منشوراخلاق پژوهش
بایاری از خداوند سبحان و اعتقاد به این که عالم محضرخداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش وپژوهش، و نظر به اهمیت جایگاه دانشگاه دراعتلای فرهنگ و تمدن بشری، ما دانشجویان واحدهای دانشگاه آزاداسلامی متعهد میگردیم اصول زیر را در انجام فعالیت های پژوهشی مد نظر قرار داده و از آن تحظی نکنیم:
1-اصل برائت : التزام به برائت جوئی ازهرگونه رفتار غیرحرفه ای واعلام موضع نسبت به کسانیکه حوزه علم وپژوهش را به شائبه های غیرعلمی می آلایند.
2- اصل رعایت انصاف وامانت : تعهد به اجتناب ازهرگونه جانب داری غیرعلمی وحفاظت ازاموال،تجهیزات ومنابع دراختیار.
3- اصل ترویج : تعهد به رواج دانش واشاعه نتایج تحقیقات وانتقال آن له همکاران علمی ودانشجویان به غیرازمواردی که منع قانونی دارد.
4- اصل احترام : تعهد به رعایت حریم هاوحرمت هادرانجام تحقیقات ورعایت جانب نقدوخودداری ازهرگونه حرمت شکنی.
5- اصل رعایت حقوق : التزام به رعایت کامل حقوق پژوهشگران وپژوهیدگان(انسان،حیوان ونبات)وسایرصاحبان حق.
6-اصل رازداری : تعهد به صیانت ازاسرار واطلاعات محرمانه افراد، سازمان ها و کشور وکلیه افراد ونهادهای مرتبط با تحقیق.
7-اصل حقیقت جویی : تلاش در راستای پی جویی حقیقت و وفاداری به آن و دوری از هرگونه پنهان سازی حقیقت.
8-اصل مالکیت مادی ومعنوی : تعهد به رعایت کامل حقوق مادی ومعنوی دانشگاه وکلیه همکاران پژوهش.
9-اصل منافع ملی : تعهد به رعایت مصالح ملی و در نظرداشتن پیشبرد توسعه درکلیه مراحل پژوهش.
دانشگاه آزاداسلامي
واحددامغان
دانشکده حقوق
پايان نامه برای دريافت درجه کارشناسی ارشد در رشته الهيات ومعارف اسلامی
گرايش فقه ومبانی حقوق اسلامی
عنوان
بررسي حقوق و تربيت كودك از نظر فقه و علوم تربيتي
استاد راهنما
دکتر مرتضی براتی
دانشجو:
عليرضا عباس آبادی
مرداد:1393
سپاسگزاری
خداوندا تو را سپاس می گویم كه ما را به راه حق وحقيقت هدايت نمودي و پيامبران و امامان را براي ما بر انگيختي تا بوسيله تعليم و تربيتشان به هدف آفرينش نائل آئيم، و تو را شكر مي گويم كه توفيق نصيبم نمودي تا بتوانم درزمينه حقوق کودکان نسبت به والدین در فقه و علوم تربيتي ،موضوعي كه يكي از مسائل با اهميت خانواده ها و جوامع در گذشته و بويژه در عصر حاضر بوده و توجه دانشمندان علوم انساني را به خود جلب نموده تحقیق کنم. تشكر مينمايم از استادان بزرگوار، جناب آقاي دكتر مرتضی براتی استاد راهنما ، جناب آقاي دكتر ذوالفقاری،جناب آقای دکتر باقی زاده و همکار گرامیم جناب آقای علی نقابی كه در اين راه كمك و راهنما و هدايتگر ما بودند .
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده1
مقدمه2
سوالات تحقیق………………………………………………………………………………………………………………………………4
فرضیات تحقیق …………………………………………………………………………………………………………………………..5
بيان مسئله6
ضرورت انجام تحقيق7
اهداف تحقيق8
پيشينه تحقيق9
روش انجام تحقیق10
قالب بندی …………………………………………………………………………………………………………………………………11
فصل اول:مباحث نظری ………………………………………………………………………………………………………..12
1-1-مقدمه13
1-1-1- معناي لغوی حق13
1-1-2- معناي اصطلاحي حق :13
1-1-3 – رابطه حق و تکلیف14
1-1-4 – معنا و مفهوم تربیت16
1-2- تعریف و خصوصیات کودک23
1-2-1-تعریف لغوی و اصطلاحی کودک23
1-2-2- خصوصیات دوره شیرخوارگی24
1-2-3- خصوصیات دوره کودکستانی (پیش دبستانی )26
1-2-4- خصوصیات دوره دبستانی29
1-3-عوامل موثر رشد قبل از تولد33
1-3-1- وراثت33
1-3-2- محیط قبل از تولد36
1-3-2-1-اسلام و وراثت37
1-3-2-2-وراثت های نامطلوب38
1-3-3 – اضطراب مادر42
1-3-4- سن مادر43
1-3-5- تغذیه44
1-3-6- داروها48
1-3-7- بیماری ها و اختلالات مادر49
1-3-8- عامل ارهاش RH49
فصل دوم:مراحل رشد وتربیت کودک در اسلام وعلوم تربیتی………………………………………… 50
2- 1- مراحل رشد قبل از تولد از نظر اسلام و علوم تربيتي51
2-1-1-مراحل رشدکمی وکیفی کودک قبل ازتولد دراسلام وعلوم تربیتی51
2- 1- 2-رشد از نظر دانشمندان علوم تربيتي55
2-1-3-مراحل رشد قبل از تولد56
2-1-3-1- مرحله زيگوت (از باروري تا سه هفته)56
2-1-3-2- مرحله روياني از 2 تا 8 هفته57
2-1-3-3- مرحله جنيني ( از هفته هشتم تا تولد )59
2-2- مراحل رشد بعد از تولد و روش تربيت كودك در هر مرحله60
2-2-1-رشد از سه تا هفت سالگي60
2-2-2-رشد دندان ها و اهميت دندانهاي شيري61
2-2-3-آموزش بهداشت دهان و دندان62
2-2-4-رشد گويايي63
2-2-5-الگوي رشد زبان63
2-2-6- عوامل موثر در رشد گويايي64
2-3-دوران كودكي67
2-3-1- شكوفايي استعدادهاي نهفته در كودك68
2-3-2- مهيا شدن كودك براي دوران اطاعت68
2-3-3- اعتماد كودك به پدر و مادر68
2-3-4- آرامش روحي و رواني كودك در دوران‌هاي بعدي69
2-3-5- ايجاد روحيه اعتماد به نفس و پرورش شخصيتي مستقل69
فصل سوم: عوامل موثر بر رشد وتربیت بعد از تولد………………………………………………………… 71
3-1- خانواده72
3-1-1-ویژگی های یک پدر خوب و نقش آن73
3-2-مسئولیت های پدر ومادر74
3-2-1 – مسئولیت پدر بودن74
3-2-2-پدر از دیدگاه کودک75
3-2-3-خطرات سوء عملکرد پدر75
3-2-4-توجه به نقش مادر76
3-2-5-مسئولیت مادر در قبال فرزند77
3-2-6 – مسئولیت های پدر و مادر79
3-2-7-فرزند از نظر روایات80
3-2-8 -تاثیر و نقش دوستان در تربیت کودک82
3-2-9-وظیفه مهم والدین نسبت به دوستی های فرزندان83
3-2-10 – نقش و تاثیر مدرسه در تربیت کودک85
فصل چهارم: حقوق کودک و مبانی فقهی آن …………………………………………………………………….87
4-1 – حقوق کودک پس از تولد تا روز هفتم88
4-1-1- استحباب اذان واقامه88
4-1-2 – کام برداشتن (تحنیک)89
4-1-3 – نامگذاری وکنیه90
4-1-4-ختنه وفوائد بهداشتی آن94
4-1-5 -عقیقه و فوائد آن96
4-1-6 – تراشیدن سر100
4-1-7 – دعا برای فرزند101
4-1-8-تعلیم وتربیت کودک102
4-2- تغذیه کودک104
4-2-1- شیر مادر105
4-2-2-فوائد شیر مادر106
4-2-3 – شیر دادن عبادتی بزرگ109
4-2-4- شیر دادنی که علت محرم شدن است111
4-2-5- کسانی که به علت شیر دادن محرم می شوند112
4-2-6- مدت زمان شیرخوارگی112
4-3-حضانت113
4-3-1- معنای حضانت و روایات وارده در این خصوص113
4-3-2- روایات در زمینه حضانت کودک114
4-3-3-حضانت کودک در قانون مدنی115
4-3-4- چرا حضانت هم حق و هم تکلیف است؟116
4-3-5- حق ملاقات با کودک117
4-3-6-اثر حضانت118
4-3-7-پایان حضانت118
4-4- نفقه118
4-4-1- معنی لغوی نفقه119
4-4-2- معنی اصطلاحی نفقه119
4-4-3- حکم نفقه فرزند نامشروع121
4-4-4- سن بلوغ از دیدگاه فقها122
4-4-5- سن بلوغ از دیدگاه قرآن123
4-4-6- سن بلوغ از دیدگاه احادیث125
فصل پنجم: تنبیه ،تعزیر و تادیب کودک از منظر فقه ………………………………………………………126
تنبيه ، تعزیر وتأدیب کودک از منظر فقه126
5-1- مفاهیم و تعاریف127
5-2- حکم اولیه و ثانویه تنبیه کودک128
5-3- موارد حکم ثانویه تنبیه کودک130
5-4- موارد تعزیر و تأدیب کودک135
5-5- ولایت بر تعزیر و تأدیب کودک137
5-6- حکم تعزیر و تأدیب کودک139
5-7- شرایط تعزیر کودک141
فصل ششم:مسئولیت کیفری اطفال از دیدگاه فقهی وحقوق ……………………………………………147
6-1- مقدمه148
6-2- بلوغ و علائم آن151
6-2-1- بلوغ از نظر فقهی151
6-2-2- بلوغ از نظر روانشناسی152
6-3- تغییرات اساسی درباره مجازات کودکان واطفال154
6-4- تفاوت قانون مجازات قبلی با قانون فعلی155
6-5- مسئولیت کیفری کودکان در قانون جدید مجازات اسلامی156
6-6- حدود مسؤولیت كودكان بزهكار157
6-7- سن مسؤولیت كیفری در قرآن158
6-8- سن مسئولیت كیفری در سُنّت159
6-9- سن مسؤولیت كیفری در روایات رسیده از پیامبر اكرم (ص)160
6-10- سن مسؤولیت كیفری در احادیث امامان معصوم علیهم‏السلام160
6-11- سن مسؤولیت كیفری از نظر فقها164
نتيجه‌گيري166
فهرست منابع……………………………………………………………………………………………………………………………………. 168
چکیده انگلیسی……………………………………………………………………………………………………………………………………172
چکیده
آنچه در این تحقیق گردآوری شده است بررسي مختصري دربارة حقوق و تربيت كودك با استفاده از منابع اصلي فقهی و حقوق اسلامي و همچنين كتب علوم تربيتي که توسط روانشناسان و نویسندگان معروف به رشته تحریر درآمده است. به موضوعاتی پرداخته شده که آگاهی از آن حقوق، توسط والدین و مربیان نقش مهمی در پرورش روح ، جسم وجان فرزندان داشته باشد وباعمل به آن بسیاری از مشکلات تربیتی ، اخلاقی و مفاسد اجتماعی از بین خواهد رفت چون کودکان امروز سازندگان جامعه فردا و پدران و مادران نسلهای آینده هستند که باید در تربیت اسلامی این نسل کوشا باشیم همچنین عوامل موثررشد قبل از تولد که عبارتند از وراثت ،محیط قبل از تولد ، اضطراب مادر ، سن مادر ، تغذیه ،داروها وبیماریها واختلالاتی که ممکن است مادر به آن دچار شود.همچنین مراحل رشد و تربیت کودک در اسلام و علوم تربیتی کدامند .برای رشد کودک عواملی موثر میباشد که از جمله خانواده، پدر ومادر ،دوستان و مدرسه از ی این عوامل میباشند که نقش مهمی در رشد کودک ایفا می کنند.از جمله حقوق کودک پس از تولد تا روز هفتم از نظر فقهی اسحباب اذان واقامه ، کام برداشتن ، نامگذاری و کنیه ، ختنه ،عقیقه ،تراشیدن سراز موارد مهمی می باشد. حضانت و روایاتی که درباره پرورش وپرستاری کودک آمده،و همچنین به مواردی از قانون مدنی که در رابطه باحضانت می باشد .کودک بعد از تولد تا زمان رسیدن به سن بلوغ نفقه اش بر والدین و اجداد واجب میباشد قاعده عمومی در تنبیه کودک حرمت است وتنها در شرایطی خاص این قاعده عموما استثناءمی پذیرد. موارد استثناء تنبیه کودک تحت دو عنوان کلی تعزیر و تادیب می باشد و تربیت براساس موازین قرآن کریم بر پایه دو اصل کلی خوف ورجاءشکل می یابد در امر تربیت کودک ،تنبیه او از مهمترین مظاهر اصل خوف محسوب می شود .مسئولیت کیفری اطفال از دیدگاه فقهی و حقوقی موضوعی است که از چالش برانگیز ترین مسائل روزدنیا ست .کودکان سرمایه جامعه هستند. از جمله ارکان مسئولیت کیفری عقل و شعور،ادراک واراده ، اختیار ،تقصیر وقصد هستند که فقدان هریک موجب رفع مسئولیت خواهد بود و همچنین در قانون مجازات اسلامی جنون، خواب ومستی ،اجبار ، واکراه ، اشتباه و صغر سن از موارد رفع مسئولیت کیفری می باشند.
كليد واژه‌ها: کودک، فقه، حقوق، والدين، تربيت، نفقه.
مقدمه
در این دنیای پرغوغای کنونی که جامعه به عرصه پیکاری جهت دست یافتن هر چه بیشتر به امور مادی تبدیل شده است ، بسیاری از افراد آن ، تمام همت ، تلاش و فکر خود را در این میدان جنگ و گریز صرف پیروزی می کنند تا با غلبه بر دیگری ، مردار دنیا را تصاحب کنند .
اما در پس آن هیاهو و در میان جامعه اسلامی پدران و مادران موحد و خداجویی هستند که دل در گرو تربیت فرزند صالح سپرده اند .
خوشحالی یا بدحالی ، بهروزی یا سیه روزی هر یک از انسان ها در گرو « تربیت » است و این مهم به عواملی همچون ساختار فرهنگی خانواده ( پدر و مادر ، برادر ، خواهر و دیگر بستگان سببی و نسبی ) محیط آموزشی ، محیط زندگی ، محیط کار ، حاکمیت سیاسی کشور وکم و کیف تعلیمات بستگی دارد . این عوامل با یکدیگر ارتباط طولی و تکمیلی دارند و در عین حال می توانند همدیگر را خنثی یا تخریب کنند به هر جهت همه این عوامل به نوعی در قبال انسان و تعلیم و تربیت او مسئولند و در این میان مسئولیت پدر و مادر نسبت به فرزند بیشتر است ومهمتر .
از ویژگی های مسئولیت پدر ومادر ، شمول و پیوستگی آن در طول دوره زندگی فرزند است که گستره آن ، دوره قبل از تولد فرزند یعنی مرحله همسر گزینی ، مقدمات انعقاد نطفه ، مرحله آمیزش ، دوران بارداری ، مرحله زایمان و نیز دوره کودکی ، نوجوانی ، جوانی ، مرحله تزویج فرزند و نظارت و هدایت پس از تزویج را در برمیگیرد . در میان مراحل و دوره های گفته شده ، دوره قبل از تولد ، از حساسیت بسیار زیادی برخوردار است و همچون خشت اول ساختمان خواهد بود که اگر کج نهاده شود ، ساختمان را دچار آسیب جدی می کند و اصلاح چنین ساختمانی ، بسیار طاقت فرسا و مشقت بار است ، اگر نگوییم ناشدنی و چه بسا غیرقابل جبران خواهد بود ، مثل اینکه فرزند ، کور یا لال یا … به دنیا بیاید . بنابراین اولین و مهمترین مسئولیت تربیت فرزند،هم از لحاظ زمانی و هم ازلحاظ رتبه،برعهده پدر ومادر است تا از ابتدایی ترین لحظه ممکن ، نسبت به تربیت فرزندی سالم ، شایسته و مفید اهتمام ورزند ، و به فکر فرزندانی فرمانبردار و خداترس باشند .
که حضرت علی (علیه السلام) در این مورد فرموده است : « از پروردگارم فرزندانی خوش سیما و خوش قامت نخواستم ، از او فرزندانی فرمانبردار و خداترس خواستم . »
برای رسیدن به این منظور علاوه بر تغذیه ، باید مسموعات و مبصراتی که از راه گوش و چشم وارد مغز می شود شدیدا تحت مراقبت قرار گیرند . یک سخن پلید ، یک منظره منحرف کننده کافی است طفل را از صراط مستقیم بگرداند و برای همیشه او را بدبخت و آلوده نماید .
از همان ابتدا ولادت ، اوقات شیرخوارگی ، ایامی که طفل در گهواره زندگی می کند ، تندی و خشونت ومهر و نوازش در روح او اثر می گذارد .
پس برای تربیت فرزندانی صالح و سالم ابتدا لازم است پدران ومادران ، خود علما و عملا شایسته باشند ، زیرا مجموعه رفتار و گفتار آنان است که سرمشق کودکان می شود و صفات و عادات او را می سازد .
پس در تربیت فرزندان به پیشوایان دینی خود اقتدا کنند و با علم و بینش وسیع علف های هرز و خاشاک های مانع تربیت را از بین ببرند تا ناخواسته و به علت عدم اطلاع مثل پدران و مادرانی نباشند که فرزندان خویش را به طرف ظلالت و گمراهی سوق دهند .
پس بیاییم برای پیشرفت خود وجبران عقب ماندگیهایمان،تعلیم و به ویژه تربیت را از ماهها قبل از تولد در نظر بگیریم تا بتوانیم این انسان را که با بهترین وکامل ترین صفات ظاهری و باطنی آفریده شده است را آماده هدایت کنیم و بنا به اهمیت و حیاتی بودن این مسئله شارع مقدس حقوقی را برای نونهالان به مربیان ابلاغ کرده است که بی توجهی ونادیده گرفتن این حقوق موجب بازخواست و عقاب برای کسانی که کوتاهی کنند خواهد بود و زیر بنای این حقوق را که عبارت است از معرفی خداوند تبارک وتعالی و هدایت به سوی او می باشد ، با عنوان حق تربیت کودک قرار دارد که شامل شاخصه های جسمی و روانی ومذهبی و غیره می باشد . ناگفته نماند که از زاویه دید ما بهترین نوع تربیت آن تربیتی است که دربرگیرنده اقتضای فطرت و طبیعت و ضرورت های اجتماعی و سیاسی و مصالح فرد و جامعه باشد و کودکان را برای جامعه آرمانی مهدویت (عج) آماده کند .
یک موحد شایسته باید بداند در امر تربیت چه اطلاعاتی را متربی در آینده جهت رشد و تکامل روحی و اخلاقی نیازمند است و آن اطلاعات را اعم از اخلاقی ، عاطفی ، اجتماعی ، سیاسی ، مذهبی به فرد تحت تربیت خود بدهد . و این امانت الهی ( فرزندان )را به اهلش برساند و امر الهی را اجابت کند .
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیندبنگرد که تا چه حد است مکان آدمیت
سوالات تحقیق
1-آیادرفقه نیزمانندعلوم تربیتی به مراحل رشدکودک توجه شده است یاخیر؟
2-درمبانی فقهی چه مقداربه حقوق کودک توجه شده است؟
3-آیاتنبیه ،تعزیروتادیب کودک درمبانی فقهی موردقبول واقع شده است؟
4-مسئولیت کیفری اطفال ازنظرعلمای فقه وقانون مجازات اسلامی همخوانی دارد؟

فرضیات تحقیق
1- درمنابع فقهی وعلوم تربیتی توسط فقها و روانشناسان وکارشناسان به مراحل رشد، چه قبل وچه بعدازتولداشاره شده است.
2-درمبانی فقهی به حقوق کودک به اندازه ای اشاره شده است که برای هرمرحله ای ازسن کودک، حکمی باتوجه به نیازروحی ،جسمی واخلاقی آن دارد.
3- هدف اصلی دین تربیت انسانهاست وابعادوجودانسان دربسترتربیت اوشکل گرفته و تربیت براساس موازین قرآن کریم برپایه دواصل خوف ورجاء می باشد.
4- درهردومورد تا زمانیکه ارکان تشکیل دهنده مسئولیت به طورکامل تحقق نیابدکودکان فاقدمسئولیت اند.

بيان مسئله
با توجه به موضوع تحقيق میخواهيم بررسی داشته باشيم درباره حقوق و تربیت کودک با استفاده از منابع اصلی علمای فقه و حقوق اسلامی و همچنین مکتوبات دانشمندان علوم تربیتی و موضوعاتی را مورد بررسی قرار دهيم که در بر گيرندهي همهي کودکان باشد و همچنين آگاهیبخش باشد براي والدین و مربیان كه نقش اساسي دارند در پرورش روح و جسم فرزندان. با توجه به اینکه در این برهه از زمان تربیت کودکان و نوجوانان یکی از مسائل مهم است و اگر از دستورهای دینی درست استفاده شود بسیاری از مشکلات اخلاقی ومفاسد اجتماعی ازبین خواهد رفت لذا جهت تبيين اين مسئله موضوعات زیرمورد بررسی قرار خواهدگرفت:
عوامل موثر در رشد،مراحل رشد کودک قبل از تولد ،مراحل رشد کودک بعد از تولد ،تغذیه ، حضانت کودک ،نفقه ،سن بلوغ ازنظرفقها ،قرآن واحادیث،نقش خانواه دررشد کودک ،مدت شیرخوارگی ،شیر مادر وفوائد آن، تحنیک،تنبيه، تعزير، تأديب و مسئولیت کیفری کودکان از نظر فقهی وحقوقی از جمله سوالاتی هستند که باید به آنان جواب داده شود.
ضرورت انجام تحقيق
از آنجایی که موضوع تربيت كودك و شناخت احكام فقهي آن از اهمیت و عظمت خاصی برخورداراست وهمچنین زير بناي رشد يا سقوط يك اجتماع محسوب می شود.و جايگاه خالي آن در تحقيقات و رساله‌هاي دانشگاهي به چشم می خورد، در این تحقیق به بررسي حقوق و احكام تربيت كودك از ديدگاه فقه و علوم تربيتي پرداخته شده است .
با عنايت به گستردگي موضوع كه مراجعه به كتابهاي فقهي مختلف را مي‌طلبید، به طور ويژه به احكام فقهي و حقوق كودك از ديدگاه فقه پرداخته شده است تا بدين ترتيب پژوهشي جامع، كه حاوي احكام فقهي و حقوقي كودك را به طور مستقل با تكيه بر استدلال‌هاي فقهي و اصولي شيعه مورد ارزيابي قراردهیم.
اهداف تحقيق
تحقيق درباره بررسي حقوق و تربيت كودك از نظر فقه و علوم تربيتي است و چنانكه براي همگان مشخص است فرزند از نعمتهاي بزرگ خداوند است كه به خانواده‌ها هديه داده شده است.(اگر درست تربيت شود) بحث ما درباره كودك كه سنگ بناء زيرين يك اجتماع است.و در زمان ما بحث كودك حالت فوق العاده به خود گرفته است، البته در ميان همه ملت‌ها اين اهميت معلوم است به ویژ در ميان نويسندگان و علماء و خاصّه سياستمداران و سخنوران مسائل كودك مورد توجه اكيد قرار گرفته است. و ما در صدد آن هستيم كه گوشه‌اي از توجهات واقعي و عنايتهاي مكتب اسلام رابراي اين قشر به صورت مستند و منطقي به مخاطبان فهيم ارائه نماييم، و با اميد به پروردگار بتوانيم احكام كودك را كه بسيار گسترده در مباني فقهي و تربيتي اسلام آمده را با يك ملاحظه اجمالي به نظر خوانندگان محترم برسانيم.
پيشينه تحقيق
براي روشن شدن موضوع تحقيق، بايد گفت در رابطه با این موضوع به صورت مستقل ویکجا بحث نشده است و اگر مطالبی هم دیده میشود به صورت پراکنده ودر لابلای مطالب دیگر آورده شده است همانطور که در برخي از آيات قرآن كريم به اين مسئله تصريح شده است وعلاوه بر آن در اخبار و احاديث وارد شده از ائمه معصومين سلام الله عليهم نيز به احكام فقهي و تربيتي كودك در ابواب مختلف پرداخته شده است، همچنين در كتابهاي فقهي اين حقوق و احكام مورد بررسي قرار گرفته است و همچنین پایان نامه جناب آقای علی نقابی با موضوع بررسی حقوق وتربیت كودك از دیدگاه فقه و علوم تربیتی که در سال 1389به رشته تحرير در آمده است . از آن نيز بهره برداري شده است.
روش انجام تحقیق
روش تحقیق در این پایان نامه به صورت توصیفی، تحلیلی و برای جمع آوری مطالب از روش کتابخانه ای استفاده شده است براي شروع كار، آيات و رواياتي كه در زمينه حقوق كودك وارد شده بود از قرآن و كتب معتبر فقهي وپایان نامه بررسی حقوق وتربیت کودک ازدیدگاه فقه وعلوم تربیتی نوشته علی نقابی … مورد بررسي و مطالعه و فیش برداري قرار گرفت. و در مرحله بعد با بررسي كتابهاي فارسي دانشمندان مسلمان كه در رشته علوم تربيتي و روانشناسي كودك به رشته تحرير درآمده بود نيز مورد استفاده قرار گرفت و به دنبال آن از رساله‌هاي عمليه مراجع عظام بويژه مرحوم آيت اله خميني(قدس سره) و ديگر مراجع عظام استفاده زيادي شد.
و بعد از آنكه نكته برداريها انجام گرفت، مطالب به صورت منظم درآورده شد.
قالب بندی تحقیق
این پایان نامه دارای شش فصل میباشد.که در فصل اول مباحث نظری مانند رابطه حق وتکلیف ، معنای تربیت، خصوصیات کودک،وعوامل موثر بر رشد کودک قبل از تولد مورد بحث قرار گرفته است. در فصل دوم مراحل رشد قبل از تولد از نظر اسلام وعلوم تربیتی بررسی شده است . درفصل سوم عوامل موثر بررشد و تربیت بعد از تولدمانند خانواده ، مسئولیت پدر ومادر ،نقش مدرسه در تربیت کودک مورد بحث قرار گرفته است .در فصل پنجم حقوق کودک و مبانی فقهی از جمله استحباب اذان واقامه،تحنیک، ختنه، عقیقه، تغذیه کودک، حضانت ،نفقه وهمچنین سن بلوغ از دیدگاه قرآن،فقها واحادیث بررسی شده است . در فصل پنجم تنبیه ،تعزیرو تادیب کودک از منظر فقه و همچنین حکم اولیه وثانویه آن مورد بررسی قرار گرفته است. ودر فصل آخر مسئولیت کیفری اطفال از دیدگاه فقهی وحقوقی وارکان مسئولیت کیفری مانند عقل، شعور ، ادراک و…مورد بررسی قرار گرفته است.
فصل بندی و انتخاب موضوعات به گونه ای بوده که خواننده بدون مشقت میتواند، آنچه نیاز دارد، کسب نماید.طرح وبررسی موضوعات گوناگون براساس نظرات فقهاوعظام تدوین گشته،در عین حال از بررسی کتب حقوقی، فقهی وعلوم تربیتی در این زمینه غفلت نشده است و تاحد امکان نظرات مختلف و معتبر با ادله قوی ومستحکم دسته بندی و به شکلی استدلالی طرح گردیده است درعین حال از اصل ایجاز غافل نمانده، وبا آوردن مدارک در جای خود خواننده را به آن ارجاع داده است.
فصل اول
مباحث نظری

1-1-مقدمه
قبل از شروع سخن پیرامون موضوع پایان نامه لازم است توضیحاتی مختصر بر برخی مباحث مربوط به آن داشته باشیم .
1-1-1- معناي لغوی حق
معناي لغوي حكم :
حق در زبان عربی وفارسی معانی متعددی دارد ودرموارد فراوانی بکار برده می شودکه از آن جمله :«راست،
درست، (درمقابل باطل)،راستی، درستی، حقیقت،یقین، عدل وداد، انصاف،نصیب، بهره، مزد، سزاواری،
شایستگی،ملک، مال، خدای تعالی و…»1
1-1-2- معناي اصطلاحي حق :
فقها در اصطلاح، حق را اینگونه معنا کرده اند.
«حق عبارت است از: سلطنت شخصی بر دیگر، خواه این دیگری، شخصی باشد ،خواه چیزی دیگر مانند مال»2
به بیان دیگر می توان گفت:« حق عبارت از امتیاز ،قدرت یا اختیاری است که از سوی شرع یا قانون به
کسی داده میشود تا بر اساس آن بتواند در چیزی تصرف کند یا انجام کاری را از دیگری بخواهد.»3
حق به معنی اعم،عبارت است از آنچه که شارع ،وضع کرده است ،خواه حقوق به معنی اخص باشد خواه
تکالیف ،بنابراین در این معنی،استعمال علم حقوق در عصر ما صحیح است نه در معنی اخص » 4
اقسام حق :
حقوق دانان اسلامی حقوق را موردتقسیمات گوناگون قرار داده اند که عمق مطالعات آنان را نشان می دهد.
«اول حق الله ودوم حق الناس ، در تعریف این دو گفته اند «حق الناس (یاحق العبد ویاحقوق آدمین )آن است که انسان بتواند آنرا ساقط کند ، جز این هرچه باشد حق الله است، مانند مجازات ها و مقررات خمس و زکات که همه حق الله است. اما اسقاط حق مالکیت نشان می دهد که حق مالکیت ،حق الناس است .حق الناس جنبه حق خصوصی دارد ولی حق الله جنبه حق عمومی دارد.»5
1-1-3 – رابطه حق و تکلیف
« ذالک بان الله هوالحق و ان ما یدون ما دونه هوالباطل»6
حق کلمه ای است عام ، ضد باطل ، و به معنای عدیده اطلاق می شود .
«کاملترین مصداق آن وجود یگانه حق سبحانه وتعالی است ، ذات احدیت را حکمای اشراق ، نورالانوار و صوفیه ، حقیقه الحقایق گویند .»7
حق به عناوین مختلف تعبیر شده ، از جمله می توان به معانی زیر برای حق اشاره کرد :
«راست و درست و بی کم و کاست ، مانند وعده حق جل شانه که حق و درست است»8
بهره و نصیب و مال و ملک ، هنگامی که گفته می شود فلان چیزحق فلان شخص است
دوری از خطا و لغزش و پیروی از صراط مستقیم
آنچه که با موازین و کمالات مطلوب اخلاق تطبیق کند و آنچه که از روی عدل و انصاف درخور خواستن و رعایت آن ، لازم و واجب باشد .
قدرت یا معصیت یا اختیار و اقتدار و سلطه ای است که برای اشخاص و اجتماعات شناخته شده و بر مبانی اخلاق و عادت استوار است ، مانند حق حیات ، حق مالکیت و زوجیت ، حق رای و انتخاب کردن و انتخاب شدن و امثال آن
گاه هم حق به معناو مفهوم تکلیف به کار رفته است ،
چنانچه امام سجاد (علیه السلام) در رساله خود معروف به رساله حقوق ، اصل و ریشه حقوق را حقوق الهی دانسته و حقوق دیگران را متفرع بر آن برشمرده و به تفصیل در رابطه خلق با خالق و رابطه فرد با همنوع و رابطه انسان با نفس خود ، بحث نموده است .
پس برای هر انسانی حقی است و علیه او نیز حقی است و به عبارت دیگر احکام حقوقی به دو قسمت تقسیم می شود : 1 – حق 2 – تکلیف
«حق حکمی است که موجبات انتفاع مستقیم ذی حق را از موضوع آن فراهم و تکلیف حکمی است که مکلف را ملزم به انجام عملی می نماید که خود به طور مستقیم از آن منتفع نمی گردد و ظاهرا مشقت بار بودن آن نیز به همین خاطر است به عنوان مثال پرداخت مالیات ها در جوامع بشر ی یک تکلیف است در حالی که استفاده از مایملک توسط مالک یک حق می باشد.همچنین هر حقی در نقطه مقابل برای دیگران ایجاد تکلیف می نماید . وقتی می گوییم کسی حقی دارد از چیزی یا کسی بهرمند گردد ، درست به این معنی است که افراد دیگر مکلف هستند حق او را محترم بشمارند و مانع استیفای حق او نشوند.و اگر گفته شود افراد نباید در مال کسی بدون اجازه او تصرف نمایند این بدان معناست که مالک حق تصرف در اموالش را دارد .»9
در نتیجه باید گفت :« هر تکلیف و مسئولیتی مستلزم حقی است و هر حقی ، تکلیف و مسئولیتی را به دنبال دارد . دو مفهومی که باید روبروی هم قرار گیرد «حق» و «تکلیف» است نه حق و حکم ، زیرا حق نیز از آثار حکم است و باید اینگونه تقسیمات را در انواع حکم جستجو کرد . حکمی که حق می آفریند و حکمی که تکلیف به بار می آورد و موقعیت های حقوقی ایجاد می کند.»10
به عبارت دیگر« حق درجه ضعیفی از مالکیت است که برای « شخص » جعل شده است به گونه ای که اگر مشخص نباشد حق نیز نخواهد بود ولی در وضع حکم ، شخص مورد نظر نیست.»11
علاوه بر این« شارع اسلام در حق « توانایی و سلطنت » را برای شخص در چیزی یا در مقابل کسی اعتبار کرده است ، اما در حکم جعل شارع صرفا رخصت انجام دادن فعلی یا ترتیب اثر دادن بر فعل یا ترک فعل انسان است.»12
بنابراین ،« حکم فقط از طرف شارع جعل می شود . مکلف در آن سلطه ای ندارد ، برخلاف حق که شخص را بر انجام و ترک فعل قادر و مسلط می سازد.»13
1-1-4 – معنا و مفهوم تربیت
الف ) معنای لغوی :
«کلمه تربیت از ریشه کلمه « ربا ، یربو » گرفته شده است که معنای آن عبارت از رشد است و رباالولد را اینگونه معنا کرده اند : فرزند رشد ونمو کرد و یا ربی الولد : کودک را پرورش داده ، تربیت کرد ، بزرگ کرد.» 14
و همچنین به معنای « پروردن ، پروراندن ، آداب و اخلاق را به کسی آموختن ، پرورش »15 نیز آمده است .
ب ) معنای اصطلاحی :
در این زمینه شهید مطهری چنین می نویسد :
«تربیت عبارت است از پرورش دادن ، یعنی استعدادهای درونی که بالقوه در یک شی وجود دارد به فعلیت درآوردن و پروردن و لهذا تربیت فقط در مورد جانداران ، یعنی گیاه ، حیوان و انسان صادق است و از همین جا معلوم می شود که تربیت باید تابع و پیرو فطرت باشد.»16
«تربیت هدایت و اراده جریان ارتقائی وتکاملی بشر است به گونه ای که به سوی الله جهت می دهد و یا تربیت عبارت است از احیای فطرت خدا آشنایی انسان و پرورش ابعاد وجود او در جهت حرکت به سوی کمال بی نهایت ».17
و یا اینکه محمد التوفیق المقداد تربیت را اینگونه معنا می کند :
«تربیت مکتبی است که در آن مربی نفس متربی را ربانی می کند و مربی خود یقینا باید دارای نفس ربانی باشد و آن نفس ربانی را اعتقادات حقه ، منطق وجهت می دهد و بر آن شخصیت ربانی صفات شایسته و سیرتهای نیکو و اخلاق حسنه سایه می نهد و از آن نفس و آن شخصیت اعمال صالحه سر می زند و همین اعمال به آن وجود ، قوام و دوام می بخشد ، تا در شدائد احوال نفس از جای نرود و شکست نپذیرد .»18
همانطور که جنسیت جنین توسط مولای حکیم مشخص می شود دوقلو و چندقلو شدن جنین نیز به دست اوست از طرفی اگر خداوند اراده کند زن یا مرد را عقیم می سازد و تمام این ها نشان دهنده این مطلب است که ما از خود هیچ نداریم و هیچ قدرتی جز قدرت مطلقه خداوند در هستی حکومت ندارد و اگر نعمتی هم به ما می دهد به سبب لطف و کرم بی منتهای اوست .
بنابراین اعتراض ما نسبت به موجودی که کوچکترین دخالتی در حیات و ممات و صحت و سقم او نداریم ریشه ای جز جهل و ناآگاهی ما ندارد که نه خود را شناختیم و نه ولی نعمت خود را که به قول حضرت امیر مومنان علی (علیه السلام) :
« من عرف نفسه ، فقد عرف ربه »19هرکس خود را شناخت خدای خویش را هم شناخته است .
موضوع تربیت امروزه ، نه تنها در جوامع و خانواده های مسلمان مورد توجه قرار گرفته و هر پدر و مادری آرزو می کند که فرزندان خود را طبق رهنمود های صحیح و اصول و ارزش های الهی تربیت کرده و در نهایت فرزندی رشد یافته و کارآمد داشته باشد بلکه اهداف عالی و اخلاقی تعلیم و تربیت از مهم ترین دغدغه های جهانی است .
« بحث تعلیم و تربیت ، بحث ساختن افراد و انسان است یک مکتب که دارای هدف های مشخصی است و مقررات همه جانبه ای دارد و به اصطلاح سیستم حقوقی ، سیستم اقتصادی و سیاسی دارد ، نمی تواند یک سیستم خاص آموزشی نداشته باشد ، زیرا مکتبی که می خواهد در بین مردم یک طرح خاص اخلاقی یا اقتصادی و یا سیاسی را پیاده کند ، قطعا این ها را برای انسان ها می خواهد ، اعم از اینکه فرد انسان هدف باشد و یا جامعه انسانی .البته این مسئله اصالت فرد یااصالت جامعه خود مسئله ایست که باید بحث شود اگر هدف جامعه باشد باز هم این افراد هستند که به وسیله آن ها باید این طرح ها پیاده بشود ، پس به ناچار باید آموزش ببیند و طوری پرورش پیدا کنند که بتوانند همین طرح ها را در اجتماع پیاده نمایند و اگر هم هدف خود فرد باشد باز هم می باید طرحی و برنامه ای برای ساختن فرد وجود داشته باشد و اگر هم مکتبی مثل اسلام باشد که در آن اصالت فرد محفوظ است و هم اصالت اجتماع ، قطعا می باید برنامه ای برای ساختن افراد در دست داشته باشد ، هم از آن نظر که هدف بودن فرد ( اصالت خود ) تامین گردد و هم از آن جهت که باید فرد مقدمه ای و ابزاری برای اجتماع باشد . با توجه به همین نکته است که ضرورت می یابد که با اصول تعلیم و تربیت اسلامی آشنا بشویم.»20
« یکی از حقوق فرزندان فراهم نمودن زمینه تربیت صحیح در وجود فرزندان می باشد و اگر زمینه های تربیت صحیح در فرزندان به وجود نیاید ، اعمال روش های تربیتی در آنان نتیجه نخواهد داد . چنان که سعدی با اشاره به اهمیت این نکات می گوید :
پرتو نیکان نگیرد هرکه بنیادش بد است تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است
نکته های مهم و لطیفی در امر تربیت فرزندان وجود دارد که والدین برتر به آن ها توجه کرده و در تربیت فرزندان این نکات سرنوشت ساز را مد نظر قرار می دهند . انتخاب پدر و مادر صالح ، غذایی که به طفل خورانده می شود، شرایط انعقاد نطفه، حالات و رفتار مادر در دوران بارداری، نامگذاری کودک ، چگونگی تامین نیازهای جسمی و روحی، توجه به شخصیت فرزند، عقیقه ، صدقه، دعا و نفرین والدین، نحوه گزینش دوستان، شیوه تشویق و تنبیه و ده ها عامل دیگر از جمله مسائلی هستند که در حالات، ویژگی های شخصیتی، خلق وخوی وخصلت های آینده کودک تاثیرداردوانتخابهای وی را درمسیر زندگی رقم می زند .
امام حسن مجتبی (علیه السلام) نیز با اشاره به اهمیت فراهم کردن زمینه های مناسب در تربیت فرزندان، تاثیر صفات وحالات روحی والدین راهنگام مباشرت یادآورشده وفرموده اگرلحظه مباشرت وانعقاد نطفه،دل آرام، گردش خون دررگ ها به صورت طبیعی وبدن خالی ازاضطراب باشدفرزندبه پدرومادرخودشبیه خواهدبود .
برخی از شاعران این حقیقت را در اشعار خود گنجانیده وتاثیر عوامل مختلف را در امر تربیت ، با آوردن تمثیلاتی نمایانده اند،داستان زیر یکی از همین موارد را بیان می کند :
پــدری با پسـرش گفـت بـه خـشـم کــه تــو آدم نـشـوی جــان پســر
گــرکـسان جـامـع خـیـر و شـرنــد از سـرا پــای تـو ریـزد هـمـه شــر
حیـف از آن عمـر که ای بی سر و پـا در پـــی تــربـیتـت کـــردم ســر
دل فــرزند از ایـن حـرف شـکـست بــی خـبــر روز دگــر رفـت سفــر
رفـت از پـیـش پــدر تـا کـه کـنـد بـهـر خـود فـکـر دگـر ،کـار دگـــر
چـند سـالی بـگذشـت وپـس از ایـن زنـدگی گشت بـه کامش چو شکـــر
عــاقـبت شـوکـت والـایـی یــافت حـــاکـم شهــر شـد وصــاحـب زر
چنــد روزی بـگذشـت و پس از این امــر فــرمـود بــه احـضــار پــدر
پــــــــدرش آمــــد از راه دراز نــزد حــاکـم شـد وبشناخت پســر
پســر از غـایـت خـودخـواهی وکبر بــه ســرا پــای وی افـکنـد نـظــر
گفـت ای پیــر ، شنـاسـی تو مـرا ؟ گفـت : کـی مـی روی از یــاد پــدر
گفـت : گفتـی کـه مـن آدم نشـوم حــالیـا ، حـشمـت و جـاهــم بنگــر
پیـــر خنـدیـد و سـرش داد تکـان گفـت : ایـن حـرف و برون شـد ازدر.
مـن نـگفتم کـه تـو حـاکم نشـوی گفتـــم : آدم نـشـوی جـــان پســـر21
اکثر مردم درباره آدم با تربیت صحبت می کنند ولی غالبا یک یا چند جهت از خصوصیات فردی یا جمعی را در نظر دارند ، پاره ای تعلیم و تربیت را با اخلاق خوب مترادف قرار می دهند . دسته ای از اشخاص مبادی آداب را با تربیت تلقی می کنند . بعضی افراد روشنفکر را تربیت شده فرض می نمایند .
گاهی اشخاص دانشمند یا اشخاصی که در رشته ای اطلاعاتی کسب کرده اند را به عنوان افراد تربیت شده معرفی می کنند . زمانی سازگاری با جمع را دلیل باتربیت بودن تلقی می نمایند .
عامل تربیت همیشه ارادی و از روی قصد نیست ، گاهی مشاهده یک رفتار یا خواندن یک مقاله یا گوش دادن به یک سخنران بدون این که نویسنده قصد تربیت دیگری را داشته باشد یا خواننده قصد تربیت خود را داشته باشد در تربیت فرد و تغییر رفتار او تاثیر دارد .
” برودی ” استاد تعلیم و تربیت دانشگاه ایلینویز ، تعلیم و تربیت را به عنوان کنترل یادگیری مورد بحث قرار می دهد . ابتدا آنچه را که از مفهوم تعلیم و تربیت خارج است مانند اموری که در جریان رشد و تکامل خود به خود ظاهر می گردد و مربوط به وقایع بدنی می باشد ذکر می کند و سپس رابطه ی تعلیم و تربیت را با یادگیری بررسی می نماید . به نظر این استاد دانشگاه تعلیم و تربیت با یادگیری یکسان نیست به عنوان مثال یادگیری هایی بدون آگاهی یا به عبارت درست تر بدون دارا شدن فهم صحیح ، امری را می آموزد به هیچ وجه جنبه ی تربیتی ندارد از طرف دیگر تعلیم و تربیت جنبه ی ایده آلی دارد و مربی می خواهد آن چه را که فرد باید بیاموزد در وی رشد مید هد ، بنابراین آن دسته از یادگیری ها که تحت کنترل قرار دارد مورد بحث تربیتی است و با تعلیم و تربیت مربوط می باشد بنابراین از این جهت نمی توان یادگیری را از تعلیم وتربیت جدا ساخت.
پرفسور برودی پس از بیان این مطلب سه نوع تربیت را مورد بحث قرار می دهد :
_تربیت محیطی : این تربیت خود به خود صورت می گیرد ، تماس اجتماعی فرد با دیگران ، فراگیری اموری مثل خوردن غذای معین ، راه رفتن در پیاده رو می شود . چنانچه می بینیم در این جا پرفسور برودی این نوع یادگیری را که فرد بدون توجه و همچنین بدون نقشه فرا می گیرد با تعلیم و تربیت مترادف تلقی می کند ، این



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید