میگوید: این از اسرائیلیات است. برای همین است که حاجی خلیفه در معرفی کتاب البدایه و النهایه میگوید: ابن کثیر در این کتاب بر نص کتاب و سنت تکیه کرده و روایات صحیح و سقیم و نیز اخبار اسرائیلی را مشخص نموده است.40
عبدالرحمان بن خلدون (متوفای سال 808ق) در تاریخ خود برخی روایات را نقل میکند و تذکر میدهد که این از اسرائیلیات است. او از کتابی به نام الأسرائیلیات نام میبرد و گاهی از آن نقل میکند.41
اینها نمونههایی بود از کتابهای تاریخی که بسیاری از آنها، به خصوص در قرنهای اولیه اسلامی، آکنده از روایتهای اسرائیلی بوده است که بیشتر به خرافات و افسانههای تخیلی شباهت دارد تا حوادث و وقایع تاریخی البته همان گونه که گفتیم از قرن چهارم به بعد، تاریخ نویسان مسلمان به ضعف این روایتها توجه نشان داده و کوشیدهاند از آنها دوری کنند، هر چند در تنقیح و تهذیب و پاکسازی تاریخ از این روایات، توفیقی نیافتهاند.
نکتهای که باید در این جا یادآور شد این است که با وجود این که محققان و مورخان معاصر از وجود اسرائیلیات در کتابهای تفسیری و تاریخی انتقاد کرده و ضرورت پاکسازی تاریخ را از این روایات تذکر دادهاند و در این باره کتابهای متعددی نوشتهاند، در عین حال برخی نویسندگان معاصر، اساطیر و اسرائیلیات را با پردازش جدید به طور گسترده وارد تاریخ اسلام کردهاند. از جملة آنها طه حسین است که کتاب علی هامش السیره را بر همین اساس نوشته است و در مقدمة آن تصریح کرده که من در این کتاب به خود آزادی دادهام که در سیره از اساطیر استفاده کنم.42
طه حسین که به خوبی میدانست این کار او با مخالفت علمای اسلام روبهرو خواهد شد، پس از تبیین روش خود میگوید:
میدانم که گروهی دربارة این کتاب سختگیری خواهند کرد، آنها عقلگرایانی هستند که جز عقل به چیزی اطمینان ندارند و لذا دربارة بسیاری از روایاتی که عقل، آنها را نمیپذیرد سخت میگیرند.43
نباید تصور کرد که طه حسین مانند یک فرد متدین معتقد است که باید در برابر معجزات پیامبران تسلیم شد هرچند که عقل بدان جا راه نبرد، بلکه منظور او از این سخن، توجیه روش خود و شاید هم نوعی فریبکاری است. کاری که او کرد وارد کردن افسانههای قدیمی و روایتهای اسرائیلی در سیرة نبوی با شیوهای تازه بود.
همان گونه که خود وی پیش بینی کرده بود، کتاب علی هامش السیره پس از انتشار، با مخالفتهای شدیدی روبهرو شد و نخستین کسی که به آن اعتراض کرد دوست قدیمی و هم فکر او محمد حسین هیکل بود که معتقد بود که دست مایه قرار دادن سیرة نبوی در ادبیات اساطیری، کاری نارواست و به همین سبب طه حسین را سرزنش کرد.
طه حسین در حالی اسرائیلیات را به طور گسترده وارد کتاب خود کرد که محققان اسلامی بسیار کوشده بودند که آنها را از تاریخ اسلام بزدایند.
مبدأ نفوذ اسرائیلیات
آغاز ورود اسرائیلیات به فرهنگ تمدن و فرهنگ یهودی به فرهنگ اعراب بت پرست قبل از اسلام باز میگردد. پیش از ظهور اسلام، قبایل فراوانی از اهل کتاب در مجاورت مشرکان در مدینه و پیرامون آن از جمله خیبر و فدک زندگی میکردند. اهل کتاب چون دارای دین و کتاب آسمانی بودند، موقعیت و فرهنگ بالاتری در مقایسه با مشرکان داشتند و نزد آنان از جایگاه علمی ویژهای برخوردار بودند. مشرکان برای فهم بسیاری از مسائل، از جمله مسائل مربوط به خلقت، تاریخ ملتهای گذشته و… به آنان مراجعه میکردند، افزون بر این، آنان در سال، دو کوچ زمستانی و تابستانی به یمن و شام داشتند و در این مسافرتها با گروههای فراوانی از اهل کتاب که در این دو سرزمین ساکن بودند مراودت داشتند و این ارتباطها نیز خود عامل دیگری در نفوذ فرهنگ یهودی در فرهنگ عرب جاهلی به شمار میرفت.44 مراجعه اعراب به اهل کتاب، بعد از اسلام و پذیرش آیین جدید ادامه یافت و آنان برای فهم برخی ناشناختهها، اهل کتاب را بر دیگران ترجیح میدادند، به ویژه که قرآن نیز در آیاتی، مشرکان را به اهل کتاب ارجاع داده بود: « فَسـَلوا اَهلَ الذِّكرِ اِن كُنتُم لاتَعلَمون * بِالبَيِّنـتِ والزُّبُرِ…»45 مخاطب اصلی در آیات، مشرکان هستند که خداوند به آنان خطاب کرده: اگر در صحت گفتههای قرآن شک دارید، از اهل کتاب بپرسید؛ اما برخی مسلمانان گمان کردند که این آیات مراجعه آنان به اهل کتاب را مجاز شمرده است، بدین سبب برای سوال از معارف اصلی دین به اهل کتاب مراجعه میکردند.
رجوع به اهل کتاب به همین منوال ادامه داشت، تا اینکه پیامبر اکرم (ص) در روایاتی که خواهد آمد، به طور صریح مسلمانان را از مراجعه به آنان منع کرد؛ ولی با وجود نهی صریح پیامبر(ص)، گروهی از مسلمانان برای دستیابی به مطالبی که به گمان آنان در معارف اسلامی وجود نداشت، به اهل کتاب مراجعه میکردند.
رحلت پیامبر (ص) و فقدان آن حضرت سبب ورود بیشتر اسرائیلیات به فرهنگ اسلامی شد، زیرا از طرفی حضرت مانعی برای مراجعه مسلمانان به اهل کتاب به شمار میرفت و از سوی دیگر، با وفات وی راه کسب دانش و معارف اسلامی بر کسانی که از جانشین عالم و دروازه علم پیامبر، علی (ع) و صحابیان دانشمندی همچون ابن عباس و ابن مسعود غافل بودند، مسدود ساخت، به همین جهت ذهبی مینویسد: داخل شدن اسرائیلیات در تفسیر از اموری است که به عهد صحابه بازمیگردد.46
نو مسلمانان اهل کتاب که در عهد صحابه، اسلام را پذیرفته بودند، از عوامل دیگر ورود اسرائیلیات به فرهنگ اسلامی بودند. اینان با تظاهر به اسلام سوء استفاده از اعتماد برخی صحابه، خرافات فراوانی را وارد حوزه فرهنگ اسلامی کردند. ورود و نفوذ این روایات در دوره تابعان نیز ادامه یافت، بلکه در این عصر بر اثر تساهل



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید