دانشگاه یزد

دانشکده علوم انسانی

گروه فقه و حقوق اسلامی

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد نهج البلاغه (اجتماعی سیاسی وحقوق عمومی)

بررسی جایگاه زن در دوره پیش از اسلام ومقایسه آن با دوره اسلامی
با تأکید برنهج البلاغه

استاد راهنما: دکتر بمانعلی دهقان منگابادی
استاد مشاور: دکتر علی تولّایی
پژوهش و نگارش: زیبا نصیری

اسفند 1391

تقدیم به:

روح پاک مادر عزیزم،

«مادران نمی میرند،

آنان همیشه در قلب فرزندان خود

زنده اند…»

چکیده
تاکنون درباره جایگاه زنان تألیفات زیادی نگارش شده و بحثهای پی در پی و مستمر، چه درباره زنان شرقی و چه درباره زنان غربی صورت پذیرفته است. از امام علی(ع) هم در این باره سخنان بسیاری به ما رسیده است، که مواردی از سخنان ایشان به همّت سید رضی (ره)، در نهج البلاغه جمع آوری شده است. اکثر شارحان نهج البلاغه معتقدند که، مراد و منظور انتقاد گرایانه حضرت، درباره زنان، تنها عایشه است که جریان جمل را در زمان خلافت علی (ع) راه انداخت و موجب کشته شدن تعداد زیادی از مسلمین گشت. همچنین برخی از شارحان معتقدند که اگر جنگ جمل در زمان فرمانروایی امام علی(ع) رخ نمیداد، ایشان هم با چنین لحن تندی درباره زنان سخن نمیگفتند.
در تحلیلی تاریخی و انتقادی، جایگاه و منزلت زنان، مخصوصاً در گفتمان قرآن، با رویکرد نقد متون و سندیت بخشیدن به متون، ما را متوجه میسازد که اکثر احکامی که مخالفان اسلام و فرهنگ عربی اسلامی در خصوص زن به آن استناد میکنند، در واقع از لحاظ تاریخی جزء قوانین تشریعی قرآن نیستند. به همین دلیل ما برای فهم درست و دقیق موضع اسلام، راجع به حقوق عمومی بشر و حقوق اختصاصی زن، ناگزیریم که بین جایگاه زن، قبل از اسلام و امتیازات جدیدی که اسلام به زن اعطاء کرده، مقایسهای تاریخی داشته باشیم. بین قبل و بعد از اسلام نقطه مشترکی وجود دارد که مبیّن تلاقی سنت و تجدّد است و این گذرگاه و آستانهای است که با اتّکاء بر آن، تجدّد شکل میگیرد و نتیجه قبول آن، شناخت بینش مردمی است که مخاطب وحی بودند.
به دلیل اینکه نوع تحقیق حاضر، بنیادی است، روش مناسب برای جمع آوری مطالب آن، روش توصیفی تحلیلی است، که مطالب آن از طریق روشهای عقلانی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و تنظیم گشته است. همچنین از نرم افرارهایی چون مکتبة الشامله, منهج النور، باب العلم و کتابخانه اهلالبیت استفاده شده است.
نتایج حاصله از تحقیق حاضر میتواند ما را در شناساندن هرچه بهتر دیدگاه حضرت علی(ع) در باره بانوان کمک رسانده و کمی از مظلومیت به وجود آمده حضرت علی(ع)، – در طول قرنها توسط معاندین و دشمنان و حتی برخی از مسلمین کوته بین- را بکاهد، و همچنین باعث ایجاد
نگرشی بهتر درباره بانوان در جامعه و حتی در محیط خانواده گردد، زیرا برخی از افراد روایاتی جعلی و یا با سند مخدوش را بدون توجه به صحّت و سقم آن، با نام پیامبر (ص) و امام علی(ع) در جامعه گسترش میدهند، که لازم است تلاشی جدّی جهت ترویج آراء صحیح اسلام، پیامبر(ص) و امام علی(ع) در جامعه اسلامی، صورت گیرد. امید است که تلاشهای این حقیر درباره شناساندن چهره واقعی اسلام، پیامبراکرم(ص) و امام علی(ع) در خصوص بانوان، مورد پذیرش حضرت ولی عصر(عج) واقع گردد.
کلید واژه ها: زن، جاهلیت، اسلام، نهج البلاغه، امام علی(ع).

فهرست
مقدمه1
طرح تحقیق3
فصل اول5
جایگاه زنان در دوران پش از اسلام5
1-1-2 زن جاهلی در نقش دختر7
1-1-3 زن جاهلی، مطیع بی چون و چرا8
1-1-4 ارزش شيرمادردر افکار جاهلی9
1-1-5 زن جاهلی مقهور قدرت جسمانی مرد10
1-1-6 سرکوب میل جنسی زنان جاهلی10
1-2حق حضانت کودکان11
1-3 افتخار به پسران11
1-4زن در افکار عمومی جاهلیت11
1-5 یادگیری علم توسط دختران جاهلی12
1-6 زن جاهلی و خودآرایی12
1-7 زن جاهلی در مراسم عزاداری13
1-8 اشعار زنان جاهلی در جنگ14
1-9 قانون ازدواج و طلاق14
1-9-1تأثیر طبقه اجتماعی بر ازدواجهای جاهلی16
1-9-2 شرایط اساسی ازدواج دختران جاهلی16
1-9-2-1 بكارت وکم سن بودن17
1-9-2-2 زیبايي چهره17
1-9-3طلاق در جاهلیت17
1-10 انواع ازدواجهاي مرسوم در جاهليت18
1-10-1 نكاح المقت19
1-10-2 نکاح متعه20
1-10-3 نکاح شغار20
1-10-4نکاح ربایشی20
1-10-5 نکاح رهط یا زناشوئی دسته جمعی21
1-10-6نکاح بدل و یا زناشوئی تعویضی22
نکاح بدل و یا زناشوئی تعویضی22
1-10-7 نکاح الخدن یا زناشوئی دوستانه22
1-10-7 نکاح استبضاع یا زناشویی جهت باردار شدن22
1-10-8 ازدواج سياسي23
1-10-9 ازدواج سفاح23
1-11 غايت و نهايت ازدواجهای عصر جاهلی24
1-12تعدد زوجات25
1-13 شیوع زنده به گور نمودن در عصرجاهلی25
1-14 علل زنده به گور نمودن دختران، توسط اعراب جاهلی26
1-14- 1 قیس بن عاصم، پایه گذار زنده به گور نمودن دختران26
1-14-2 انحطاط اخلاقی در دوره جاهلیت28
1-14-3 نبودن هم کفو برای دختران29
1-14-4 عوامل اقتصادی ( ترس از فقر)30
1-14-5 نهاد اجتماعی اعراب33
1-14-6 ضعف جسمانی زنان33
1-15 معاشرت زنان با مردان در دوره جاهلیت35
1-16 جایگاه سیاسی زنان در جاهلیت35
1-16-1شهادت زنان در عصر جاهلی36
1-17 مشورت دردوره جاهلیت37
1-18 زن جاهلی در مراسم حج37
1-19 تجارت زنان در عصر جاهلیت38
1-20نفقه در دوره جاهلیت38
1-21مهریه38
1-22 ارث39
1-23 زنان ثروتمند40
نتیجه گیری40
2-1جایگاه زنان در قرآن45
2-1-1 لزوم معاشرت و برخورد نیکو با زنان درعصر اسلامی45
2-1-2تساوی زنان و مردان در قرآن46
2-1-2-1 تساوی در خلقت نخستین46
2-1-2-2 تساوی زنان و مردان در ثواب و عقاب47
2-1-2-3تساوی زنان و مردان در مسأله بیعت50
2-1-3جایگاه زن مسلمان در کانون خانواده52
2-1-3-1زنان نعمتند52
2-1-3-2مقام مادر در اسلام52
2-1-3-3 زن، مایه آرامش است.53
2-1-4مشورت با زنان در قرآن54
2-1-5 تقلیل مدت عده وفات در قرآن55
2-1-6ملغی نمودن زنده به گور نمودن دختران، در قرآن55
1-1-7قوامیّت مردان بر زنان درقرآن57
2-1-8تعدّد زوجات در قرآن58
2-1-9متعه در قرآن59
2-1-10ممنوعیت «نکاح المقت» در قرآن59
2-1-11نهی از زنده به گور نمودن دختران61
2-1-12 نهی از تبرِّج61
2-1-13 امر به معروف و نهی از منکر62
2-1-14امتیازات مالی زنان در قرآن63
2- 1-14-1ارث63
2-1-14-2مهریه66
2-1-14-3نفقه68
2-1-14-4 نتایج کار زنان68
2-1-15 ایمان زنان همچون ایمان مردان69
2-1-16شرکت زنان در عبادات70
2-1-17آیه تبرج70
2-2زنان در سیره نبوی72
2-2-1 سیره پیامبر در شخصیت بخشیدن به زنان72
2-2-2گرامیداشت زنان در سیره نبوی73
2-2-3صدا زدن دختران با نامشان توسط پیامبر(ص)74
2-2-4 کمک به اهل منزل در سیره نبوی74
2-2-5مقام مادر درسیره نبوی75
2-2-6رضایت دختران در امر ازدواج در سیره نبوی75
2-2-7محبت به زنان در سیره بانوان76
2-2-8توجه پیامبر(ص) به تعلیم و تعلم زنان77
2-2-9 تساوی بودن زنان و مردان در ملاقات با پیامبر78
2-2-10داستان اعرابی78
2-2-11نفقه در سنت پیامبر(ص)79
2-2-12 قانون جار و امان دادن80
2-2-13 مشورت با زنان80
2-2-14شرکت دادن زنان در نماز جماعت81
2-2-15عقد ازدواج درسیره نبوی81
2-2-16تعدد زوجات درسیره نبوی82
2-3زنان درفرمایشات امام علی(ع)83
2-3-1خصلتهای زنان از نظر حضرت علی (ع)84
2-3-2بزرگداشت و احترام به زنان در سیره امام علی(ع)85
2-3-3مشورت با زنان از دیدگاه علی(ع)86
2-3-4معاشرت زنان با نامحرمان در سیره امام علی(ع)87
2-3-5 اَلْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ88
2-3-6افراط در گرامی داشتن زنان88
2-3-7حضانت دختران89
2-3-8 إن النساء همهن زينة الحياة الدنيا90
2-3-8المرأةُ عقربٌ91
2-3-9 غیرت زنان93
2-3-10 ایمان، عقل و شهادت زنان از نظر علی(ع)93
2-3-11ایمان زنان93
2-3-12عقل زنان96
2-3-13حضور عایشه در جمل سبب اصلی سخنان حضرت علی(ع)97
2-3-14اطاعت از زنان97
2-3-15نقش زن در خانواده از نگاه امام علی(ع)99
2-3-16« المرأةُ شَرُّ »100
2-3-17بیعت زنان با امیر المومنین(ع)102
2-3-18 شرطة الخمیس و احیاء حقوق زنان در دوران خلافت علی(ع)102
2-3-19حضرت علی (ع) و دفاع از حقوق زنان103
2-4 نتیجه گیری105
جمع بندي و نتيجه گیري107
منابع110

مقدمه
« الحمد لله الّذی لا یبلغ مدحته القائلون، …
نهجالبلاغه، که برخی از آن به عنوان «أخ القرآن» نیز یاد میکنند میراثی گرانسنگ، از زبان مهمترین کاتب وحی و بابالعلم است که در جامعه اسلامی به یادگار مانده است. شاید بتوان گفت، شماری از عبارات نهجالبلاغه، ترجمه و توضیح آیات قرآن است، که با تعابیر ولغاتی متفاوت ولی مفهومی یکسان با کلام وحی است.
فرهنگی که بر جامعه اعراب جاهلی حاکم بود، فرهنگی به غایت منحط بود. به ویژه زن چنان خوار و زبون شمرده میشد که در زندگی اجتماعی، جایگاهی برای وی، جز آنکه بازیچه مرد باشد، متصور نمیشد. زنان هیچ بهرهای از میراث و حق رأی نداشتند و اعراب جاهلی برای آنان جایگاه و منزلتی قائل نبودند. تا آنگاه که اسلام آمد، دستانش را گرفت و او را تا سرحد جایگاه انسانی والا و همپایه مرد در عرصه بلند انسانیت بالا برد. برای او در همه عرصههای زندگی ارزش و منزلتی والا قائل شد. اسلام با این کار سخت با آداب عرب جاهلی به ستیزه برخاست. با این همه دور از انصاف است که گفته شود، اسلام در خوار شمردن شأن زنان، از عادات و رسوم جاهلی تأثیر پذیرفته است.
برخی به ظاهر سخنان حضرت علی(ع) در مورد زنان استناد نموده وکلام آن حضرت را نسبت به زنان در تمام اعصار تعمیم دادهاند. اما چگونه ممکن است که ایشان خطای زنی را به تمامی بانوان در طول تاریخ نسبت دهد، و به سبب آن همه بانوان جهان را مورد سرزنش و مذمّت قرار دهد؟ در خطبه 27 نهج البلاغه از امام علی (ع)نقل شده است که ایشان در دوران خلافتش، آنگاه که خلخالی از پای یک زن یهودی تحت ذمّه حکومت اسلامی، توسط دشمنان بیرون کشیده شد، مرگ را بهتر از شنیدن چنین خبری دانست.1 همچنین حضرت علی(ع) هنگامیکه شنید یک والی بر پیرزنی ظلم نموده است، اقدام به عزل والی ظالم نمود. آیا میتوان پذیرفت فردی که خبر درد و رنج زنی یهودی مسلک، به شدت در وجودش اثرگذار است، خطای زنی در واقعه جمل را به تمامی زنان نسبت دهد؟
مسلما پاسخ این سؤال منفی است. به دلیل اینکه تعالیم قرآنی در سراسر وجود حضرت امیر (ع) رخنه کرده و با گوشت و پوستش در هم آمیخته است. چنانکه گویی قرآن ناطق است. قرآن هم که از عزت بخشی به بانوان و احیاء حقوق از دست رفته آنان در طول اعصار جاهلیت سرشار است.
برخی به سخنان امام (ع) درباره زنان، اشکالاتی وارد نموده اند. از جمله اینکه جایگاه عایشه بدتر از جایگاه طلحهالخیر و زبیر نبود، که در ابتدا با امام بیعت نمودند و سپس بیعت خود را شکستند. همچنین جایگاه عایشه از جایگاه معاویه و ابن عاص بدتر نبود، که جنگ صفین را راه انداختند و موجب قتل و عام مسلمین شدند. همین طور از جایگاه خوارج زشت تر نبود که سبب ایجاد تفرقه در میان سپاه اسلام گشته و کشته شدن افراد ناآگاه زیادی را فراهم نمودند. اگر سخنان علی(ع) در نهج البلاغه ناشی از کراهت عمل عایشه باشد، پس بایستی امام درباره مردان سخنانی بدتر از سخنانی که درباره زنان بیان نموده است، می فرمود. زیرا اعمالی که معاویه، ابن عاص، سران خوارج، طلحة الخیر و زبیر مرتکب شدند، بسی بدتر از اعمال عایشه بود. امام علی(ع) از پشت حوادث جمل به زنان نگاه می کند2.
یکی از مواردی که سبب مظلومیت هرچه بیشتر امام علی(ع) در طول تاریخ بشریت گشته، طرح غیرمحقّقانه و غیرمتخصّصانه کلام ایشان در خصوص مسئله بانوان است. از آنجا که بانوان نیمی از جمعیت هر جامعهای را تشکیل میدهند و به وجود آورنده نیمی دیگر هستند، لازم است با دقتی هر چه بیشتر، به بررسی مسائل مربوط به قشر بانوان، پرداخته شود.

طرح تحقیق
1-تعریف موضوع
از دوران جاهلی به دوران جهل و نادانی و سرکشی اعراب تعبیر می شود، دورانی که صفات مردم آن پیروی از آداب و رسوم خرافی و دور از منطق بودن است. در چنین جامعه ای زنان که جزء شهروندان درجه دوم و حتی در ردیف حیوانات محسوب می شدند، از جایگاهی در شان و منزلت خود برخوردار نبودند. درباره جایگاه زن در عصر جاهلی دو دیدگاه وجود دارد:
الف)دیدگاهی که زنان را ناقص العقل دانسته و از حقوق متعددی چون ارث ، مالکیت و تصرف در مهریه و کسب علم و دانش محروم می داند. علاوه بر این زنده به گور شدن دختران در بدو تولد و عدم پوشش را از خصائص زن در عصر جاهلی می داند .
ب ) دیدگاهی که زن را دارای حقوق مالی و اجتماعی دانسته و قائل به وجود پوشش در زنان جاهلی است.
با ورود اسلام به جزیرة العرب وضعیت زنان بهبود یافت و دارای مقام و منزلتی بسیار ارزشمند در مقایسه با دوره جاهلیت شدند. زنده به گور کردن دختران تبدیل شد به بوسیدن دست آنان ، بانوان از حقوق مالی، اجتماعی و سیاسی برخوردار گشتند، عمل و کردار نیک هیچ انسانی نزد خداوند بدون اجر و پاداش نمی ماند خواه زن بود و یا مرد. این دو موجود نزد خداوند مساوی بودند، هیچ مردی بر زنی برتری نداشت مگر اینکه تقوایش بیشتر بود.
امیرالمومنین در ده مورد درباره زنان سخن گفته است در اکثر موارد منظور ایشان زنان عصر خویش است که جنگ جمل را راه انداختند. چنانکه مطلع هستیم ایشان بعد از جنگ جمل عایشه را با احترام تمام به مدینه فرستادند که حاکی از ارج و قرب بانوان در نزد ایشان است. در بررسی سیره عملی حضرت علی (ع) نسبت به زنان کوچترین اثری از تحقیر و تضعیف به چشم نمی خورد و رفتار ایشان با بانوان رفتاری است در اوج انسانیت.
به طور مثال اگر حضرت علی (ع)در نامه (31) از مشورت با زنان نهی نموده است، علت آنرا
سستی رأی بانوان بیان فرموده است. البته در جایی دیگر این مطلب تخصیص خورده و زنانی
که کمال عقلشان به اثبات رسیده است را شایسته طرف مشورت قرار گرفتن دانسته است.
چنانکه خداوند در قران کریم به مشورت حضرت شعیب(ع) با دخترشان در خصوص حضرت موسی (ع) اشاره نموده است. پیامبر اکرم (ص) هم که الگوی حضرت علی (ع) بودند نیز در موارد زیادی با بانوان مشورت می نمودند, از جمله در جریان انجام اعمال حج بعد از صلح حدیبیه با همسرش ام سلمه مشورت نمودند و طبق نظر وی عمل کردند. این در صورتی است که اعراب جاهلی زنان را شایسته طرف مشورت قرار گرفتن نمی دانستند و اگر هم در مواردی با آنان مشورت می نمودند با آنها مخالفت می کردند ، که جمله “شاوروهن و خالفوهن” ناظر بر این عقیده اعراب جاهلی است.

2- فرضیات (یا سئوالات پژوهشی)
الف )اعراب جاهلی برای زنان چه جایگاهی قائل بودند؟
ب) آیا حضرت عل(ع) برای زنان، حقوقی همچون حقوق مردان قائل بودند؟
ج) کدام یک از حقوق زنان در دوره جاهلیت مورد پذیرش دین اسلام واقع گردید؟
ز)آیا با ورود اسلام به جزیره العرب دیدگاه اعراب نسبت به زن تغییر یافت؟

3- هدف
هدف از اجرای این تحقیق شناخت باورها و افکار اعراب جاهلی در باره زنان است تا زمینه ای برای درک و فهم هر چه بهتر احکام و قوانین مربوط به زنان در اسلام فراهم آید. زیرا هر فرهنگ و آئین نو ظهوری ریشه در ارزشهای فرهنگ قبل از خود در دارد هیچ آئینی نوظهوری کاملا آئین پیشین را تخطئه نمی نماید. همچنین آشنایی با شخصیت واقعی زن در نهج البلاغه است که برای این منظور باید در ابتدا به قرآن مراجعه نمود. زیرا قرآن روح نهج البلاغه است و سپس توجه به مسائل و مناسبت های تاریخی را نباید نادیده انگاشت.

فصل اول
جایگاه زنان در دوران پیش از اسلام

1-1جایگاه زنان جاهلی در خانواده
زن در دوران جاهلیت از جایگاه خاصی برخوردار نبود. جز انجام دهنده کارهای منزل و پدید آورنده نسل بعدی ارزش دیگری برایش قائل نبودند. در میان برخی از قبایل عرب جاهلی با زنان همانند خدمتکاران خود رفتار می کردند، برخی دیگر چون کالایی آنها را به خرید و فروش میگذاشتند. به زنان در اکثر طوایف عرب جاهلی، ارثی تعلق نمیگرفت، گاهی به طور استثناء، تمامی اموال میّتی که دارای هیچ فرزند ذکوری نبود به دخترش تعلق می گرفت.3

1-1-1زن جاهلی در نقش مادر
زنان در محیط بدوی بسیار بیشتر از مردان کار می کردند، از جمله وظایف زنان در دوران جاهلی بدین قرار بود: تهیه غذا، دوشیدن شیر حیوانات، شستن لباسها، ریسیدن پشم حیوانات، مراقبت از کودکان و یکسری کارهای دیگری که مردان عصر جاهلی انجام آنرا شایسته مردان نمیدانستند، زیرا معتقد بودند که انجام این کارها سبب کسر شأن مردان است.4

1-1-2 زن جاهلی در نقش دختر
تولد دختران سبب شادی وشعف اعضای خانواده نبود، زیرا استحکام یک قبیله بستگی به تعداد مردانشان داشت. ( وجود تعداد زیاد دختران در یک قبیله بسیار دست و پا گیر بود. زیرا سبب ربوده شدن و یا فرار کردن با مرد مورد علاقهشان به قبایل دیگرو باعث ایجاد بیعفتی و ننگ برای قبیله خود میشدند.) تعلیم و تربیت دختران بر عهده مادرانشان بود، مادر وظیفه داشت، دخترش را با تجربیات گوناگونی که به صورت نسل به نسل به وی منتقل شده بود، آشنا سازد. اکثر دختران عصر جاهلی در سن کودکی، مجبور به انجام کارهای شاقّ و سخت منزل بودند. در موارد اندکی برخی از خانوادههای جاهلی دخترانشان را در سنین کودکی وادار به انجام کارهای منزل نمینمودند و به آنان مهلتی برای بزرگ شدن میدادند، یعنی هنگامیکه دختران این قبیل از خانوادههای نسبتاً شریف اعراب جاهلی، به سن قبل از ازدواج که حدود 9یا 10سالگی بود، میرسیدند؛ مادران شروع به آموزش دادن نحوه انجام کارهای منزل به دخترانشان، مینمودند.5 در عصر جاهلی حتی نوههاي پسري نيز بر نوههاي دختري برتري داشتند.6

1-1-3 زن جاهلی، مطیع بی چون و چرا
مردان، در عصر جاهلی، رئيس و سالار منزل و زنان فرمانبردار و مطيع آنان بودند. محدوده تسلط مردان بر زنان، تا جايى كه مىتوانست زنان را به رهن گـذاشته و يا به فروش برساند. در عربستان قبل از اسلام، قانون «سانا» رواج داشت. «سانا» قانونی بود که بر طبق آن، زن همیشه باید مطیع یک مرد باشد. اعراب عصر جاهلی، زن را موجودی ضعیف درنظر میگرفتند که حتماً بایستی یک مرد از وی حمایت نماید. در دوران خردسالی، پدر و برادر از وی حمایت مینمود و سپس در مراحل بعدی زندگی وی، شوهرش و در زمان فوت شوهر، دائی و اگر وی نبود، پسر عمو و پسرعمه وی مسئولیت حمایت از وی را برعهده داشتند. و اگر پسر زنی بالغ بود، این وظیفه را برعهده میگرفت.7
مردان قيّم طبيعي زن، مسئول تأمين نفقه و مخارج منزل بودند. زن میبايست از شوهرش اطاعت ميكرد، ماداميكه اوامر مرد مخالف شئون اخلاقي نبود.. اگر مردي دخترانش را زنده به گور ميکرد و يا اينكه پسرانش را ميکشت كسي وي را مورد مؤاخذه قرار نمیداد. حتي همسرش نيز با آن همه عواطف مادرى که خداوند در وجودش به ودیعه قرار داده است، حق نداشت مانع وي گردد، زيرا مرد يگانه صاحب اهل خانه بود. فرزندان حقّ هيچگونه اعتراض و مخالفتی نسبت با اوامر پدرشان را نداشتند؛ مگر اينكه فرزندي قويتر از پدرش بود، كه آنگاه حق با فرد قويتر بود.8

1-1-4 ارزش شير مادر در افکار جاهلی
اعراب براي شير مادر ارزش وتأثیر فراواني قائل بودند و سعي فراواني داشتند كه طفل شير مادرش را بنوشد. هرگاه مادري بنا به دلايلي قادر به شيردادن نوزادش نبود، طفل را به دايهاي از اقوام نزديك و يا زني سالم ميسپردند. زمانیکه اعراب قصد تعريف و تمجيد از كسي را داشتند از دايه فرد به نيكي ياد ميكردند. و چنین میگفتند: «نعمت المرضعة» و «نعمت المُرضعَة مُرضِعته» یعنی؛ احسنت بر كسيكه به تو شير داده و يا چه زن خوبي بوده كسيكه به تو شير داده است.9 هرگاه نیز قصد داشتند از كسي به بدي ياد كنند، چنین ميگفتند: «بئست المرضعة مرضعته» چه فرد بدی بوده كسيكه به او شير داده است. 10
این سخن كنايهاي جهت نشان دادن تأثير شير مادر بر فرزندان بود. اعراب جاهلی هرگاه قصد سخن گفتن از امارت و حكمراني را داشتند چنین ميگفتند: «نعمت المُرضعَة وبئسَت الفاطمة» چه مادر خوبي و چه فرزند بدي، يعني امارت و حكومت همه اختيارات به حاكم داده است ولي حاكم به شكل بدي از آن بهره برده است. اعراب جاهلی بر اساس اعتقادشان به تأثیر شیر مادر بر نوزاد، به مسئله دايگي بسیار اهميت ميدادند، به خصوص اگر يكي از كودكان رضاعي جزء خانوادههاي برتر و شريف در ميان اعراب بود به همشيرگي با وي افتخار مي كردند.11
با وجودیکه خود زن در عصر جاهلی، موجودی بسیار کم ارزشتر از مرد و تقریباً در سطح حیوانات، به حساب میآمد، ولی برای شیر وی ارزشی هنگفت قائل بودند. بنابراین شاید بتوان گفت که مردان در عصر جاهلی نیز به ارزش و اهمیت زنان در زندگی پی برده بودند و فقط جهت ادامه مردسالاری و تسلّط بیچون و چرایشان بر زنان، آنان را محترم نمیشمردند، تا مبادا از پی احترام به آنان، موقعیتشان در خانواده و اجتماع، متزلزل گردد.

1-1-5 زن جاهلی مقهور قدرت جسمانی مرد
همانگونه که ذکر گردید، مردان در عصر جاهلي به اقتضاي قوت جسماني بيشتر و مقاومت زيادشان دربرابر موانع طبيعي وخطرات موجود در اجتماع، سرور و رئيس خانواده به شمار میرفتند، که این برتري جسماني مردان، سبب ناديده گرفتن حقوق زنان شده بود.12 از جمله كارهايي كه مردان عرب خويشتن را مجاز به انجام آن ميدانستند منع زنان از ارث بردن و لذت بردن از لذایذی همچون استمتاع از خمر و غيره در زندگي بود.13
همچنين مفاهيمي چون عدل و حق بر اساس قوت و نيروي بدني برتر تعبیر میشد، یعنی همیشه حق و عدالت با کسی بود که از لحاظ بدنی برتر بود و از قبَل همين نكته، حقوق زنان، دختران، كودكان و مردان عاجز و ناتوان ناديده گرفته می شد.14 حتي اگر مردان قوي علاقمند به زني متأهل مي شدند، با زور وی را بدست مي آوردند، زيرا طبق قانون جاهلي هميشه حق با فرد قوي بود.15

1-1-6 سرکوب میل جنسی زنان جاهلی
برخي از اعراب، اقدام به ختنه دختران خويش مینموده تا از اين طريق، ميل جنسي آنان را كنترل نمايند. در اصل، ختنه دختران كاري نكوهيده و نادرست به حساب ميآمد و تا نسلهاي متمادي فرد ختنه كننده دختران، مورد نكوهش بود.16
در سيره ائمه اطهار(ع) نيز به عدم وجوب ختنه در موارى دختران اشاره شده است:
محمد بن يعقوب، عن عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمد، عن الحسين بن سعيد، عن بعض أصحابه، عن عبدالله بن سنان ، عن أبي عبدالله ( عليه السلام ) قال : الختان سنة في الرجال ، ومَكرُمة في النساء.
ازمحمد بن يعقوب، از عدهای امامیه، از أحمد بن محمد، از حسين بن سعيد، از بعض أصحابه، از عبدالله بن سنان، عن أبي عبدالله ( عليه السلام ) نقل شده است که ایشان فرمودند: ختنه سنتی است که درمورد مردان صورت میگیرد و بر زنان واجب نیست.

1-2حق حضانت کودکان
اعراب جاهلی معتقد بودند حق که سرپرستی و حضانت کودکان در ابتدا متعلق به پدرش است، و پس از فوت پدر، عمو و خانواده پدری کودکان بر دیگران مقدم هستند. این حکم و اعتقاد اعراب جاهلی، برگرفته از این عقیده بود که فقط پدر در پيدايش فرزندان موثر است. قابل ذکر است که دادن حق حضانت کودکان یتیم به عموها گاهی ممكن بود سبب ایجاد منازعه و مخاصمهاي بين عموزادهها بر سر تقسیم ارث گردد.17

1-3 افتخار به پسران
اعراب از تولّد نوزاد پسر، بسيار خوشحال شده و از تولد نوزاد دختر غمگين و ملول میگشتند. هنگام تولّد پسران وليمه ميدادند و كثرت پسران را مايه فخر و مباهات خویش ميدانستند. به همین دلیل اگر داماد از اقوام و نزديکان عروس بود، عروس را با دعاي زايمان راحت، دارا بودن پسران فراوان و پيدايش نسل متعدد و جاويدان از وی، به سوی منزل داماد بدرقه ميكردند و اگر داماد از قبيلهاي ديگر بود چنين دعايي در حق عروس انجام نميکردند.18

1-4زن در افکار عمومی جاهلیت
برخی از علمای لغت، از کنایاتی که اعراب جاهلی درباره زنانشان به کار میبردند، چنین یاد می کنند: «السُعلاة: العَجائِز والخِيل، وقيل السعالي: النِساءُ الصاخِباتَ البَذيئاتَ»: «سعالی» به زنان عاجز و مسن، اطلاق میشد و همچنین به زنان زشت چهره، بدخلق و دشنام دهنده، «سعالی» گفته میشد. همچنین اعراب با کنایاتی از جمله؛ کفش، خانه، بز، گوسفند، گل خوشبو و غیره از زنان نام میبردند.19

1-5 یادگیری علم توسط دختران جاهلی
در برخی از کتب تاریخی و سنّت چنین آمده است که: «الشِفاء العَدَویّه» زنی از قبیله «بن عدن» بود، نسبت به کتاب خداوند آگاهی داشت، وی در دوران جاهلیت به دختران آموزش میداد.20 طبق سخن فوق، به احتمال قوی، تعلیم و تربیت دختران در میان اندکی از خانوادههای شریفتر و دارای تمکن مالی بالاتر در عصر جاهلی، وجود داشته است، که مربوط به زمان نزدیک به عصر نزول است. زیرا در برخی از کتب تاریخی از زنان باسواد در صدر اسلام نام میبرند که در زمان تشرفشان به دین اسلام خواندن و یا نوشتن میدانستند.21

1-6 زن جاهلی و خودآرایی
زنان شهرنشين بيشتر از زنان باديه نشين به خودآرايي و تجمل ميپرداختند و داراي برخي از لوازم زينتي، تجمّلي و لباسهايي بودند كه زنان باديهنشين از داشتن آنان، محروم بودند. بيشك زناني كه از لحاظ مالي غنيتر و به سرزمين عجم نزديك بودند، از نظر زينت و بوي خوش با زنان فقير و يا زنان باديهنشين تفاوت زیادی داشتند.22زنان عرب به اندازه امكاناتشان به آراستن خويش ميپرداختند، تا بدين وسيله زيبايي و جمال خويش را نشان دهند.23 زنان ثروتمند عرب از عطرها و بوهاي خوش، جهت خوش بو ساختن لباس و بدنشان به مقدار زیاد استفاده مي كردند.24 در عصر اسلامی آیه تبرج درباره اینگونه از زنان نازل گشت. « وَ قَرِن فِی بُیُوتِکُنَّ ولاتَبَرجنَّ تَبرّج الجاهِليّة الأولى…»25
در خانههایتان بمانید و همچون دوران جاهلیت به خودآرائی نپردازید.

1-7 زن جاهلی در مراسم عزاداری
اگر شوهر زنی فوت میکرد، آن زن مجبور بود یکسال تمام را عزاداری میکرد و در طی این یکسال حق پوشیدن هیچگونه لباس نو و تازه و استعمال لوازم آرایشی و عطر را نداشت. پس از پایان یافتن مدت عزاداری، زن از منزلش بیرون آمده و سنگ یا کلوخی را به نشانه اتمام عزاداری پرتاب می نمود، سپس زندگی طبیعی خویش را آغاز میکرد.26 موي زنان نزد اعراب جاهلی شیء بسيار مهم و با ارزشی بود. زنان عرب در نگهداري آن بسيار تلاش کرده و هرگز موهايشان را نميتراشيدند، تا اينكه خودش بريزد و يا اينكه براي نشان دادن شدت حزن و ناراحتي خويش از فوت یکی از عزيزانشان، تمام موهاي سرشان را كوتاه کرده و بر سر خويش خاك و خاكستر ميريختند؛ به اين زنان «الحالِقَة» ميگفتند، اين رفتارها از زنان سبب بكار بردن لفظ «الحالِقَه» به عنوان ضرب المثلي در زمان شومي و ناراحتي شده بود؛ كه این افراد، در عصر اسلامی، توسط «رسول اکرم» (ص) لعن شدند.27 در حدیث نیز به این موضوع اشاره شده است: «ولَعَن رسول الله صلى الله عليه وسلَّمَ من النِّساءَ الحالِقَةَ والخارِقَةَ والسّالِقَةَ فالحالقَةُ وفي حَدِيث آخَرَ : ليسَ مِنّا من سلَق أو حَلَق أَو خَرَقَ.» 28
رسول خدا(ص) زنانی که در هنگام مصیبتها موی سرشان را می تراشیدند و در زمان مرگ عزیزانشان با صدای بند به عزاداری میپرداختند را لعن نمود همچنین در حدیث دیگری فرمودند: از ما نیست کسیکه با صدای بلند به عزاداری بپردازد، موی سرش را بتراشد و خرق عادت نماید. در شعر «الخنساء» نیز به این موضوع ا شاره شده است:
ولكني رأيت الصبر خيراً … من النعلين والرأس الحليق29
صبر را از تراشیدن موهایم و بیشکیبی و کوبیدن نعلین بر سرم، زیباتر یافتم.
در اصل، زنان در مواقع رويدادن مصيبتها سر خويش را تراشيده و با نعلين بر سر خود مي زدند، به همين سبب حالقه عبارتي جهت شومي و بديمني بود.30
1-8 اشعار زنان جاهلی در جنگ
سرودن اشعار توسط زنان عرب سبب افزوده شدن شجاعت مردانشان گشته وتأثير بسزايي بر نتايج جنگهاي عصر جاهلي داشت. هرگاه زمان جنگ فرا ميرسيد، برخي از قبايل عرب جهت تقويت روحيه جنگي مبارزان خویش، زنان را همراه خويش به ميدان نبرد برده و چنان ميجنگيدند، تا پيروز گردند.31 «زنان عرب مانند زنان یونانی، مخلوقات بدبختی نبودند، آنها رزمندگان را تا میدان نبرد همراهی می کردند و در آنها روح دلاوری و قهرمانی می دمیدند. و سلحشوران در حالی که ستایشهای خواهر، و یا معشوق خود را ترنّم می کردند به صحنه نبرد یورش می بردند. والاترین جائزه دلاوری آنها پاداشی بود که از معشوقکان خود دریافت می کردند.»32

1-9 قانون ازدواج و طلاق
در دوران جاهليت سنّت و يا قانون خاصي جهت ازدواج و طلاق وجود نداشت وقوانين ازدواج و طلاق در هر قسمت از شبه جزيره با توجه به اوضاع اجتماعي، اقتصادي، دوري و نزديكي به كشورهاي مجاور متفاوت بود.33 طبق رسوم جاهلی عقد ازدواج در دستان وليّ دختر بود و توافق برای ازدواج بدون مشورت با دختران صورت میگرفت،34 و در جامعه آن روز شایسته نبود که دختری با نظر پدرش مخالفت نماید. این موضوع در میان خانوادههای شریف و مهم تر و يا خانوادههايي كه فقط يك يا دو دختر بيشتر نداشتند، متفاوت بود؛ یعنی دختر قادر به رد یا قبول نظر ولی خویش بود. چنانچه برخی از زنان با خواستگارانشان چنین شرط میگذاشتند که حق طلاق در دستان آنان باشد؛ اگر خواستند در نزد شوهرشان بمانند و اگر متمایل به وی نبودند از او جدا گردند. داشتن چنین حقّی (حق طلاق) مربوط به ارزش و مقام اجتماعی زنان، بستگی داشت. از جمله این زنان می توان به «سلمى بنت عمرو بن زيد بن لبيد بن خداش» اشاره نمود که مادر «عبدالمطلّب بن هاشم بن عبد مناف» بود و همچنین «فاطمة بنت الخرشب الأنمارية» که امّ الكَمَلة من بني عبس بود.35
مشهور است كه «امّ خارجه؛ عمرة بنت سعد بن عبد الله بن قداد بن ثعلبة بن معاوية بن زيد بن الغوث بن أنمار» شرط كرده بود كه حق طلاق در دست خودش باشد؛ به همین دلیل وی بسیار سريع ازدواج ميكرد و طلاق ميگرفت، به گونهای که ازدواج و طلاق وی ضرب المثل شده بود؛ «أسرع من نكاح أم خارجة» همانطور كه مردان عرب بسيار ازدواج ميكردند. برخي از زنان عرب نيز وجود داشتند كه دفعات زیادی، اقدام به ازدواج مینمودند؛ که یکی از دلایل تعدّد ازدواج زنان داشتن حق طلاق در دستان زنان بود.36
براي ازدواج با يك دختر جوان، عموزادهها بر ديگران مقدم بودند. هرگاه مردي قصد داشت اقدام به خواستگاري دختري نمايد، در ابتدا از وجود عموزاده های دختر و تمايلشان به وصلت با دختر عمويشان سؤال مينمود. فقط زمانيكه دختري عموزاده نداشت و يا اينكه عموزاده وي تمايل و گرايشي به ازدواج با وي را نداشت، فردي ديگر اجازه خواستگاري و ازدواج با وي را مییافت. گاهي ممكن بود وليّ دختر، برای جلوگیری از ازدواج فرزند خویش با برادرزادهاش، كوچک و کم سنّ بودن دخترش را مانع ازدواج آنان بداند، كه دراين صورت عموزاده مدتي به انتظار بزرگ شدن دختر عمويش ميماند؛ و زمانيكه پي به عدم رغبت خانواده دختر ميبرد دست به دعوا، منازعه و خصومت ميزد.37 گاهی در صورت عدم رضايت وليّ دختر و اصرار والدين پسر بر آن وصلت، خانواده دختر مجبور به ترك آن مكان ميگشتند و براي هميشه جهت زندگي كردن، به مكاني ديگر نقل مكان مينمودند.38
اعراب براي حفظ نسل و پاكي نسلهايشان از ازدواج با بيگانگان كراهت داشتند. عرف جامعه جاهلي بر اين بود كه جهت ازدواج، اقوام نزديك دختران، مقدم بر اقوام دورشان بودند، به دلیل وجود تعداد کثیری از ازدواجهای فامیلی، تعدادي از كودكان اعراب جاهلی ضعيف و بيمار ميشدند. اين سخن پیامبر(ص) نشان از وجود چنین ازدواجهایی در عصر جاهلی و عصر نزول وحی است. «اِغتَرِبوُا وَلا تَضُووا»39 يعني ازدواج با اقوام نزديك سبب ضعف جسماني فرزندان ميگردد.

1-9-1تأثیر طبقه اجتماعی بر ازدواجهای جاهلی
یکی از قوانین حکمفرما بر ازدواجهای دوران جاهلی بدین صورت بود که؛ هر مردی فقط مجاز به وصلت با دختران هم سطح خویش بود و اجازه ازدواج با دخترانی از سطح پایینتر را نداشت؛ همچنین هر فردی از طبقات پائین جامعه نیز، فقط مجاز به ازدواج با دخترانی از خانواده فقرا بود. غیر ممکن بود مردی از طبقات بالا با دختری از طبقه پایین ازدواج کند و بدون شک مرد شریف و ثروتمند نمیتوانست با دختر مردی نجّار و یا مردی که صاحب حرفه و شغلهای یدوی بود، ازدواج نماید زیرا در جامعه جاهلی چنین حرفههایی را مخصوص بردگان میدانستند.40

1-9-2 شرایط اساسی ازدواج دختران جاهلی
علاوه بر موارد مذکور، در میان اعراب جاهلی، شرایط دیگری جهت ازدواج وجود داشت که توجه به شرایط جسمانی دختران مهمترین شرط ازدواج بود؛ و مهمترین شرایط جسمانی دختران در داشتن بکارت و سنّ کم و بهره مندی از زیبائی چهره بود، که به توضیح هر کدام از این شرایط میپردازیم.

1-9-2-1 بكارت وکم سن بودن
اعراب عصر جاهلي، راغب به ازدواج با دختران باكره كم سن و سال بودند. بكارت از جمله شرايط اصلي در يك ازدواج بود. اگر دختري بنا به هر دلیلی بكارت خويش را از دست ميداد، سبب ننگ خانواده خويش به حساب آمده و راهي بجز كشتن و قتل وي براي خانوادهاش باقي نميماند. البته درباره زنان بيوه، بكارت جزء شروط ازدواج نبود، فقط هر زن بيوهاي كه جوانتر بود، سريعتر ازدواج مي كرد. در میان اعراب جاهلی جالب و شايسته نبود كه مرد جواني با زني ازدواج كند كه بكارتش را به مرد ديگري داده است، بنابراین، هر زني كه بيوه ميشد، فقط مردان بيوه پيشنهاد ازدواج به وی ميدادند.41

1-9-2-2 زیبايي چهره
مردان عرب، متمايل به ازدواج با زنان زيباروئی بودند كه از زيبايي صورت، جسم و اندام، بهرهاي برده باشند؛ البته گاهي هم مرداني یافت میشدند كه متمایل ازدواج با زناني بودند که دارای صفت حسن خلق باشند، تا به دلیل دارا بودن این خصلت، قادر به تربيت فرزندان و توجه وافر به امور منزل باشد.42

1-9-3طلاق در جاهلیت
در عصر جاهلیت انواع گوناگونی از طلاق رواج داشت، مانند ظهار، ضرار و ایلاء ؛ همچنین، هنگامیکه مردی از همسرش ناراضی بود، در خیمه وی را تکان میداد که این عمل وی، علامتی جهت تمایل به طلاق دادن همسرش بود. زن درهنگام وقوع این عمل از ناحیه شوهرش، مشخص مینمود که قصد ماندن در منزل همسرش و یا قصد ترک وی را دارد. گونهای دیگر از طلاق وجود داشت که در حین عقد ازدواج مشخص میشد، بدین صورت که برخی از دخترانی که از طبقات بالای جامعه بودند برای خویش داشتنن حق طلاق را معیّن می کردند. به طور مثال «سلمه بنت عمرو» که از اهالی مدینه و همسر نجّار بود، با قبول شرایطی با وی ازدواج کرد که از جمله اینها داشتن حق جدایی از همسرش بود.43

1-10 انواع ازدواجهاي مرسوم در جاهليت
ازدواج معمول و رايج ميان اعراب همان ازدواجي است كه امروزه ميان مردم رايج است.44 در انواع ازدواجهای انجام شده در عصر جاهلی، کاملاً تأثیرسیستم مردسالاری نمايان است. زن در عصر جاهلی کاملاً تحت سلطه و انقیاد مرد بود به گونه ای که شوهر زن، این حق را داشت که در صورت تمایل، همسرش وی را درون بستر مردی دیگر قرار دهد. اینگونه از ازدواج نه تنها سبب ننگ اعراب نبود، بلکه عاملی جهت احترام گذاشتن به فردی دیگر و یا پروراندن کودکی نجیب به حساب میآمد.
هرگاه به بررسی اشعار جاهلی میپردازیم متوجه میشویم که اکثر اشعار باقیمانده از دوران جاهلیت، مربوط به ازدواج و زنان است.45 که احتمال دارد حاکی از وجود تعداد کثیر ازدواجها و اهمیت این امر در زندگانی اعراب باشد. اکثر ازدواجهای مرسوم و رایج در عصر جاهلی، ازدواج دختر عمو با پسر عمو بود. این نوع از ادواج به حدّی رواج داشت که کلمه «پسر عمو» مترادف با شوهر و کلمه «دختر عمو» مترادف با همسر، استعمال میگشت. زندگی قبیلهای، اعراب را مجبور به ازدواجهای درون قبیلهای نموده بود.46

1-10-1 نكاح المقت
«nikah al – makt» یکی از قوانین ازدواج که اعراب جاهلی، بسیار به آن معتقد و پایبند بودند، عدم ازدواج میان محارم بود، یعنی در عصر جاهلی كليه ازدواجهاي ميان محارم ممنوع بود، بجز ازدواج پسر ارشد متوفی با بیوه پدرش که در عصر جاهلی دارای طرفداران زیادی بود، به اين ازدواج «نكاح المقت» میگفتند.47 پسر



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید